رشد و تکامل اجتماعی یک تعداد تغییرات در رفتار کودک را شامل میشود که عبارتند از اینکه:
-
- او یاد میگیرد که در گروههایی که عمل و تأثیر متقابل پیچیدهای دارند شرکت کند.
-
- تماسها و روابط اجتماعی خود را از مادر به سایر افراد خانواده و دوستان و گروهها توسعه میدهد.
-
- به محرک های اجتماعی بیشتر پاسخ میدهد.
-
- شناخت و تشخیص گستردهای درباره نقش خود در روابط شخصی با خانواده و گروههای بازی و کار و سایر گروهها به دست می آورد.
- سرانجام، میتواند مسئولیت های زیادی به عهده بگیرد و دیگران را مراعات کند و دوستشان بدارد. البته ماهیت وجود مشارکت اجتماعی کودک بیشتر تحت تأثیر تجربه پیشین او با پاداشها و کیفرها در مقابل واکنشهای اجتماعی قرار میگیرد (گاتس[۱۷]، ۱۹۸۴، نقل از شعاری نژاد،۱۳۹۲).
رفتار اجتماعی فرزندانی که از لحاظ فعالیت اجتماعی در خانواده محدود بودهاند رشد و تکامل اجتماعی آن ها به مراتب کمتر از آنهایی بوده که شرایط مناسبتر و آزادی بیشتری داشتهاند. محرومیت کودک از رشد و تکامل باعث میشود که او با مردم کمتر تماس بگیرد، به زندگی اجتماعی بی علاقگی نشان دهد، قدرت ابتکارش ضعیف شود و در طرح نقشه زندگی برای آینده ناتوان جلوه کند.
رشد اجتماعی فرد، چه از نوع رفتار اجتماعی و چه از حیث نوع معاشراتی که برای خود انتخاب میکند، فرایندی منظم و پیوسته است افراد در طی این فرایند، در سنین مشخص، مراحل مشخص و یکسانی را پشت سر میگذارند. برای مثال، کودکان در سن مشخصی از بیگانگان خجالت میکشند، در سنی دیگر تمایل شدیدی به آمیزش با کودکان دیگر نشان میدهند و در مرحلهای دیگر از زندگی، علاقه خاصی به معاشرت با جنس مخالف دارند (احدی و بنی جمالی، ۱۳۸۸).
۲-۵ اهداف اجتماعی شدن
علاقهبند (۱۳۹۳)، اهداف اجتماعی شدن را عبارت میداند از:
-
- با دیگری قواعد و نظامات اساسی؛ از آداب روزمره گرفته تا روشهای علمی.
-
- یادگیری نقشهای اجتماعی و نگرشها و انتظارات و گرایشهای مربوط به نقش های فرد.
-
- هویت بخشیدن به فرد از طریق برآوردن خواسته ها و تمایلات فرد یا ممانعت از دستیابی به آن ها.
-
- آموختن مهارت های مختلف اجتماعی، مهارت های انتزاعی مانند خواندن و نوشتن و مهارت های اجتماعی دیگر.
- درونی شدن ارزشهای بنیادی جامعه و انتقال فرهنگ.
کوئن[۱۸] (۱۹۷۹، ترجمه توسلی، ۱۳۹۲) هدف های بنیادی اجتماعی شدن را چنین توضیح میدهد:
-
- شخص باید مهارت های ضروری را که برای زندگی در جامعه لازم است را فرا بگیرد.
-
- شخص باید به صورت مؤثری با دیگران ارتباط برقرار کند و توانایی خواندن و نوشتن و سخن گفتن را پیدا کند.
-
- فرد باید بتواند نیازهای بدنی خود، هم چنین قضای حاجت را به شیوه های قابل قبول جامعه فرا بگیرد.
- فرد باید ارزشها و اعتقادات اساسی جامعه خود را در ذهن خود متمرکز کند.
۲-۶ اهمیت رشد اجتماعی در کودکان
اهمیت و نقش محیط و ارتباط اجتماعی در زندگی کودکان موضوعی است که بسیاری از روانشناسان و متخصصین تعلیم و تربیت به آن اشاره داشتهاند. از جمله این افراد میتوان به روانشناس معروف روسی، ویگوستکی[۱۹] (۱۹۸۱ نقل از فیشر[۲۰]، ۱۳۹۱) اشاره کرد. وی استدلال میکرد که همه ی فرآیندهای روانشناختی نیتجه تعامل اجتماعی و فرهنگی هستند و تفکر کودک به طور اساسی در طی تجربه های اجتماعی او رشد میکند. ویگوستکی (۱۹۸۱، نقل از فیشر،۱۳۹۱) معتقد بود که کارکردهای عالی ذهن[۲۱]وقتی به وجود میآیند که کودک با دیگران روابط واقعی داشته باشد. از طرفی، کودکان فاقد سطح بالای مهارت های اجتماعی، نه تنها تعامل موفقیت آمیزی با همسالان خود ندارند، بلکه رفتارهای مشکلدار درونسازی شده[۲۲](مانند احساس غمگینی، افسردگی، تنهایی) و رفتارهای مشکلدار برون سازی شده[۲۳](مانند پرخاشگری[۲۴] جسمانی یا کلامی، مهار ضعیف خلق و بحث کردن با دیگران) را نیز بیشتر تجربه میکنند (والثال[۲۵]، کونولد[۲۶] و پیانتا[۲۷]، ۲۰۰۵، نقل از عبدی، ۱۳۸۷) .
