در رأی شماره ۲ سپتامبر ۱۹۹۸ شعبه اول دادرسی بدوی دیوان کیفری رواندا علیه جین پائول آکی سو بر دخالت مأمور رسمی دولت در شکنجه تصریح شد.
آخرین رکن تحقق شکنجه این است که درد و رنج شدیدی را بر شکنجه دیده وارد نماید.در واقع این رکن نقش اصلی و عمده ای در تحقق شکنجه ایفا میکند.این درد و رنج میتواند اعم از جسمی یا روحی باشد.[۲۰۶]
آنتونیو کاسسه در کتاب «حکومت های غیرانسانی» خود که یادداشت های مربوط به دوران مأموریت وی در کمیته اروپایی برای جلوگیری از شکنجه و رفتار یا مجازات غیرانسانی یا ترذیلی میباشد، در تعریفی که از شکنجه به عمل می آورد، ویژگی شدید بودن درد یا رنج وارده را از جمله عناصر اساسی آن تلقی میکند.[۲۰۷]
گفتار دوم: اقسام و مصادیق شکنجه
مطالعه تاریخ تحول شکنجه نشان میدهد این پدیده از همان دوران اولیه به اشکال مختلف معمول بود و چهره های مختلف آن به تازگی ظهور نیافته بلکه قدمتی کهن مانند سایر پدیدههای ضد اجتماعی دارد.به طور کلی شکنجه را می توان به دو قسم مهم یعنی شکنجه جسمی و روحی تقسیم کرد.هرچند در مباحث قبل اجمالا به این دو قسم اشاره شد اما در این قسمت به صورت جداگانه به توضیح آن ها می پردازیم.
بند اول: شکنجه جسمی
با مطالعه و بررسی اسناد بر جای مانده می توان فهمید که بیشتر این اسناد حکایت از رواج شکنجه های
جسمی دارند.در واقع ویژگی بارز شکنجه جسمی تحمیل درد و رنج شدید بر جسم یک شخص است که غالبا آثار فیزیکی و ظاهری بر جای میگذارد.به طور مثال در پرونده ای دادگاه ضربات شکنجه را که به صورت جای مشت بر روی بدن و صورت متهم و همچنین سوزاندن سیگار روی پاهایش بود، تشخیص داد.[۲۰۸]
زمانی که صدمات شدید بدنی نسبت به شخص متهم، توسط مأمور رسمی دولت یا فردی در سمت دولتی انجام میگیرد، این را شکنجه جسمی مستقیم گویند.این نوعی از اشکال بارز شکنجه است و کنوانسیون منع شکنجه نیز به آن اشاره دارد.
اما هنگامی که اعمال صدمات شدید بدنی نسبت به وابستگان و اطرافیان متهم یا مجرم توسط مأمور رسمی دولت است تا از این طریق به اهداف موردنظر از جمله اخذ اقرار از متهم دست یابند، این نوع از شکنجه، شکنجه غیر مستقیم تلقی می شود.به کارگیری این نوع شکنجه نیز در اسناد تاریخی به کرات قابل ملاحظه است.
بند دوم: شکنجه روحی
گرچه واژه شکنجه غالبا معنای آسیب های جسمی را تداعی میکند، اما قطعا آسیب های روحی را نیز شامل می شود.شکنجه روحی نیز همچون شکنجه جسمی هم بر خود متهم و هم بر خانواده او ممکن است اعمال شود.
از جمله مصادیق شکنجه روحی می توان به محرومیت از ملاقات با وکیل و خانواده، استفاده از داروهای مؤثر بر روان متهم، کاربرد الفاظ و گفتار توهین آمیز و قرار دادن قربانی در معرض فحاشی و توهین و غیره اشاره کرد.[۲۰۹]
با الهام از رویه سازمان ملل، بسیاری از دولت ها در جهت نفی شکنجه روحی و انسانی ساختن شیوه رفتار با متهمین اقدامات مؤثری نموده اند.از آن جا که متهم و زندانی به عنوان یک انسان محتاج، به توجه و حمایت حقوقی نیازمند است تا بهتر به تحصیل اهداف اصلاحی کیفر و رجوع به فطرت انسانی کمک نماید لازم است در کنار مجازات و برخورد قانونی، احترام به کرامت بشری و حقوق معنوی او نیز مدنظر قرار گیرد.
