تعریف برنامه درسی متناسب با وجود تمثیل و ریشه لغوی این واژه، معرف برداشت سنتی از برنامه درسی شناخته می شود که بر مجموعه ای از تصمیم های از پیش گرفته شده و مسیر شناخته شده ای که یادگیرندگان بر اساس تشخیص برنامه ریزان باید طی کنند، تکیه دارد. این مجموعه از تصمیم ها، در سند برنامه درسی یا چهارچوب و راهنمای برنامه درسی منعکس می شود که برای یک درس خاص، یک پایه تحصیلی یا یک دوره تحصیلی در نظر گرفته شده است (مهر محمدی، ۱۳۸۷: ۱۲-۱۱).
علیرغم روشن بودن معنی لغوی مفهوم برنامه درسی، برداشت ها از این واژه در عرصه تعلیم و تربیت متفاوت است به طور کلی اغلب تعاریفی که از برنامه درسی ارائه شده است را می توان در یکی از طبقات زیر قرار داد.
۱- برنامه درسی به عنوان مجموعه ای از دروس یا برنامه ای برای مطالعه
از این نقطه نظر برنامه درسی عبارت از برنامه ای که در آن فهرست موضوعات مختلف درسی به تفکیک تعیین و تصریح شده است. برای مثال برنامه درسی پایه دوم ابتدایی شامل دروسی نظیر ریاضی، علوم، تعلیمات اجتماعی و … است. تعریف برنامه درسی به عنوان برنامه ای برای مطالعه در زمره تعاریف سنتی و محدود است زیرا به مسائلی نظیر اهداف و نیات تعلیم و تربیت، فرایند های یادگیری، نتایج و بسیاری از تجاربی که یادگیرندگان در محیط آموزشگاه به آن دست مییابند بی اعتنا است (فتحی و اجارگاه، ۱۳۸۸: ۱۵).
۲- برنامه درسی به عنوان فهرست رئوس مطالب
برداشت دوم از برنامه درسی نیز در زمره تعاریف سنتی است و آن عبارت است از مجموعه ای از سر فصل ها و رئوس اصلی مطالب برای یک درس خاص. برای مثال برنامه درسی جامعه شناسی میتواند شامل مباحثی نظیر شهرنشینی، طبقات اجتماعی و… باشد. فتحی معتقد است که این برداشت از مفهوم برنامه درسی، بسیار محدود است زیرا اگر چه برنامه درسی شامل مجموعه ای از سر فصل ها و رئوس مطالب است امّا به آن محدود نمی شود (همان، ۱۵).
پروند نیز بر این عقیده است که، رئوس مطالب یک یا چند چیزی جز « تهیه رئوس مطالب درسی »[۱۱] نیست که به غلط جمعی آن را برنامه درسی تعریف کردهاند (پروند، ۱۳۸۵: ۱۲).
۳- برنامه درسی به عنوان محتوای یک درس یا مجموعه ای از دروس
این تعریف نسبت به تعاریف قبلی اندکی وسیعتر است و در آن برنامه درسی به عنوان محتوای آموزشی در نظر گرفته می شود. این برداشت از برنامه درسی نیز بسیار ساده و سنتی است. این مفهوم از برنامه درسی، برنامه درسی را به انتخاب و ساماندهی مجموعه ای از اطلاعاتی که یادگیرندگان باید به آن دست یابند، محدود می کند و عناصر متعددی نظیر اهداف و شرایطی که یادگیرنده باید تحت آن شرایط با محتوا تعامل پیدا نماید، مد نظر قرار نداده است (فتحی و اجارگاه، ۱۳۸۸: ۱۶ -۱۵).
۴- برنامه درسی به عنوان برنامه زمانی برای تدریس دروس
بر اساس این دیدگاه، جدول زمانی تدریس دروس در هفته توسط معلمان و مربیان همان برنامه درسی تدوین می شود. در اثبات محدود بودن این برداشت می توان گفت که همان طور که برنامه های آموزشی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و … محدود به برنامه زمانی نیستند، برنامه درسی نیز تنها به برنامه زمانی تدوین دروس منحصر نمی باشد. اگر چه عنصر زمان، مدیریت و کنترل آن، یکی از عناصر برنامه درسی است (همان،۱۶).
۵- برنامه درسی به عنوان مجموعه ای از اهداف و مقاصد
بزعم حامیان این برداشت، برنامه درسی تعیین پیشاپیش مجموعه ای از اهداف یا نتایج یادگیری مورد انتظار است. برای مثال برخی صاحبنظران مانند میل و لوی معتقدند: برنامه درسی مجموعه ای از مقاصد درباره فرصت های درگیر شدن افراد تحت تعلیم با افراد دیگر و یا اشیاء در محدوده زمان و مکانی معین است (همان، ۱۶).
