۲-۱۲-۳-۲ انگیزه تقاضا برای حسابرسی با کیفیت بالا
تحقیقاتی که به بررسی تأثیر نیاز استفاده کنندگان به حسابرسی با کیفیت پرداختهاند، دارای حیطه محدودتری است. اغلب این تحقیقات در این زمینه شامل (۱) حقالزحمه حسابرسی، (۲)نظریه علامتدهی، (۳) هزینه نمایندگی و (۴) وجود کارگروه حسابرسی، هستند.
حقالزحمه حسابرسی: ویلنبورگ(۱۹۹۹) به بررسی رابطه بین کیفیت حسابرسی و پیشنهادات اولیه حسابرس در مورد حقالزحمه پرداخته و نتیجهگیری میکند که کیفیت خدمات حسابرس تحت تأثیر پذیرش حقالزحمه پیشنهادی حسابرس است.
نظریه علامتدهی: وندا والاس(۱۹۸۶) تقاضا برای خدمات حسابرسی با کیفیت بالا را در چارچوب نظریه علامتدهی در عرضه اولیه سهام در بازار سرمایه مورد بررسی قرار داده است. در چارچوب نظریه علامتدهی، اگر خریداران اوراق بهادار نتوانند میان اوراق بهادار با کیفیت و بیکیفیت تفاوت قائل شوند، قیمت بازار اوارق بهادار به گونهای تعدیل میشود تا متوسط کیفیت مورد انتظار اوراق بهادار آماده برای فروش را منعکس سازد. پیامد چنین اقدامی خروج اوراق بهادار با کیفیت از بازار است. در واقع، چنانچه مدیران بر کیفیت نسبی اوراق بهادار خود آگاه باشند، آن ها انگیزه لازم را برای انتقال یک پیام و علامت مشخص از طریق حسابرسی صورتهای مالی با کیفیت بالا خواهند داشت. این پیام انعکاس دهنده فراتر بودن کیفیت اوراق بهادار آن ها از متوسط کیفیت مورد انتظار بازار است.
هزینه نمایندگی: مطالعات گوناگونی در زمینه هزینه نمایندگی و تقاضا برای حسابرسی با کیفیت بالا انجام شده است. دی فاند (۱۹۹۲) دریافت که تغییر در نوع مالکیت سازمانها و تغییر در اهرم مالی به طور مستقیم با تغییر در کیفیت حسابرسی ارتباط دارد. مالکان عمده و اعتباردهندگان خواهان اعمال نظارت شدیدتر بر سرمایهگذاریهای خود هستند. یکی از روشهای دستیابی به چنین هدفی، تقاضا برای حسابرسی با کیفیت بالا است. مدیران برای کاهش هزینه نمایندگی و در نتیجه عدم تعدیل حقوق و مزایا از طرف مالکان، از انگیزه کافی برای استفاده از خدمات حسابرسان مستقل برخوردار هستند. در دفاع از عامل هزینه نمایندگی در برانگیختن مدیران برای استفاده از حسابرسان شایسته و مستقل واتز و زیمرمن (۱۹۸۳) به شواهدی استناد کردهاند که بر اساس آن ۸۴درصد شرکتهای پذیرفته شده در بورس نیویورک در سال ۱۹۲۶، یعنی سال ها قبل از تدوین مقررات بورس اوراق بهادار مبنی بر اجباری کردن حسابرسی، از خدمات حسابرسان مستقل استفاده میکردند. والاس(۱۹۸۶) استدلال میکند که فرضیههای نظارت، اطلاعات و بیمه فراهم کننده شواهد کافی برای استفاده مدیران از خدمات حسابرسی با کیفیت بالا است. طبق فرضیه نظارت مدیران برای کاهش هزینه نمایندگی و پیشگیری از تعدیل حقوق و مزایای خود توسط مالکان، از انگیزه کافی برای انجام حسابرسی مستقل برخوردار هستند. در فرضیه اطلاعات، انگیزه مدیران از حسابرسی مستقل، تأکید بر اطلاعات مالی به عنوان ابزاری برای بهبود تصمیمگیریهای درون سازمانی از طریق بهبود در کیفیت اطلاعات حاصل میشود. طبق فرضیه بیمه، تقاضا برای حسابرسی با میزان دعاوی حقوقی تهدید کننده مدیران ارتباط مستقیم دارد. چنانچه بتوان مسئولیت مالی داده های گزارش شده را به حسابرسان منتقل کرد، در این صورت، طرح دعاوی حقوقی علیه مدیران و اعتباردهندگان و سایر اشخاص حرفهای در بازارهای اوراق بهادار به طور چشمگیری کاهش مییابد. بنابرین، با افزایش طرح دعاوی حقوقی برعلیه مدیران و سایر افراد و گروههای حرفه ای فعال در عرصه واحدهای اقتصادی انتظار میرود تقاضای بیمهای برای حسابرسی افزایش یابد.
