سرمایه در گردش خالص با سرمایه در گردش ناخالص دو مفهوم اصلی از سرمایه در گردش هستند . بریلی و همکاران[۱۵] بیان میکند که سرمایه در گردش معمولا به تفاوت بین دارایی های جاری و بدهی های جاری اطلاق می شود . به جز وجه نقد و سرمایه گذاری های کوتاه مدت که سیال ترین دارایی های جاری هستند سایر اجزای سرمایه در گردش معمولا غیر نقد بوده و انتظار می رود مدیریت این اجزا بر سطح وجه نقد نگهداری شده در شرکت اثرگذار باشد این اجزا به شرح زیر اند :
- حساب ها و اسناد دریافتنی
حساب های دریافتنی در واقع نوعی تعادل بین حد اقل سازی ریسک اعطای اعتبار ،به مشتریان غیر قابل اعتماد و دستیابی به مشتریان غیر قابل اعتماد و دستیابی به مشتریان جدید از طریق اعطای اعتبار به آنهاست .تصمیم شرکت ها در خصوص این موضوع که اعتبارات اعطایی خود به مشتریان را چگونه و به جه میزان گسترش و توسعه دهند ،تعیین کننده میزان و کیفیت حساب های دریافتنی است .
اینکه شرکت ها وجوه نقد زیادی را در قالب حساب های دریافتنی از مشتریان ، محصور کنند میتواند هزینه فرصت شرکت را تا حد زیادی افزایش دهد علاوه بر این مواجهه شدن با بد حسابی مشتریان پر ریسک نیز به این هزینه ها می افزاید . از سوی دیگر اتخاذ سیاست اعتباری ،میتواند موجب افزایش حجم فروش شده و از این طریق باعث ایجاد منفعت در شرکت شود . در هر حال شرکت ها باید سطحی از حساب های دریافتنی را اتخاذ کنند که منافع حاصل از ان بیش از هزینه های ان باشد .
- موجودی ها
موجودی ها معمولا شامل مواد خام ، موجودی ضایعات ، موجودی کالای در جریان ساخت و موجودی کالای ساخته شده است . به طور کلی شرکت های تولیدی هر چهار جز موجودی های ذکر شده را دارا بوده و این موجودی ها بین ۲۵ تا ۳۰ در صد کل دارایی های این شرکت را تشکیل میدهد.
همچنین نگهداری مقادیر زیادی از موجودی ها معمولا نشان میدهنده مدیریت بی احتیاط و ناکارا ، برنامه ریزی ناکافی وعدم توجه دقیق به فرایند تولید و فروش است . از طرف دیگر نگهداری موجودی به میزان بسیار کم نیز ممکن است منجر به اختلال یا قطع فرایند تولید ، افزایش احتمال از دست دادن بازار محصول و نهایتاً کاهش سود واحد تجاری شود.
- بدهی های جاری
بدهی های جاری یکی از منابع تامین مالی قابل انعطاف برای شرکت هاست (عربصالحی ،۱۳۹۰)
بدهی های جاری یکی از منابع تامین مالی قابل انعطاف برای شرکت هاست با این به دلیل ماهیت بدهی های جاری که مستلزم پرداخت های مکرر است احتمال افزایش ریسک مالی شرکت دذ نتیجه نگهداری این بدهی ها وجود دارد چرا که امکان دارد در زمان نیاز ،وجوه نقد کافی برای بازپرداخت آن ها موجود نباشد.
Keown et al , 2006))
۲-۱-۷ میزان سرمایه در گردش
میزان سرمایه در گردش هر شرکت تحت تأثیر عوامل خاصی است، بدیهی است که به دلیل تفاوت در میزان وجود این عوامل، نیاز به سرمایه در گردش متناسب با آن ها تغییر میکند. ماهیت تولید (فعالیت شرکت)، دوره تولید شرکت، خط مشی تولید شرکت، خط مشی اعتواری عرضه کنندگان، فعالیت شرکت در خصوص رشد و توسعه، سهولت دستیابی به مواد اولیه، سطح سود، سطح مالیات و … به عنوان عوامل مؤثر بر میزان سرمایه در گردش شرکت ها شناخته میشوند. اینکه چه میزان از سرمایه در گردش یا چه ترکیبی از آن پذیرفته شود به خصلت ریسک گریزی مدیران شرکت بستگی دارد.
