۳٫ ارزشیابی امری استدلالی،منطقی و قضاوتی است.
ارزشیابی نوعی تصمیم گیری درباره ی میزان درستی یا نادرستی یک مجموعه ای از رفتارها و عملکردهاست. همان گونه که خود موضوع، رفتار یا برنامه بر اساس فلسفه ای پی ریزی شده است، شکل گیری و وضعیت برونداد یا بازده خوب یا بد نیز بدون توجه به دلیل آن قابل طرح نیست. رعایت شرایط محیطی و سایر متغیرهای مؤثر بر عملکرد، در هنگام ارزشیابی از ضروریات ارزشیابی درست است.
۴٫ ارزشیابی امری اصلاحی و تکاملی است.
اساس ارزشیابی بر بررسی میزان رشد و توسعه ای است که از قبل پیشبینی شده است. در حقیقت، ارزشیابی در اولین قدم میخواهد از شکل گیری اصلاحات یا تکاملی که مورد نظر بوده است، اطمینان حاصل کند. اگر ضمن ارزشیابی، ارزشیاب حس کند که سازمان به نتایج مورد نظر نرسیده است، سعی میکند که مشکلات و موانع را شناسایی کند تا با برطرف کردن آن ها، زمینههای حرکت، اصلاح و رسیدن به کمال مطلوب فراهم شود. هدف اساسی ارزشیابی، تقویت روش های اثربخش و تضعیف یا حذف فعالیت ها و روش ها ی غیر اثربخش و نامطلوب است.(کمالی، ۱۳۷۶ :۶ـ۹).
۲ـ۲ـ۲ الگوهای ارزشیابی
الگوهای ارزیابی را میتوان از جنبههای مختلف مورد نظر قرار داد و دسته بندی کرد. سادهترین دسته بندی را اسکریون(۱۹۶۷) پیشنهاد کردهاست:
۱- الگوی ارزیابی تکوینی
۲- الگوی ارزیابی پایانی
تقسیم بندیهای دیگری به وسیله سایر نویسندگان عرضه شده است. برای مثال پوفام الگوها را به سه دسته تقسیم میکند:
۱- الگوهای مبتنی برتحقق هدفها
۲- الگوهای قضاوتی (ملاکهای درونی و برونی)
۳- الگوهای تسهیل تصمیم گیری
دستهبندیهای چهارگانه، پنجگانه و بیشتر نیز انجام گرفته است. از جمله این دستهبندیها، میتوان به دسته بندی هفتگانه مرکز مطالعات ارزیابی (دانشگاه کالیفرنیا) اشاره کرد. این دسته بندی به شرح زیر است:
ـ الگوهای هدف گرا
ـ الگوهای مدیریت گرا
ـ الگوهای تصمیم گرا
ـ الگوهای پاسخ گرا
ـ الگوهای مبتنی بر تحقیق آزمایشی
ـ الگوهای هدف آزاد
ـ الگوهای مبتنی بر مدافعه
الگوهای کاربرد گرا
الگوهای دسته اول بر سنجش پیشرفت یادگیری فراگیران تأکید دارد. دسته دوم الگوها بر نیازهای اطلاعاتی تصمیم گیرندگان تأکید میکنند. سومین دسته از الگوها بر فرایند برنامه تأکید دارد، در حالی که چهارمین دسته از الگوها بر تبیین آثار برنامه و برقراری رابطه علّت و معلولی در برنامه مورد ارزیابی تأکید دارد به عبارت دیگر، دسته چهارم الگوها از روش های تحقیق آزمایشی برای برقراری رابطه عِلّی استفاده می کند. این دسته از الگوها را می توان مثلاً در ارزیابی اثربخشی برنامه های آموزش ضمن خدمت به کار برد. دسته پنجم شامل الگوهای هدف – آزاد است، این دسته از الگوها فارغ از چار چوب آغازین برنامه مورد ارزیابی، به سنجش آثار آن می پردازد. به عبارت دیگر، این الگوی ارزیابی بدون توجه به این که هدف اصلی برنامه چه بوده است، به گردآوری آن دسته از اطلاعات ارزیابی می پردازد که بتواند میزان توان برنامه را در برآوردن نیازهای افراد زیربط بسنجد. دسته ششم، از طریق برقراری فرآیندی شبه قانونی و شنیدن آرا و نظرهای مدافعان و غیر مدافعان، درک افراد از برنامه را میسنجد. در دسته هفتم، الگوهای کاربردگرا قرار دارند، در این دسته الگوها، اطلاعات ارزیابی چنان گردآوری می شود که حداکثر استفاده را برای افراد ذیربط داشته باشد. از جمله پیشنهاد دهندگان این دسته پاتون[۱۴] (۱۹۹۷) و الکین[۱۵] و همکاران (۱۹۷۹) است . تمرکز این دسته الگوها بر آن است که ابتدا استفاده کنندگان واقعی اطلاعات ارزیابی مشخص شود. سپس به وسیله ارزیابی اطلاعاتی فراهم شود که برای آنان بیشترین کاربرد را دارد ( بازرگان،به نقل از خنیفر[۱۶]، ۱۳۸۱).
