- منطقی اندیشیدن و پیشبینی کردن مشکلات
هر کاری را که میخواهید شروع کنید، باید از پیش، خود را برای مواجهشدن با برخی مشکلات آمادهسازید. احتمال بروز مشکلات کاملاً طبیعی و منطقی است. ترک کردن کاری به دلیل احتمال مواجهه با مشکل، در واقع، از دست دادن منافع و مزایای آن کار است. با چنین تفکری، انسان هرگز موفق به انجام کار نمیشود و در نتیجه، با اهمالکاری مواجه میگردد.
هر کاری با یک ناراحتی موقت همراه است که در صورت استمرار، آن نیز عادی میشود، امّا به تعویق انداختن کار، رنجی دوچندان در پی دارد.
- نحوه بیان تکلیف
مسامحهکارها معمولاً به خود میگویند: «باید این کار را انجام بدهم.» عبارتهای «باید دار» معمولاً مؤثر نیستند؛ زیرا احساسی از گناه تولید میکنند و در نتیجه، شرایطی فراهم میسازند که از انجام آن خودداری مینمایند. گاهی اوقات هرچه بیشتر به خود بگوییم که باید کاری صورت دهیم، انجامش به همان اندازه دشوار میشود. طرز بیان و کیفیت ادای مطالب میتواند در بهبود روحیه و خصوصیات روانی فرد نقش داشته باشد؛ مثلاً بهجای این جمله «من باید بیشتر کارکنم» بهتر است بگوید: «اگر بیشتر کارکنم، نتایج بهتری به دست خواهم آورد»
- پرهیز از عمومیت دادن
اگر در کاری با شکست و ناکامی مواجه شدیم، این دلیل بر آن نمیشود که اقدام به هیچ کاری نکنیم و ناکامی خود را به همه جوانب زندگی تعمیم دهیم. نباید هیچوقت خود را بدشانس و شکستخورده بپنداریم. باید بدانیم که زندگی همیشه با فراز و نشیب و شکست و پیروزی همراه است و شکستهاست که پیروزیهای چشمگیر به دنبال میآورد.
- زمان شروع کار
اگر بخواهیم دچار اهمالکاری نگردیم، باید با فراغ بال، تصمیم به شروع کار بگیریم. اگر اشتغال به کارهای ناتمام، ما را محاصره کرده و ما را به تمام کردن آن ها فرامیخوانند، هرگز نباید تصمیم به انجام کاری بگیریم که به تأخیر می انجامد و در نتیجه، با اهمالکاری مواجه شویم.
- تغییر محیط و شرایط
شرایط و محیط نیز میتوانند در بروز اهمالکاری مؤثر واقع شوند. بسیاری از افراد با جابهجایی و تغییر محیط، میتوانند از اهمالکاری رهایی پیدا کنند. بسیاری از محصلان ترجیح میدهند در محیط آزاد به مطالعه بپردازند؛ زیرا فکر میکنند شرایط لازم برای مطالعه در اتاقهای دربسته فراهم نیست. پس منتظر نمانید و با تغییر شرایط و محیط، خود را از اهمالکاری رهاسازید و از لذت انجام کار بهرهمند شوید.
- مراجعه به مشاور
پس از رعایت نکات مذبور، اگر فردی دچار اهمالکاری و به تأخیر انداختن کار است، با مراجعه به مشاور متخصص و باتجربه، از روشهای درمانی دیگر نیز برای اصلاح این عادت ناپسند استفاده نمایید (الیس و نال، ترجمه فرجاد، ۱۳۷۵).
۲-۲-۶- رابطه بین اهمالکاری تحصیلی و پیشرفت تحصیلی
اهمالکاری به معنی به تعویق انداختن کارها است و اهمالکاری تحصیلی یعنی به تعویق انداختن فعالیتهای درسی است (الیس و جیمز نال[۱۰۵]،۲۰۰۴)، از پژوهشها چنین استنباط میگردد که افراد اهمالکار ارزش خود را به میزان پیشرفتی که در ذهن دارند میدانند و لذا وقتی در انجام یک تکلیف شکست بخورند آن را معادل ارزش شخصی خود میداند و حس ارزشمندی خود را از دست میدهند و در نتیجه برای رسیدن به هدف موردنظر خود تلاش نمیکنند و در نتیجه پیشرفت تحصیلی مناسبی نخواهند داشت (گورویی، خیر، هاشمی،۱۳۹۰).
تا بدین جا درباره پیشینه نظری پیشرفت تحصیلی و اهمالکاری به صورت مفصل توضیحاتی بیان شد در بخش بعد درباره مهارتهای تحصیلی و شغلی از قبیل مهارت خودشناسی (خودآگاهی، برنامهریزی و روشهای مطالعه و …) و رشته شناسی و شغل شناسی به صورت مفصل توضیح داده میشود.
