۲-۱۹نظریه پاسخ سوال(IRT):
نظریه پاسخ سوال یک اصطلاح کلی برای خانوادهای از مدلهای نوین و پیشرفته اندازهگیری است که شامل ایده های اساسی برای اندازهگیری در علومرفتاری میشود. ایده اساسی این است که IRT ،برای پاسخهای افراد و سؤالهای آزمون مدلی ارئه میدهد. پاسخ فرد به سؤال آزمون، تابعی از ویژگیهای فرد و آزمون در نظر گرفته میشود. پاسخ فرد(عملکرد آزمودنی) به یک یا بیشتر از یک عامل وابسته است که به آن خصیصه پنهان یا توانایی میگویند. این خصیصه پنهان به صورت پیوسته محاسبه میشود. در نظریه پاسخ سوال فرض میشود که هریک از سؤالهای آزمون، خصیصه یا خصیصههای پنهان مورد نظر را اندازگیری میکنند.یک مدل ساده IRT آن است که عملکرد فرد در یک سؤال فقط به یک خصیصه زیربنایی وابسته باشد که توسط یک تابع افزایشی یکنواخت[۲۷] تبیین میشود. این تابع، تابع ویژگی سوال(ICF[28]) یا نمودار ویژگی سوال (ICC[29]) نامیده میشود.این تابع نشان میدهد که چگونه با افزایش خصیصه پنهان توانایی ، احتمال پاسخ درست به سوال مورد نظر افزایش مییابد. IRT شامل مدلهای محاسبات ریاضی برای محاسبه پارامترهای سؤال و آزمودنی است. IRT شامل روش های آماری میشود که از طریق آن ها میتوان میزان برازش مدل را با داده های پاسخ سؤال بررسی کرد.(گرامی پور،۱۳۹۳).
۲-۲۰نظریه کلاسیک اندازه گیری:
نظریه کلاسیک آزمون به عنوان قدیمیترین نظریه آزمون، پایه و اساس تحلیل آزمونهای روانی و تربیتی است. این نظریه شامل مفروضاتی میشود که اولین و اساسیترین مفروضه آن مربوط به نمره واقعی آزمون است(گرامی پور ،۱۳۹۳). بیشتر شیوه های « هنجار شده »ساخت و ارزشیابی آزمونها بر پایه مجموعهای از مفروضات قرار دارد که که معمولا نظریهکلاسیک «یاضعیف»نمره واقعی نام دارد (دلاور ،۱۳۸۹ به نقل از رضایی). نظریه کلاسیک نمرهواقعی متضمن یک الگوی جمعپذیر است. نمره مشاهده َشده یک آزمون مساوی مجموع دو جزء است: نمره واقعی T ونمره خطای تصادفی E .فرض بر این است که نمرهخطای یک آزمون با نمره واقعی همان آزمون و با نمره های خطا و واقعی تمام آزمون ها ناهمبسته است(دلاور ،۱۳۸۹: به نقل از رضایی).مهمترین نارسایی نظریه کلاسیک،غیرقابلتفکیک بودن ویژگی آزمودنیها و ویژگیهای سوالات است(همبلتون ودیگران،ترجمه فلسفی نژاد، ۱۳۸۹؛به نقل از رضایی،۱۳۹۳).
نظریه کلاسیک آزمون به عنوان قدیمیترین نظریه آزمون، پایه و اساس تحلیل آزمونهای روانی و تربیتی است. این نظریه شامل مفروضاتی میشود که اولین و اساسیترین مفروضه آن مربوط به نمرهواقعی آزمون است.
مفروضات نظریه کلاسیک آزمون عبارتند از:
۱) نمره واقعی و خطای اندازهگیری ۲) مقایسه فرمهای آزمون(گرامی پور،۱۳۹۳).
بعضی از قواعد قدیمی اندازگیری با قواعد متناظرشان در اندازگیری جدید مقایسه میشوند تا عمق تفاوتهای بین روانسنجی کلاسیک و پاسخ سوال روشن گردد.که عبارتند از:
بعضی از ((قواعد)) اندازهگیری:
قواعد قدیم:
قاعده۱٫خطای معیار[۳۰] اندازگیری درباره همه نمرهای یک جامعه صدق میکند
قاعده۲٫ اعتبار[۳۱] آزمونهای بلند بیشتر از آزمونهای کوتاهتر است.