بنابرین فراهم سازی محیط مساعد و هم چنین آشنایی و استفاده از روش های مناسب در پرورش و رشد اجتماعی، میتواند نقش بسیار با اهمیتی در کیفیت زندگی حال و آینده کودکان داشته باشد. کودکان با مهارتهای اجتماعی در پایدار کردن روابط، همیاری، اطاعت از قوانین، حساس بودن به دیگران و در صورت لزوم کنترل احساسات منفی خود موفق خواهند بود. وقتی این کودکان پا به سن میگذارند، آن ها ممکن است روابط سالمی با دیگران برقرار کنند، در فعالیتهای گروهی مشارکت کنند، در زندگی خود شاد و موفق باشند، به حقوق و احساسات دیگران احترام بگذارند، از درخواست های نامناسب دوری کنند و در صورت نیاز برای دیگران درخواست کمک کنند (اربای و داگرو، ۲۰۱۰، به نقل از پورامن هیر، ۱۳۹۲).
۲-۷ نظریه های مربوط به اجتماعی شدن
۲-۷-۱ نظریه روان پویشی فروید[۲۸]
فروید در نظریه روان تحلیلگری خود، نظام تحولی را بر اساس ساختارهای روانی- جنسی ارائه میدهد. هر مرحله با تأکید بر کنش های زیست شناختی، کشمکش هایی در خور تحلیل تجربه های عادی انسان را میسازند. به طور کلی نظریه روان پویشی زیگموند فروید، تحول انسانی را به صورت انگیزه ناهوشیار، مفهومسازی کردهاست که انگیزه هایی را برای فرد فراهم میکند. از این چشمانداز ، تحول اجتماعی به اکتساب مهارت ها و توانایی ها جهت کنترل این نیروهای انگیزشی ناهوشیار به سبک قابل پذیرش اجتماعی گفته میشود.
از دیدگاه فروید زندگی اولیه کودکان تأثیر بزرگی بر تحول آن ها دارد. در طرح ارائه شده توسط فروید، از نظر اجتماعی چنین استنباط میشود که کودکان باید هر مرحله بحرانی را با موفقیت پشت سربگذارنند تا بتوانند به صفات یا رفتار مثبت دست یابند. این نظریه بر اهمیت حیاتی سال های اولیه زندگی کودک توجه دارد و بر نیاز به حمایت عاطفی مثبت از طرف مراقبان متمرکز کردهاست. این نظریه بر تأثیر فرزندپروری مطلوب و روابط خانوادگی مثبت در زندگی کودکان تأکید دارد. هر چند که طرفداران الگوی روان تحلیل گری تأکید دارند که تحول فردی به نیاز آن ها برای ارضای غرایز اساسی وابسته است، با این وجود، آن ها معتقدند که روابط والد- فرزند میتواند گذار کودک از میان مراحل روانی- اجتماعی ارائه شده را تسهیل یا بازداری کند (حسین خانزاده، ۱۳۹۰).
۲-۷-۲ نظریه روانی- اجتماعی اریکسون [۲۹]:
یکی از معروف ترین نظریه ها در ارتباط با رشد اجتماعی متعلق به اریکسون میباشد. اریکسون (۱۹۶۳) در ادامه طرح تحلیل روانی فروید نظام تحولی مشابهی را برای تحول اجتماعی ارائه میدهد که از دوران طفولیت تا بلوغ ادامه دارد و کودک در هر مرحله بر مجموعهای از کشمکش ها، بیش از همه از طریق تحول رفتار اجتماعی تسلط پیدا میکند. به نظر اریکسون کودکی که به نحو مطلوب اجتماعی شده است تمامی هشت مرحله را که با اعتماد به دیگران آغاز میشود و در دوران بلوغ به اوج خود میرسد، با موفقیت پشت سر میگذارد و به شکل منطقی خود را در جامعه مطرح میکند. در چارچوب نظریه اریکسون، با تحول رفتار اجتماعی اولیه، کودک ضمن ارتباط با والدین و اولین پرستاران، میتواند مهارت داد و ستد و فهماندن نیاز خود به دیگران را کسب کند.