گفتار سوم
۲-۳- مهارتهای تحصیلی- شغلی
مطالعه و خواندن فعالیتی پیچیده است و هیچ روشی بهتنهایی نمیتواند پاسخگوی همه موقعیتها باشد. شیوه مطالعه باید از طریق انتخاب و ترکیب فنون و روشهای مختلف خواندن برگزیده شود (نوریان[۱۰۶]، موسوی نسب[۱۰۷] وفاحری[۱۰۸]،۲۰۰۶). بنابرین یادگیرندگان در هنگام روبرو شدن با انواع تکالیف یادگیری، از راهبردها و روشهای مشخصی استفاده میکنند. مهارتها یا راهبردهای مطالعه شامل افکار و رفتارهای نهان و آشکاری است که با موفقیت در یادگیری مرتبط هستند و میتوانند از طریق مداخلات آموزشی تغییر یابند (خدیوزاده و سیف، والایی، ۲۰۰۴). همچنین این مهارتها یا استراتژیها به صورت هر فعالیت شناختی، عاطفی یا رفتاری که فرایند ذخیره، بازیابی و استفاده از دانش یا آموختهها را تسهیل میکند، تعریفشده است (دروسیسو رزا، شوارتز و هاگ و بردیج[۱۰۹] ۲۰۰۴).
پژوهشها نشان میدهند که رویکردهای یادگیری دانش آموزان که عادات یا مهارتهای مطالعه را نیز دربر میگیرد، موفقیت دانشآموز یا فراگیر را پیشبینی میکند (بهلر[۱۱۰]، اسچویند[۱۱۱] و فولس[۱۱۲]،۲۰۰۱). در همین رابطه مطالعات انجامگرفته در حیطه روانشناسی شناختی نشان دادهاند که راهبردهای مطالعه و یادگیری، با تسهیل یادگیری، عملکرد تحصیلی فراگیران را بهبود میبخشد (خدیوزاده، سیف و والایی،۲۰۰۴).
بهعلاوه مطالعات متعدد نشان دادهاند که نارسایی در مهارتهای یادگیری و مطالعه میتواند تمامی مزایای یک محیط آموزشی مطلوب و حتی قابلیتهای هوشی، شخصی و سلامت جسمی-روانی افراد را به طور منفی تحتالشعاع خود قرار دهد و از طرفی در صورت کارآمدی میتواند بسیاری از نارساییهای احتمالی در محیطهای آموزشی و یا حتی کاستی در انگیزش تحصیلی و سلامت جسمی-روانی را که میتواند تأثیر مطلوبی بر عملکرد تحصیلی فرد داشته باشد را تعدیل یا جبران کند (کوشان و حیدری،۲۰۰۶).
۲-۳-۱- مهارت خودشناسی
آیا تابهحال این سؤال را از خود پرسیدهاید که من کیستم؟ به نظر دیگران من چطور فردی هستم؟
لازمهی پاسخ دادن به این سؤالات داشتن خودآگاهی است. خودآگاهی به این معنی که چگونه به خود نگاه کرده و بر
اساس این نگاه چه احساسی پیدا میکنیم. آیا فردی را میشناسید که از خودآگاهی خوبی برخوردار باشد؟ چه ویژگیهایی دارد؟
نوع خودآگاهی ما پیشبینی کننده احساس رضایت از خودمان وزندگی است.
احساس ناراضی بودن از خود، نشانه هایی است که به فرد هشدار میدهد که نیازمند تغییر است و اساسیترین بخش این تغییر بر خودآگاهی است. متأسفانه ما کمتر حاضریم وقتی را صرف این کنیم که ببینیم چه خصوصیاتی داریم و کمتر میتوانیم ارزشها، علایق و چیزهایی که دوست نداریم، باورها یا سبک زندگیمان را تجزیهو تحلیل کنیم. ما فقط در تکاپو هستیم تا کارهای دیروز را به پایان رسانده و کارهایی برای فردا داشته باشیم و همین عمل را فردا و روزهای بعد هم انجام میدهیم.
الف- تعریف خودآگاهی: آگاهی یافتن و شناخت اجزای وجود همچون خصوصیات ظاهری، احساسات، افکار و ·باورها، ارزشها، اهداف، نقاط قوت و ضعف، آگاهی یافتن از ویژگیهای خود یک مهارت است و الزام به نگریستن خود، اولین قدم خودآگاهی است. چه اهدافی را دنبال میکنید؟ ازنظر عاطفی در چه شرایطی هستید؟
ازنظر ظاهری چه ویژگیهای دارید؟
- اجزای خودآگاهی