۱-۸-۲-قابلیتهای زیرساختی
قابلیتهای زیرساختی عموماً به عنوان گسترش مؤثر منابع شرکت که برای پشتیبانی از پیادهسازی سیستمهای CRM اختصاص داده شده است، تعریف میشود. دیدگاه مبتنی بر منابع، بر اهمیت قابلیتها و منابع خاص شرکت تأکید دارد(ملویل و همکاران[۲۲]، ۲۰۰۴؛ وید و هولند[۲۳]، ۲۰۰۴). این دیدگاه ادعا میکند که شرط لازم برای موفقیت شرکت توانایی آن در ایجاد مهارت منابع مشخص میباشد(تیسه و همکاران[۲۴]، ۱۹۹۷). برای دیدگاه مبتنی بر منابع شرکت، منابع تکنولوژی، انسانی، کسبوکار، فرهنگ و مدیریت دانش و یادگیری شرکت باید با سیستمهای CRM برای توسعه قابلیتهای زیرساختی سازگار باشند.
۱-۸-۲-۱-تکنولوژی
زیرساخت تکنولوژی یک نیاز کلیدی برای CRM است. تکنولوژی به عنوان یک توانمندساز مطرح میشود. تکنولوژی جهت مکانیزه نمودن فرآیندها مورد استفاده قرار میگیرد. تکنولوژی چیزی است که تسهیلکننده پیادهسازی استراتژی مدیریت ارتباط با مشتری است(مندوزا و همکاران[۲۵]، ۲۰۰۶). منابع تکنولوژی کمک قابل توجهی در زمینهی مدیریت استراتژیک منابع انسانی میکند و تأکید میکند که منابع انسانی نشاندهنده چگونگی دانش شرکت و مهارتهای مربوط به سیستمهای CRM است. (سعیدی و دیلمی معزی، ۱۳۸۹).
۱-۸-۲-۲-منابع کسبوکار
میتوان فرایند را به عنوان گروهی از فعالیتها در نظر گرفت که داده های سازمانی(مثل منابع انسانی) را به بازدههای مورد انتظار تبدیل کند. منابع کسبوکار به عنوان یک طرح کسبوکار برای یکپارچهسازی پروژه های سیستم CRM تعریف شده است. جزء فرآیندی CRM حساسترین بعد آن است زیرا مکانیزه کردن فرآیندهای نامناسب کسبوکار CRM تنها سرعت اجرای فرآیندهای اشتباه را افزایش میدهد(سعیدی و دیلمی معزی، ۱۳۸۹).
۱-۸-۲-۳-منابع انسانی
علیرغم اینکه فناوری و فرایند کسبوکار هر دو برای موفقیت مدیریت ارتباط با مشتری حیاتی هستند، این افراد هستند که ارتباط با مشتری را به وجود میآورند. برای مدیریت مشتریان سازمان باید افرادی جذب سازمان شوند، مدیریت شوند و در یک چارچوب حمایتی انگیزش پیدا کنند(چن و پوپوویچ[۲۶]، ۲۰۰۳). برای نایل شدن به عملکرد بالای کسبوکار و روابط با مشتریان با ارزش، سازمان باید دارای سیستمها و افراد با انگیزه، توانمند و هوشمند باشد(سعیدی و دیلمی معزی، ۱۳۸۹).
۱-۸-۲-۴-فرهنگ
فرهنگ مهمترین عامل برای مدیریت صحیح و اجرای راهبرد مدیریت ارتباط با مشتری است(رانجان و باتناگار[۲۷]، ۲۰۰۹). برای برآورده کردن انتظارات مشتری باید فرهنگ مشتری مداری در سازمان حاکم باشد و در کارمندان تغییر نگرش ایجاد شود. با استقرار فرهنگ مشتری مداری، سازمان نسبت به نیازهای مشتری پاسخگو خواهد بود(آذری، ۱۳۸۷). فرهنگ سازمانی الگویی از ارزشها و ارتباطات مشترک است که به درک وضعیت جاری شرکت کمک نموده و به افراد سازمانی، هنجارهایی برای عمل ارائه میکند(سعیدی و دیلمی معزی، ۱۳۸۹).