همچنین می توان بر اساس نظامهای فلسفی زیر بنایی معرفت شناسی و پارادیم های مرتبط با آن ها نیز الگوهای ارزیابی را دسته بندی کرد. در این باره میتوان پارادیم خرد گرایانه و پارادیم طبیعت گرایانه را در نظر گرفت و الگوهای ارزیابی را به دو دسته عمده تقسیم کرد. همچینین می توان مکاتب فلسفی زیر بنایی اصالت تحصیلی، تفسیرگرایی و انتقادی را منظور نمود. بر این اساس چنانچه دیدگاه ها و مکاتب یاد شده را مبنای پاسخ به سؤالهای ارزیابی قرار دهیم، الگوهای ارزیابی آموزشی به دو دسته کلی کمّی و کیفی تقسیم میشوند. اگر این دو دسته الگو بر دو انتهای یک طیف قرار داده شوند، به طوری در یک انتهای طیف الگوهای کاملاً کمّی و در انتهای دیگر آن الگوهای کاملاً کیفی قرار داشته باشد، الگوهای مختلف ارزیابی میان آن دو انتها واقع میشوند.
ورتن و ساندرز[۱۷] (۱۹۸۷) طیف یاد شده را به شش قسمت تقسیم کرده، در هر قسمت یک دسته الگو را قرار دادهاند. این دسته به قرار زیر است:
ـ الگوهای هدف گرا / الگوهای مدیریت گرا / الگوهای مصرف کننده گرا/ الگوهای مبتنی بر نظر خبرگان/ الگوی مبتنی بر مدافعه/ الگوی طبیعت گرایانه و مشارکتی/.
با توجه به نکات فوق و با منظور داشتن تقسیم بندی هشتگانه ی هاوس[۱۸](۱۹۸۸)، طیف الگوهای ارزیابی که در دو انتهای آن الگوهای کمّی و کیفی قرار دارند به هشت دسته تقسیم میشوند. این دسته در جدول ۲-۱ نمایش داده شده است:
جدول ۲-۱ دسته بندی الگوهای عمده ارزشیابی آموزشی(خنیفر، ۱۳۸۱)
الگوهای ارزیابی
الگوها
پیشنهاد دهندگان
مخاطبان اصلی
مفروضات مورد توافق
روش های ارزیابی
پیامدهای مورد انتظار
نوع پرسش های ارزیابی
هدف گرا
تایلر
مدیران
هدف های مشخص، متغیرهای کمی برونداد
هدف های عملکردی، آزمون پیشرفت یادگیری
بهره وری پاسخگویی
ـ آیا یادگیرندگان به هدف های آموزشی دست یافته اند؟
مدیریت گرا(سیپ)
استافیل بیم
مدیران و تصمیم گیران
هدف های کلی و ملاک ها
بررسی های پیمایشی، پرسشنامه،
اثربخشی، کنترل کیفیت
ـ آیا برنامه اثربخشی دارد؟
هدفـ آزاد
اسکریون
مصرف کنندگان
عواقب، ملاک ها
کنترل نا اریبی ها، تحلیل منطقی
انتخاب مصرف کننده، عام المنفعه
ـ تمام اثرهای برنامه ها چیست؟
مبتنی بر نظر خبرگان
آیزنر
خبرگان، مصرف کنندگان
نقد تخصصی، استاندادها
بازنگری انتقادی
بهبود معیارها
ـ آیا منتقد متخصص، برنامه را تأیید میکند؟
اعتبارسنجی
انجمن تورث ـ سنترال
ملاک ها، هیئت همگنان
ملاک ها، هیئت همگنان
ارزشیابی درونی
صلاحیت تخصصی، ارتقاء کیفیت
ـ از نظر متخصصان، برنامه مورد ارزیابی چه رتبه ای دارد؟
مبتنی بر مدافعه
ولف و سایرین