قاعده۳٫ مقایسه نمرههای آزمونها در فرمهای چندگانه[۳۲] زمانی بهینه[۳۳] است که آزمونها موازی یا همتا[۳۴] باشند
قاعده۴٫ برآورد بدون تورش یا بدون سوگیری[۳۵] ویژگیهای سوال به معرّف بودن نمونه ها بستگی دارد.
قاعده۵٫ نمرههای آزمون زمانی معنا پیدا میکنند که موقعیت آن ها با گروه نرم یا هنجارها مقایسه شود.
قاعده۶٫ ویژگیهای مقیاس فاصلهای وقتی که توزیع نمرههای آزمون بهنجار باشد تحقق مییابد.
قاعده۷٫ چارچوب مرکب[۳۶] سوالها در مجموع نمرههای آزمون تاثیر ناهمسان[۳۷] برجابی میگذارند.
قاعده۸٫ هنگامی که سطوح نمرههایاولیه متفاوت باشند،نمرههای تغییر را نمیتوان به طورمعنیدار مقایسه کرد
قاعده۹٫ تحلیلعاملی در مورد سوالهای دوارزشی[۳۸]، به جای تولید عامل واقعی به تولید عاملهای ساختگی[۳۹] منجر میشود.
قاعده۱۰٫ ویژگیهای محرک سوالها در مقایسه با خصایص روانسنجی آن ها بیاهمیتاند.
قواعد جدید:
قاعده۱٫خطای معیار اندازگیری در سرتاسر نمرهها تغییر میکند، اما در طول جامعه تعمیمپذیر است.
قاعده۲٫ اعتبار آزمونهای کوتاه ممکن است از اعتبار آزمونهای بلند بیشتر باشد.
قاعده۳٫ مقایسه نمرههای آزمونها در فرمهای چندگانه هنگامی بهینه است که سطوح دشواری آزمونها برای آزمودنیها متفاوت باشد.
قاعده۴٫ برآورد بدون تورش یا بدون سوگیری ویژگیهای سوال را میتوان در مورد نمونه های نامعرف نیز به دست آورد.
قاعده۵٫ نمرههای آزمون زمانی معنا پیدا میکنند که فاصله آن ها از ماده ها و سوالها[۴۰] مقایسه شود.
قاعده۶٫ویژکیهای مقیاس فاصلهای زمانی تحقق مییابد که روش های اندازهگیری توجیهپذیر به کاربسته شود.
قاعده۷٫ چارچوب مرکب سوالها ممکن است به نمرههای بهینه آزمون بینجامد.
قاعده۸٫ زمانی که سطوح نمرههای اولیه متفاوت باشند، نمرههای تغییر را میتوان به گونه معنادار مقایسه کرد.
قاعده۹٫ تحلیلعاملی در مورد داده های خام سوالها به اطلاعات کاملی در مورد تحلیلعاملی منجر میشود.
قاعده ۱۰٫ ویژگیهای محرک سوال میتواند به طور مستقیم به خصایص روانسنجی آن ها ارتباط پیدا کند (امبرتسون،رایس،۱۳۸۹).
۲-۲۱تحلیل عاملی:
خانواده روشهای تحلیلعامل چند کاربرد مختلف دارد. این روشها بیشتر توسط محققان در زمینه ساخت و ارزیابی آزمونها و مقیاسها به کار میروند. سازنده مقیاس با تعدادی زیادی آیتم و پرسش مقیاس شروع میکند و با بهره گرفتن از روشهای تحلیل عامل آن ها را پالایش و کاهش میدهند تا تعداد کمتری خرده مقیاس فرعی منسجم به دست بیاید. تحلیلعامل را میتوان برای کاهش تعداد زیادی متغیر مرتبط با تعداد قابل مدیریتتر، قبل از استفاده آن ها در تحلیلهای دیگر همچون رگرسیون چندمتغیره یا تحلیل واریانس چندمتغیره به کار برد.
دو روش اصلی در تحلیل عامل وجود دارد : اکتشافی[۴۱] و تأییدی[۴۲]