کارگروه حسابرسی: ابوت و پارکر(۱۹۹۹) تغییر حسابرس مستقل را بررسی کردهاند و نتیجه گرفتند که وجود کارگروه حسابرسی فعال و مستقل در شرکتها با افزایش کیفیت حسابرسی ارتباط نزدیک دارد. نتایج تحقیق آن ها با نظریه کارگزاری (نمایندگی) تطبیق دارد و بیانگر آن است که وجود قوانین به محدود شدن حیطه عمل غیر مسولانه مدیران منجر میشود. لذا، وجود کارگروه حسابرسی باعث میشود که کیفیت حسابرسی از این حیث که حسابرس ممکن است تحت تأثیر تمایلات مدیریت قرار نگیرد، افزایش یابد.
۲-۱۲-۴ چارچوب کیفیت خدمات حسابرسی
عوامل زیادی بر کیفیت خدمات حسابرسی تأثیر میگذارد، اما تحقیقات بسیار معدودی در جهت ایجاد نمونهای برای تشریح کیفیت خدمات حسابرسی انجام شده است.
کاتاناک و واکر (۱۹۹۹) الگوی جامع (البته آزمون نشده) از کیفیت حسابرسی ارائه کردهاند. طبق دیدگاه آنان، کیفیت حسابرسی تابعی از دو عامل مرتبط با عملکرد حسابرس است: اول، شایستگی (از جمله: دانش، تجربه، قدرت تطبیق، کارایی فنی، اثربخشی حسابرسی)، دوم، عملکرد حرفهای (از جمله: استقلال، بیطرفی، دقت حرفهای، تضاد منافع، و قضاوت حرفهای). علاوه بر ویژگیهای فوق، الگوی آن ها شامل تأثیر انگیزه های اقتصادی (از قبیل: میزان حق الزحمه، میزان هزینه حسابرسی، کارایی حسابرسی، دعاوی حقوقی، و خدمات مشاورهای)، و ساختار بازار (از قبیل: رقابت، درجه تمرکز در صنعت، صرفهجوئیهای ناشی از مقیاس و وجود قوانین و مقررات) و تعویض حسابرسان است. در حالی که برخی از اجزای این نمونه توسط محققان مورد بررسی قرارگرفته است، اما این چارچوب در ساختار تحقیقات مرتبط با کیفیت حسابرسی بدیع است پرسش این که کدام عامل بر کیفیت حسابرسی تأثیر بیشتری دارد، باید از طریق انجام تحقیقات پاسخ داده شود. بعلاوه، عناصر نمونه فوق باید به منظور درک جامعتر از تأثیر آن بر کیفیت حسابرسی در شرایط مختلف آزمون شود و در صورت لزوم، تعدیلاتی در آن صورت پذیرد. بنابرین، نیاز به تحقیقات به دلیل تغییرات جدی در محیط حسابرسی بیش از پیش احساس میشود. برخی از این تغییرات شامل گسترش دامنه خدمات اعتباردهی، اصلاح فرایند حسابرسی، نیاز به کاهش فاصله انتظارات و پذیرش فناوری جدید است.
در مجموع تحقیقات انجام شده در زمینه کیفیت حسابرسی نشان میدهد که عواملی همچون (الف) معقول بودن حقالزحمه حسابرسی (ب) تعویض ادواری حسابرسان (ج) تشکیل کمیته حسابرسی در شرکتها (د) منع ارتباط طولانی مدت با صاحبکاران (ه) ادغام مؤسسات کوچکتر و تشکیل مؤسسات حسابرسی بزرگتر (و) ایجاد سازوکاری برای پاسخگو کردن حسابرسان (ز)تخصصگرایی حسابرسان ـ حسابرسی صنایع خاص (ج) تأکید بر بررسی همپیشگان (ح) رتبه بندی سالانه مؤسسات حسابرسی (س) وجود قوانین حمایتی از حقوق حسابرسان (به ویژه عدم مصالحه در گزارشگری موارد نقض)، موارد دیگری هستند که منجر به تقویت کیفیت حسابرسی میشود.
۲-۱۲-۵ بررسی کیفیت حسابرسی در چند کشور[۵۹]
۲-۱۲-۵-۱ بررسی کیفیت حسابرسی در استرالیا
خزانهداری استرالیا در مقاله بررسی راهبردی کیفیت حسابرسی در استرالیا به ارزیابی معیارهای کیفیت حسابرسی پرداخته است. روش بکارگرفته شده در آن مقاله شناسایی محرکهای اصلی کیفیت حسابرسی بوده است.
در مقاله مذکور کیفیت حسابرسی شامل طیف وسیعی از فاکتورهای بهم پیوسته است مانند چارچوب قانونی مربوط به مقررات حسابرسی(شامل سیستم ثبت نام حسابرس شرکت، استقلال حسابرس در قانون شرکتها و استانداردهای حسابداری و حسـابرسی)، استانداردهای اخلاقی بکاررفته برای اعضای جامعه حرفـهای حسابداری، کیفیت های حرفهای و مهارتهای حسابرسان وکارکنان آن ها، نقش و فعالیتهای تنظیمکننده حسابرسی و سایر اجزاء شامل در فرایند بررسی حسابرسی.