تبصره- هرگاه متهم اثبات نماید قصد اخلال در نظم و امنیت جامعه یا ایراد خسارت عمده را نداشته و یا علم به مؤثر بودن اقدام خود را در این موارد نداشته است، مفسدفیالارض نمی باشد.”
این ماده سعی نموده است تا عنوان مفسدفیالارض را تعریف نموده مصادیقی برای آن تعیین نماید لکن ایراداتی بر آن مترتب است، اول آنکه تعریفی از فساد ارائه نداده است و به نظر هر گناه و جرمی را بتوان از مصادیق فساد دانست.
دوم آنکه این ماده مفسد فی الارض را از باب فساد صرف مجرم نمیداند بلکه تنها افسادی که با قصد مقابله با نظام اسلامی باشد را جرم انگاری نموده است.
سومین نکته در این ماده عدم تعریف برخی از عبارات است فرضاً مقصود از عبارت اخلال شدید چیست؟ یا خسارت عمده چیست؟ و …این ها هر یک سبب بروز تفاسیر گوناگون میشوند و با توجه به مجازات سنگین این جرم تفسیر آن ها وضعیت خطیری مییابد.نکته چهارم در تبصره این ماده نهفته است که چگونه ممکن است شخص اقدام خرابکارانه گستردهای انجام دهد لکن قصد ایراد خسارت عمده نداشته باشد فرضاً در آتش زدن یک نیروگاه برق شخص یقیناً میداند که چه خسارت وسیعی به جای میماند و با این حال به عمل مجرمانه خویش اقدام میورزد، مثالهایی از این دست بسیارند و به نظر تبصره این ماده به گونهای نگارش یافته که فایده عملی چندانی بر آن مترتب نیست و به نوعی میتوان گفت هدف مقنن از آوردن این تبصره مقید نمودن ماده اصلی و کاهشدادن عنوان.
این ماده نیز با کمی تغییرات جزئی در آخرین اصلاحیه جای خود را به ماده ۲۸۷ داده است.
ماده ۱۱- ۲۲۸: ”هر گروهی که بر مبنای نظریه سیاسی در برابر نظام جمهوری اسلامی ایران قیام مسلحانه کند، باغی میباشد و در صورتی که دست به اسلحه یا مواد منفجره برده محارب محسوب شده و به مجازات اعدام محکوم میگردند.”
به نظر نگارنده ایراد این ماده در آن است که قیام مسلحانه را علیه نظام جمهوری اسلامی ایران باغی دانسته و در ادامه میگوید در صورت دست به اسلحه یا مواد منفجره بردن محارب محسوب میشود حال جای سوال است که چگونه قیام مسلحانه بدون دست بردن به اسلحه یا مواد منفجره میسراست و اینکه فرض به کارگیری اسلحه یا مواد منفجره را تحت عنوان محارب آورده است نوعی نقض غرض است و عنوان جزایی باغی را مختل میسازد. به نظر میبایست عنوان مینمود که قیام مسلحانه با قصد سیاسی علیه جمهوری اسلامی ایران جرم بغی و مستوجب اعدام است و اقدامات مسلحانه بدون انگیزه سیاسی محاربه است.
در آخرین اصلاحیه ماده ۲۸۸ جایگزین این ماده گردیده است. در ماده آمده است: «گروهی که در برابر اساس نظام جمهوری اسلامی ایران قیام مسلحانه کند یا نحی محسوب و در صورت استفاده از سلاح، اعضا آن به مجازات اعدام محکوم میگردند» در مقایسه این ماده با ماده ۱۱-۲۲۸ ملاحظه میگردد. در آخرین لایحه اصلاحی بجای ست به سلاح بردن، استفاده از صلاح شرط تحقق این بزه است.
ماده ۱۲- ۲۲۸: ”هرگاه باغی قبل از درگیری واستفاده از سلاح دستگیر شود در صورتی که سازمان و مرکزیت آن ها وجود داشته باشد، با توجه به شرایط، شخصیت و نقش مرتکب به حبس از ۱۰ تا ۱۵ سال محکوم می شود و در صورتی که سازمان و مرکزیت آن ها از بین رفته باشد، مرتکب به حبس از سه تا پنج سال محکوم میگردد.
تبصره- هرگاه فعل باغی مصداق یکی از جرایم مستوجب حد باشد ویا موجب جنایت بر نفس یا عضو شود، علاوه بر مجازات مذکورحسب مورد به مجازات آن حد یا قصاص یا پرداخت دیه محکوم خواهد شد. حق قصاص مقدم بر مجازات حد است.”
