ورزش با تعریق و افزایش ضربان قلب ، کاهش اضطراب و افسردگی را موجب می شود، ورزش مستمر به طوری که بدن شروع به تعرق کند ، باعث افزایش تراوش هورمونهای آندورفین، آنکفالین و دانپورفین که خاصیت تسکین دهندگی دارند می شود . نقش ورزش مستمر در افزایش هورمون رشد که باعث ایجاد انگیزه ، شور و شوق زندگی در فرد می شود ، در سن ۲۰ سالگی حداکثر تراوش خود را دارد و طبق تحقیقات متخصصین در هر ۱۰ سال ، ۱۵ درصد از تراوش این هورمون کاسته می شود ،در حالی که ورزش مرتب میزان تراوش هورمون رشد را در سنین بالا در بدن تنظیم میکند . از دیگر فواید ورزش ، جلوگیری از فشار خون و سکته های قلبی و مغزی میباشد. ورزش مستمر ،کاهش چربی مضر خون( L.D.L)و افزایش چربی مفید خون(H.D.L ) است که این امر از تجمع چربی داخل عروق و تنگی و انسداد رگها جلوگیری می کندو در مجموع از وقوع سکته های قلبی و مغزی و افزایش فشار خون جلوگیری میکند. پس زمانی که در اثر ورزش سیستم ایمنی بدن قوی تر شد ، سلولهای سرطانی نیز کمتر خود را نشان میدهند واین امر موجب کاهش احتمال بروز سرطان در افراد است . هر یک از ارگانهای بدن دارای عمر خاصی است ، به عنوان مثال قلب انسان از هنگام حیات حدود ۲ میلیارد بار می تپد که در این رابطه ضربان قلب انسانهای مضطرب و عصبانی حدود ۸۰ الی ۸۵ بار است که با ضرب این تعداد در دقیقه و ساعت و روز و تقسیم آن بر ۲ میلیارد ،عمر متوسط افراد عصبانی حدود ۵۰ سال در میآید ولی با توجه به اینکه نبض افراد ورزشکار در حالت سکون حدود ۵۰ بار در دقیقه می زند(ضربان قلب ورزشکاری که در سیستم اسید لاکتیک یا غیر هوازی کار میکند حدود ۱۵۱ بار میباشد) با انجام عملیات قبلی ، طول عمر متوسط این افراد به حدود ۸۵ میرسد و این نشان میدهد که ورزشکاران حدود ۳۰ سال بیشتر از بقیه افراد عمر میکند(باقری، ۱۳۷۸) .
از جمله متغیر های مهمی که جزء شاخص های سلامت روان محسوب میشوند و در این پژوهش مورد بررسی قرار می گیرند؛ می توان به عزت نفس[۱۳]، شادکامی ذهنی[۱۴] و کیفیت زندگی [۱۵] اشاره کرد.
عزت نفس از جمله سازههای روانشناختی است که در چند دهه اخیر مورد توجه بسیاری از روانشناسان و پژوهشگران قرار گرفته است. بطورکلی ارزیابی هایی که فرد از خود میکند عزت نفس او را شکل میدهد(هنری ماسون، ترجمه یاسایی، ۱۳۷۵).همچنین عزت نفس درجه تصویب، تأیید، پذیرش و ارزشمندی است که فرد نسبت به خود احساس میکند. عزت نفس از خود پنداره متفاوت است ، خود پنداره عبارت است از مجموعه ویژگی هایی که فرد برای توصیف خویش به کار میبرد در حالی که عزت نفس عبارت است از ارزشیابی اطلاعاتی که فرد درخود پنداره دارد و از اعتقادات فرد در مورد تمام صفات و ویژگیهایی که در او هست ناشی می شود(نوربخش، ۱۳۸۴). مطالعات نشان داده است که اشخاص با عزت نفس بالا از لحاظ اعتماد به نفس در سطح بالایی قرار دارند و تلاش هایشان آن ها را به سوی موفقیت سوق میدهد. در این افراد احساس شایستگی و لیاقت عاملی برای دستیابی به سطوح بالایی از انگیزش درونی میباشد. انتظارات بالا موجب شکل گیری اهداف مشکل می شود و اهداف مشکل به برانگیختن تمرکز و چالش های مداوم کمک میکند که نتیجه آن پیشرفت و تقویت عزت نفس میباشد. اما افراد با عزت نفس پایین، انتظارات پایینی را برای عملکرد های خود در موقعیت های گوناگون در نظر می گیرند و اغلب تواناییهای اولیه خود را دست کم می گیرند؛ چرا که فاقد اعتماد به نفس میباشند و از شکست می ترسند. به طور طبیعی نتیجه انتظارات پایین، تلاش کمتر و شکل گیری اهداف نه چندان دشوار و متوسط است. اهداف کوچک، عملکرد متوسط و تلاش کمتر را به دنبال دارد(غفاری، ۲۰۰۷).