مدیران محافظه کار گرایش به انتخاب حجم و ترکیب هایی دارند که موجب کاهش ریسک باشد و برخی از مدیران گرایش به انتخاب حجم و ترکیب سرمایه در گردشی دارند که بازده را افزایش دهد. در ادامه به معرفی چهار استراتژی(متغیرهای مستقل) مورد استفاده در این پژوهش برای شناسایی سرمایه در گردش پرداخته می شود. (انصاری ،۱۳۹۲)
جهت تعیین مقدار سرمایه در گردش مورد نیاز توسط مؤسسه، تعدادی از عوامل به شرح زیر میتواند در تجزیه وتحلیل مد نظر قرار گیرند:
- وسعت مؤسسه
ممکن است این بحث پیش آید که وسعت یک مؤسسه چه از لحاظ دارائیها و چه از لحاظ فروش، بر نیازش به سرمایه در گردش اثر میگذارد . یک مؤسسه کوچک ممکن است از دارائیهای جاری اضافی به عنوان یک حفاظ در مقابل وقفه های احتمالی در جریانات نقدی استفاده کند. مؤسسات کوچک نسبت به مؤسسات بزرگتر از منابع کمتری برای جریانات ورودی نقدی برخوردارند. بنابرین در صورت عدم توانایی تعدادی از مشتریان در پرداخت بموقع بدهی خود، بیشتر تاثیر میپذیرند . مؤسسات بزرگتر که دارای منابع بیشتری از وجوه میباشند احتمالا در مقایسه با کل دارائیها یا فروش خود به سرمایه در گردش کمتری نیاز دارند
- فعالیتهای مؤسسه
اگر موسسهای ناچار باشد که حجم زیادی از موجودی را انبار کند و یا با شرایط اعتباری اجناس را بفروشد (مثلا ۷۵ روزه)، این مؤسسه نسبت به آنهایی که خدمات یا کالاهای خود را نقدا بفروش میرسانند به سرمایه در گردش بیشتری نیاز دارند .
- دسترسی به اعتبار
موسسهای که قادر است به آسانی از طریق بانکها به اعتبار دست یابد، نسبت به موسسهای که به چنین اعتباری دسترسی ندارد، با سرمایه در گردش کمتری میتواند به فعالیت خود ادامه دهد .
گرایش به سود
از آنجایی که تمامی وجوه، هزینهای در بر دارند مقدار نسبتا زیاد دارائیها باعث کاهش سود یک مؤسسه می شود . بعضی از مؤسسات نیازمند سرمایه در گردش اضافی میباشند و مایلند که هزینه های کمی را متحمل شوند. مؤسسات دیگر به منظور کسب تمامی سود حاصل از عملیات در تمامی اوقات فقط یک حداقلی را به عنوان سرمایه در گردش نگهداری میکنند .
- گرایش به ریسک
هرچه مقدار سرمایه در گردش مخصوصا نقد و اوراق بهادار قابل فروش بیشتر باشد مشکلات نقدینگی کمتر است. موسساتی که نمیخواهند حتی ریسکهای مختصری از کمبود نقدینگی را متحمل شوند ممکن است وجه نقد اضافی نگهداری کنند . مؤسسات دیگر جهت کسب سود ریسکهایی را قبول میکنند و ممکن است برای پرداخت بموقع صورتحساب ها ، همیشه وجه نقد کافی نگهداری نکنند. بیشتر مؤسسات برای اینکه نیازهایشان به نقدینگی را بدون مسدود کردن وجوه غیر ضروری رفع کنند ، مایلند که سرمایه در گردش کافی نگهداری نمایند. برای رسیدن به این هدف، مؤسسات زیادی بر حداقل کردن ریسک ناشی از نقدینگی ناکافی تأکید میگذارند. اگر مؤسسه تامین مالی کافی برای نیازهای نقد، مطالبات و موجودیاش داشته باشد مدیریت میتواند مساعی خود را بر کسب سود متمرکز نماید با این حال هدف اولیه مدیریت سرمایه در گردش اجتناب از ریسک های ناشی از نقدینگی ناکافی است. (حسینی ، سال ۱۳۸۸)
۲-۱-۸ تغییرات سرمایه در گردش
به دو روش می توان تغییرات سرمایه در گردش را محاسبه کرد(حسینی ، ۱۳۸۸(
روش اول : استفاده از اقلام جاری (۲-۱-۲) :
تغییر درسرمایه در گردش : ΔNWC[16]
تغییر در دارایی های جاری : ΔCA[17]
تغییر در بدهی های جاری : ΔCL[18]