۱-۸-۲-۵-مدیریت دانش و یادگیری
با توجه به توسعه خدمات و تنوع محصولات ارائه شده از سوی سازمانها، رقابت میان اهالی بازار شدت بیشتری گرفته است. در این میان، توانایی سازمانها در جذب و بهکارگیری دانشهای درون و برونسازمانی، راهحلی ساده اما کاربردی برای ایجاد برتری رقابتی است. سازمانها با مدیریت مناسب دانش پنهان و آشکار خود، توانستهاند به گونهای شایسته مزیت رقابتی خلق کنند(عارفنژاد و همکاران، ۱۳۹۱). به بیان دیگر، مدیریت دانش استفاده از دانش فردی و جمعی افراد سازمان در جهت دستیابی به اهداف سازمان تعریف میشود(ایرانژاد پاریزی، ۱۳۸۷).
۱-۸-۳-قابلیتهای مشتری
امروزه با افزایش روزافزون رقابت، سازمانها برای بقای خود در عرصه رقابت باید بتوانند شناخت درست و به موقعی از محیط پیرامون خود داشته باشند – به ویژه مشتریان که عامل اصلی حیات سازمان ها میباشند – تا با درک بهنگام تغییرات و خواستهها و نیازهای مشتریان در جهت تعامل مؤثر با محیط پیش روند(سرافرازی و معمارزاده، ۱۳۸۷). درفرهنگ و ادب پارسی مفهوم ” مشتری ” مترادف با ” خریدار ” است و در مباحث مربوط با بازاریابی و فروش، مشتری به مخاطبانی گفته میشود که توانایی و استعداد خرید کالا و یا خدمتی را داشته باشند. در این تعریف ” توانایی ” به معنی امکان پرداخت وجه و ” استعداد ” به مفهوم درک و شناخت مزیتهای کالا و خدمتی که موجب تأمین بخشی از نیازهای مخاطب میشود، بکارگرفته شده است(دیواندری و دلخواه، ۱۳۸۴).
۱-۸-۳-۱-مشتری مداری
مشتریان مردم یا عملیاتی هستند که محصول یا نتایج یک عملکرد را مصرف میکنند یا به آن ها نیاز دارند و از آن ها بهره میبرند. هر عملکردی در سازمان به یقین دارای هدفی است، بنابرین مشتریانی دارد(برنیکرهوف و درسلر، ۱۳۷۷). صنایع خدماتی در سالهای اخیر شاهد نوآوریهای فراوانی بودهاند که یکی از آن ها توجه بسیار زیاد به کارکنان عرضهکننده خدمات به مشتریان است. در دهه های گذشته سازمانهای خدماتی مانند بانکها، مؤسسات بیمه و هتلها به صورت گستردهای آموزشهای لازم را برای کارکنان و چگونگی ایجاد روابط با مشتری ارائه نمودهاند(مالهوترا و موخرجی[۲۸]، ۲۰۰۴).
۱-۸-۳-۲-درک متقابل با مشتری
ضرورت تأمین نیازها و انتظارات مشتری، نیازهایی دارد که تأمین آن را از طریق مراجعه به سازمانها و مؤسسات عرضهکننده کالا و خدمات دنبال میکند و در مسیر تأمین این نیازها، انتظاراتی دارد که لازم است از جانب عرضهکنندگان کالا و خدمات برآورده شده و در تعامل با مشتری به عنوان یک ضرورت به آن ها توجه شود. نیازهای مشتریان چیست؟ «نیاز مشتری عبارت است از هر نوع احساس کمبود که برای مشتری به وجود میآید و او تلاش میکند تا با بهرهگیری از استعداد و توانایی خود نسبت به رفع آن اقدام نماید». اما انتظارات مشتری، توقعاتی است که به طور حتم به آن نیاز ندارد، ولی برآورده شدن آن، احساس خوشایندی در او ایجاد میکند(سرافرازی و معمارزاده، ۱۳۸۷).
۱-۸-۳-۳-متمایزسازی مشتریان
به نظر تروت[۲۹] مفهوم متمایزسازی به این معنی است که سازمان باید فعالیتهای بازاریابی خود را به گونهای انجام دهد تا جایگاه ویژه و متمایزی از وی پدیدار شود. هرچند بیشتر سازمانها فقط به نقاط قوت خودشان توجه میکنند و کمتر به نقاط ضعف رقبا توجه میکنند، در حالی که نقاط ضعف رقبا بسیار مهم هستند و اگر سازمان بتواند ریشهها و ضعف رقبا را به درستی تحلیل کند احتمالاً استراتژی کسبوکار نیز از قوت بیشتر و عمیقتری برخوردار خواهد بود(ابراهیمی، ۱۳۸۸).