۶- برنامه درسی به عنوان مجموعه ای از تجارب یادگیری
این تعریف در مقام مقایسه با سایر تعاریف از این مفهوم، طیف وسیعی از تعاریف را به خود اختصاص داده است. بر اساس طبقه بندی زایس، تعاریفی که بر تجربیات یادگیری در برنامه درسی تأکید دارند به دو دسته کلی قابل تقسیم هستند:
۱-۶- برنامه درسی به عنوان مجموعه ای از تجربیات یادگیری برنامه ریزی شده
در این دیدگاه برنامه درسی مجموعه ای از تجربیات یادگیری است که پیشاپیش توسط برنامه ریزان و یا مدارس پیشبینی و تدارک دیده شده است تا دانش آموزان در معرض آن قرار گیرند و به مقاصد و نتایج مورد انتظار دست یابند (همان، ۱۸-۱۷).
دال نیز کلیه فعالیتها و تجربیاتی را که دانش آموزان تحت نظارت مدرسه کسب میکنند را برنامه درسی می نامد (Doll ; 1982).
۲-۶- برنامه درسی به عنوان کلیه تجربیات یادگیری که دانش آموزان دارند
همان طور که در فصل اول خاطرنشان شد تجربیاتی که یادگیرندگان در محیط آموزشی کسب میکنند تنها منحصر به تجربیات برنامه ریزی شده و از پیش تعیین شده نمی گردد. به عبارت دیگر علاوه بر تجاربی که در برنامه درسی رسمی برای دانش آموزان تدارک دیده می شود، یادگیرندگان از یکدیگر، از تعامل با کارکنان مدرسه مانند معلمان، مدیران و نیز جو و فضای آموزشی، تجاربی را به دست می آورند. این تجارب غیر رسمی اگر چه از قبل پیشبینی نشده است ولی بر رفتار و نگرش یادگیرندگان اثر شگرفی دارد (فتحی و اجارگاه، ۱۳۸۸: ۱۸). دیویی ( ۱۹۵۲-۱۸۵۹ م) در دو کتاب (۱۹۰۰م مدرسه و جامعه) و دیگری کودک و برنامه درسی (۱۹۰۲م) میگوید که پایه و اساس آموزش و پرورش باید تجربه کودک باشد، دست اندرکاران آموزش و پرورش باید بدانند که کودکان یاد گیرنده های فعالی هستند که قبلاً از طریق زندگی اجتماعی معنادار در این کار درگیر شده اند. آموزش و پرورش باید بر هر یاد گیرنده به عنوان یک انسان منحصر به فرد که میتواند خود به تنهایی همه زندگی باشد تأکید کند و چنین فرض کند که رشد او میتواند در رشد جامعه نقش بسزایی داشته باشد (قورچیان و تن ساز، ۱۳۷۴: ۳۹).
بی یر برنامه درسی را به عنوان یک حوزه تخصصی میداند که محدود به مجموعه ای از تجارب و یادگیری های از پیش تعیین شده و یا برنامه درسی رسمی نیست (Beyer; 1991).
۷- برنامه درسی به عنوان شیوه تفکر
برخی استدلال میکنند که برنامه درسی در حقیقت وسیله ای است که از طریق آن فراگیران درباره مسائل مختلف به تفکر و تأمل می پردازند. و بیشتر از آنکه در آن فراگیری مسائل و موضوعات خاص مدنظر باشد، آشنایی با نحوه برخورد و تفکر صحیح در ارتباط با مسائل مدنظر است. برای مثال کونلی و لانتز در طبقه بندی خود تعاریف مختلفی از برنامه درسی ارائه میدهند که یکی از این تعاریف اشاره دارد به اینکه:
«برنامه درسی مجموعه وسیعی از شیوه های تفکر درباره تجربیات بشر است و آنچه که در این فرایند مهم است نه یادگیری نتایج و میراث فرهنگی، بلکه فرایند تفکر میباشد» (فتحی و اجارگاه، ۱۳۸۸: ۲۰).
در این طبقه بندی کسانی مانند اسمیت، استانلی و شورز نیز قرار می گیرند که برنامه درسی را به شکل زیر تعریف می نمایند:
«تنظیم تجربه های مهم که در مدارس برای عادت دادن کودکان و نوجوانان به فکر کردن و عمل نمودن گروهی در نظر گرفته و اجرا می شود» (ملکی، ۱۳۸۸: ۱۳).
۸- برنامه درسی به عنوان یک طرح