در خصوص اصطلاحات سازمان و مرکزیت در محشاها و کتب جزایی بسیار سخن گفته شده است لذا از پرداختن به آن ها خودداری میشود.
ماده ۱۳- ۲۲۸: ”مجازات معاونت در بغی و افساد فیالارض و همچنین مجازات شروع به آن همان مجازات معاونت و شروع به محاربه است.”
توضیحات ماده ۹- ۲۲۸ در این باره نیز جاری است.انطباقی با این ماده است، که البته مغایر اصول قانونگذاری است.
نهایتاً در جمع بندی بحث محاربه و افساد فی الارض می توان گفت که: عبارات قانون در مورد تشخیص جرم افساد فی الارض غیر شفاف است. در قانون جدید در ماده ۲۸۷مقرر شده است: هر کس به طور گسترده مرتکب جنایت علیه تمامیت جسمی افراد وغیره شود، یا معاونت در آن ها داشته باشد، به گونه ای که موجب اخلال شدید در نظم عمومی، ناامنی، بروز خسارت یا سبب اشاعه فساد و فحشا در حد وسیع شود، باید او را به مجازات مفسد فی الارض رساند.شامبیاتی افزود: می بینیم عباراتی مانند «به طور گسترده» و «فحشا در حد وسیع» و «اخلال شدید در نظم»، سه عبارت غیر شفاف هستند.
این ماده میگوید اگر تاثیر عمل کسی در حد وسیع و گسترده باشد، مجازاتش اعدام است، اگر نباشد به مجازات تعزیری محکوم می شود. دادگاه چگونه تشخیص دهد عمل فرد و تاثیرش در حد وسیع و گسترده است یا نه؟ آوردن این گونه عبارات مبهم و غیر شفاف در این ماده امکان به وجود آوردن مشکلاتی را برای دادرسان در تشخیص جرم افساد فی الارض فراهم میکند.
نتیجه گیری و پیشنهادات
از آنچه که در این نوشتار مورد مطالعه و بررسی قرار گرفت، می توان نتیجه گرفت که در نحوه تدوین قانون مجازات فعلی کشورمان که به صورت آزمایشی اجرا می شود، ولو در محدوده جرائم مستوجب مجازات حد، ایرادات غیرقابل اغماض وجود دارد که باید قانونگذار درصدد رفع آن ها برآید و همچنین در مواردی که ابهام وجود دارد باید به طور کارشناسانه تجزیه و تحلیل شده و مقررات جزایی مطلوب جامعه اسلامی ارائه گردد.
در باب محدودیت جرائم مستوجب حد نیز بر این نکته تأکید شد که با عنایت به محدود بودن تعداد جرایم مستوجب حد، میبایست درصدد محدود نمودن رفتارهایی که عنوان مجرمانه دارند، بود که امروزه آن را کیفرزدایی مینامیم و غرض تعالیم الهی هدایت انسانها از طریق رشد دادن آن ها است نه آنکه شارع بخواهد با ابزار مجازات انسانها را به سوی تکامل سوق دهد.
در باب تنظیم جرائم مستوجب حد نیز گفته شد که موارد زائدی در قانون وجود دارد که در آن ها شرایط کلی تکلیف و شرایط و کیفیات حدود، بدون نیاز ضروری تکرار شده است و این مقاله بر آن بود که میتوان آن ها را اصلاح کرد و این سبک اصلاح، میتواند مورد توجه قانونگذار بوده و بر این اساس درصدد اصلاح و تنقیح آن برآید.
در لایحه جدید رویکرد خاصی دیده نشده است. مشخص نیست که در این لایحه قانونگذار به دنبال یک سیاست جنایی اصلاحی است یا به دنبال تشدید کیفر است و عباراتی که در مقدمه وجود دارد در برخی مواد کاملاً متناقض است. در این لایحه جرم انگاری های جدید گسترده یی صورت گرفته است. بدعت گذاری در دین، افساد فی الارض و عناوین دیگری را قانونگذار یا برای اولین بار قانونگذاری کرده یا آن چیزی که در مواد قانونی بوده به صراحت بیشتری بیان کردهاست.اما به اعتقاد وی جرم انگاری جدید لوازم خاصی را می طلبد. وقتی جرم انگاری جدیدی می شود، زندان های زیادتری، پلیس، دادسرا و دادگاه های بیشتری باید ایجاد شود که به هیچکدام از این ها توجهی نشده است. در واقع جرم انگاری های جدید به طور گسترده یی انجام شده، در حالی که در سایر مقررات کیفری و