مبحث سوم: اعمال شکنجه نسبت به افراد در بازداشت
همان طور که در مباحث اولیه توضیح داده شد بزرگ ترین و مهم ترین خطر شکنجه و دیگر اشکال بدرفتاری نسبت به اشخاص در اولین مرحله یعنی دستگیری و بازداشت آنان است، قبل از این که آن ها به وکیل یا دادگاه دسترسی داشته باشند.این خطر ممکن است تا زمان رسیدگی و تحقیق ادامه یابد، قطع نظر از جایی که اشخاص در آن جا نگه داشته میشوند.در این بین هرکس میتواند قربانی شکنجه باشد و تفاوتی بین افراد پیر و جوان، زن و مرد و کودک وجود ندارد.البته متهمان جرایم مهم و خطرناک ممکن است به منظور کسب اطلاعات، بیشتر در معرض شکنجه قرار گیرند.[۲۱۰]
همان طور که میدانیم مهم ترین قرارداد در زمینه شکنجه کنوانسیون منع شکنجه است که اعمال شکنجه و هر گونه رنج و آزار متهمان را به هنگام بازداشت منع میکند و در دفاع و حمایت از افراد در برابر تعدیات کارگزاران حکومتی تکالیفی را به عهده دولت ها نهاده است.[۲۱۱] علاوه بر مسئولیت دولت به طور متقارن، شکنجه موجب مسئولیت کیفری افراد نیز می شود.بنابرین طبق نظام حقوق بین الملل دولت ها باید با قانون گذاری مناسب به اتهامات مرتکبین شکنجه رسیدگی کنند.مواد ۴[۲۱۲] و ۴۵ کنوانسیون منع شکنجه به این موضوع اطلاق دارند.
یک روزنامه آمریکایی در گزارشی تکان دهنده به وضعیت زنان در بازداشتگاه ها و زندان ها اشاره کردهاست و بیان نموده که دستبندهای زنان حتی در هنگام زایمان نیز گشوده نمی شود.لازم به ذکر است که در سال ۲۰۰۶ کمیته حقوق بشر سازمان ملل در مورد دستبند زدن به زنان باردار طی وضع حمل اظهار نگرانی کرده و به توقف این عمل توصیه نموده بود، زیرا این عمل علاوه بر مغایرت با میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی، نقض کنوانسیون منع شکنجه نیز میباشد که شکنجه را به عنوان هر عملی که به واسطه آن
تعمدا درد و رنجی شدید خواه جسمی یا روحی بر فرد اعمال می شود، تعریف کردهاست.[۲۱۳]
دادگاه اروپایی حقوق بشر نیز بازداشتی را که منجر به آثار زیان بار و آسیب رساندن به سلامتی زندانی شود را نقض شدید ماده ۳ کنوانسیون اروپایی حقوق بشر تلقی می کند.[۲۱۴]
در برخی کشورها شکنجه همراه با نگه داشتن متهمین به صورت مخفی در خانه های شخصی، اردوگاه های نظامی و یا محل های دیگری است.در این راستا یک اقدام حمایتی علیه شکنجه منع این کار و نگه داشتن افراد در مکان های قانونی میباشد.[۲۱۵] کمیسیون اروپایی نیز جدایی کامل احساسی به همراه جدایی کامل اجتماعی را یک رفتار غیرانسانی و ناموجه محسوب نموده است.
گزارشگر ویژه سازمان ملل هم اعلام کرد ادعاهایی را مبنی بر بدرفتاری و مجازات های بدنی در نهادهای بازداشت و زندان ها دریافت کردهاست.به طور مثال استفاده از جریان برق سال ها وسیله مورد علاقه شکنجه گران بوده و هنوز هم انواع قدیمی آن نظیر وصل کردن سیم برق به بدن متهم در بعضی کشورها معمول است.اخیراً سازمان های حقوق بشر متوجه شده اند که شکنجه گران از انواعی از ابزار برقی که با تکنولوژی پیشرفته ای ساخته شده اند، استفاده میکنند.در یک مورد مأموران امنیتی در زندان یک باتوم سیاه رنگ کوتاه الکتریکی را زیر حلقوم فرد متهم قرار دادند و آنقدر فشردند که او از شدت درد نقش زمین شد و وقتی به هوش آمد خود را غرق در خون دید.
برایان وود که از سوی سازمان عفو بین الملل مأمور تحقیق در این زمینه هاست، میگوید:
«به نظر میرسد که شکنجه گران متوجه شده اند، سلاح های بی حس کننده و ابزار الکتریکی شکنجه برای اهداف اهریمنی آن ها بسیار مناسب اند زیرا هم استفاده از آن ها آسان است و هم ردیابی این ابزار و استفاده کنندگان از آن کاری است مشکل».