تاکنون مطالعات در زمینه عزت نفس و ورزش صورت گرفته است که تفاوت معناداری را در عزت نفس افراد ورزشکار و غیر ورزشکار گزارش کردند و تاثیر برنامه تمرینی منظم بر افزایش عزت نفس را آشکار کردند. مجموعا مطالعات این حوزه تأکید دارند که فعالیت های ورزشی، موفقیت و شکست را به سرعت آشکار میکنند. به عبارت دیگر اجرای موفقیت آمیز در ورزش بازخورد های فوری را برای ورزشکار فراهم می آورد، این باز خورد مثبت باعث به وجود آمدن احساس شایستگی و عزت نفس می شود(ملکی، ۱۳۹۰).
یکی دیگر از متغیر های پژوهش حاضر شادکامی ذهنی است. واژه شادکامی چندین مفهوم متفاوت را به ذهن متبادر میکند ( برای مثال شادی ، خشنودی ، لذت ، خوشایندی) که در برگیرنده انواع ارزشیابی هایی است که فرد از خود و زندگی اش به عمل می آورد ( دانیر ، ۲۰۰۲). این ارزشیابی ها مواردی از قبیل رضایت از زندگی ، هیجان و خلق مثبت و فقدان افسردگی و اضطراب را شامل می شود و جنبههای مختلف آن نیز به شکل شناخت ها و عواطف است ( دانیر و ساه ، ۱۹۹۷). در صورتی که افراد از شرایط زندگی راضی بوده و عواطف مثبت بیشتر و عواطف منفی کمتری را تجربه کنند ،گفته می شود که از شادکامی بالایی برخوردارند( ادینگتون و شومن[۱۶] ، ۲۰۰۴).به عقیده صاحب نظران، شادی صرفنظر از چگونگی کسب آن میتواند سلامت جسمانی را بهبود بخشد. افراد شاد آسانتر تصمیم می گیرند ، روحیه مشارکتی بیشتری دارند و نسبت به کسانی که با آن ها زندگی میکنند ، بیشتر احساس رضایت میکنند ( مایرز[۱۷] ،۲۰۰۲).
شادی از عوامل چندی از قبیل رضایت کمی از زندگی ، رضایت از مقوله های خاص زندگی ، وجود عواطف مثبت فراوان (خلق و عواطف خوشایند) و فقدان مبنی عواطف منفی ( خلق و عواطف ناخوشایند ) تشکیل میگردد. این مؤلفه ها را می توان به اجزای کوچکتر تقسیم کرد. عواطف مثبت را می توان تحت مفاهیمی مانند : خوشی ،وجد رضایت ، غرور ، محبت ،شادی و شور تقسیم بندی کرد. عواطف منفی را نیز می توان به مفاهیمی مانند : احساس گناه ، شرم ، غمگینی ، اضطراب ، نگرانی ،خشم ، استرس ، افسردگی و حسادت طبقه بندی کرد. رضایت از زندگی را نیز می توان به اجزایی از قبیل : رضایت از زندگی فعلی ، رضایت از گذشته ، آینده و افراد مهم تقسیم بندی نمود. رضایت از مقوله های مهم را نیز می توان به مقوله هایی مانند: کار ، خانواده ، تفریح ،سلامتی ، امور مالی خود و گروه تقسیم بندی نمود ( ادینگتون و شومن، ۲۰۰۴).
بررسی مطالعات حوزه شادکامی نیز نشان میدهد که یکی از مهمترین عوامل در ایجاد شادکامی، پرداختن به ورزش و فعالیتبدنی است(بن مک ناویل، ۲۰۰۳). مطالعات نشان داده است که کسانی که به طور منظم ورزش میکنند، از شادکامی بالاتری برخوردار هستند(بن مکانویل، ۲۰۰۳). همچنین بیدل و موتری(۱۹۹۱) بیان کردند، ورزش عزت نفس را تقویت و موجب افزایش شادی میگردد. ورزش منظم در دانش آموزان رضایت از زندگی بیشتری را نیز به همراه دارد. (رولند و همکاران، ۲۰۰۳). به اعتقاد کوپر اسمیت(۲۰۰۵) ورزشکاران از پایداری هیجانی و اعتماد به نفس بالایی برخوردارند و نسبت به خود و زندگی تصورات مثبتی دارند و عوامل شخصیتی آنان نیز به نحو بارزی رشد یافته است(به نقل از امینی، ۱۳۹۰).