بیشتر مسایل اخلاقی در این سطح ظاهراًً ساده به نظر میرسد ولی جوانب امر که یک طرف آن منافع مالی و طرف دیگر تعهدات اجتماعی است نادیده گرفته میشود. ظاهراًً در تجزیه و تحلیلهای مالی مؤسسات، مشکلات اخلاقی بیش از حد ساده جلوه میکند و پییچیدگیهای مسایل اخلاقی مربوط به مدیریت مدنظر قرار نمیگیرد. در این زمینه لازم است به تحلیلگران مالی آموزشهای لازم در زمینه حساس بودن مسایل اخلاقی داده شود.
بد نیست کمی از این پیچیدگیها را به مثال بالا اضافه کنیم. فرض کنیم که موارد استفاده آن قطعات یدی در مسئله یاد شده، به حفظ و نگهداری یک سیستم ارتباطی یا یک کارخانه تولیدی و یا حتی تسهیلات مربوط به مراقبتهای بهداشتی مربوط باشد. اگر این قطعات فوراً از گمرک ترخیص نشوند و مشکلی روی دهد، ممکن است نقص سیستم ارتباطی، موجب به خطر افتادن سلامت مردم شود، و یا ممکن است به علت تعطیلی کارخانه عدهای از کار بیکار شوند، یا این که بیماران از درد بسیار زجر ببرند و یا به خاطر نقص یا توقف خدمات بیمارستانی دارفانی را وداع گویند. اکنون مشخص میشود که مقایسه منافع مادی در برابر هزینه های اجتماعی، بر خلاف تصور، چندان هم ساده نیست، زیرا عواقب یک تصمیم اجتماعی، تنها به یک سطح محدود نمیشود و به سطوح دیگری گسترش مییابد. پیامدهای تصمیمات مدیریتی، حتی در خصوص مسایل روزمرهای چون ترخیص کالاهای وارد شده از گمرک؛ چه مثبت، چه منفی، باید در تجزیه و تحلیل اولیه مدنظر قرار گیرند.
فرض دیگر این است که مشکل مورد بحث پرداخت رشوه غیر مستقیم برای ترخیص سریع کالا از گمرک – واقعاً بیش از دو راه حل دارد. علاوه بر انتخابهای قاطعانه بلی یا خیر، راه حل های دیگری نیز وجود دارد. شرکت میتواند پیشاپیش برنامهریزی کرده و قبل از نیاز واقعی، قطعات یدکی را سفارش دهد و بدین وسیله تأخیرهای موجود در ترخیص کالا از گمرک را تحمل کند، بنابرین نیاز به پرداخت رشوه برطرف میشود. تجزیه و تحلیل آماری عملیات مربوط به یک سیستم ارتباطی، یک کارخانه تولیدی، یا یک سری تجهیزات مراقبتهای بهداشتی، بیانگر تقاضای احتمالی قطعات یدکی است و مدلهای ریاضی بسیاری جهت تأمین سطوح موجودی کالا به حد کافی وجود دارد که پاسخگوی فاصله زمانی نسبتاً طولانی تحویل کالا است.
راه حل دیگر، استخدام یک وکیل برای شرکت به منظور مذاکره با مقامات گمرکی است. این وکیل صریحاً و اکیداً از پرداخت هر گونه رشوه تحت هر شرایطی منع شده است و باید با توسل به مواد قانونی و مجازاتها، مقامات گمرکی را وادار به ترخیص محمولهها به محض ورود آن ها کند. راه حل دیگر، تأمین قطعات یدکی از طریق عرضهکنندگان و فروشندگان داخلی است که بدینوسیله، این شرکت هم میتواند به تقویت اقتصاد ملی کمک کند و هم از مواجهه با مشکلات مربوط به عملیات ترخیص گمرکی به طور کامل دوری جوید. هر یک از این راه حل های جایگزین، یک هزینه مالی دارد که میتوان تصور کرد کم و بیش از هزینه های مربوط به پرداخت حداقل رشوه بیشتر است، اما به هر حال این هزینه ها مالی در برابر منافع اجتماعی میاندیشیم؛ اما برای مدیر که باید تصمیم بگیرد، کاملاً مشخص است که در این مورد هر راه حل دارای یک هزینه اجتماعی است. هدف اولیه پیشگامان دانش مدیریت که این مدلها را طراحی کردند، بررسی قضاوتهای صرفاً عینی این هزینه ها برای شرکت بود، اما مشخص شده است که این مدلها باید به برآوردههای ذهنی هزینه ها برای کارمندان شرکت، مشتری و کل جامعه نیز توجه داشته باشند. حتی روشهای غیر پیچیده علم مدیریت، اکنون تا حدی نیازمند برآوردهای مربوط به هزینه های وارده از بیرون به شرکت و آسیبهای اقتصادی ایجاد شده به وسیله شرکت میباشند. درباره مثال خاصی که مورد بررسی قرار گرفت، چه هزینهای را باید برای برزیلیهایی که از خرابی سیستمهای ارتباطی به علت فقدان قطعات یدکی رنج میبرند در نظر بگیریم؟ چه هزینهای را برای کارگران برزیلی که به خاطر تعطیلی کارخانه بیکار شده و بدون حقوق ماندهاند در نظر بگیریم؟ چه هزینهای را برای بیماران برزیلی که به علت کمبود امکانات در بیمارستانها درمان نمیشوند در نظر بگیریم؟ این امور، برآوردهای مالی ساده نیست بلکه هزینه های اجتماعی زمانبری است که محاسبه آن ها دشوار است، اما به هر حال باید این هزینه ها را در تصمیمات اخلاقی مدیریت، حتی به هنگامی که از روشهای علم مدیریت استفاده میشود، مدنظر قرار داد. باز هم با اشاره به راه حل های پیشنهادی، به مسایل اخلاقی مدیریت میپردازیم: استخدام یک وکیل برای شرکت به منظور وادار کردن مقامات گمرکی به التزام به قانون، حتی اگر این امر منجر به اتخاذ اقدامات قضایی و مجازاتهای مدنی علیه این مقامات گردد؛ و تأمین قطعات یدکی از داخل، حتی اگر این امر مستلزم یک نوع انتقال غیر اقتصادی سرمایه و فنآوری به یک شرکت داخلی باشد. اگر راهحل نخست برگزیده شود، یک وکیل به منظور تحمیل استانداردهای آمریکایی بر دوایر دولتی برزیل استخدام میشود. در یک سطح، سؤال این است که آیا یک شرکت آمریکایی حق دارد که نظرات خود را بر دیگران تحمیل کند؟ و در سطح بالاتر، میباید به ساختار اجتماعی برزیل نظر بیفکنیم. در برزیل وکلای شرکتها از میان خانواده های متمول هستند، در حالی که مقامات گمرک از خانواده های فقیر و متوسط. در حقیقت شرکت پرداختها را از قشر فقیر و ثروتمند جامعه منتقل میکند و به این وسیله به بقای تقسیمات ناعادلانه اجتماعی مخصوص جوامع آمریکایی جنوبی کمک میکند.
تهیه قطعات یدکی از منابع داخلی، ظاهراًً انتخابی جذاب است، اما این امر موجب جابجایی اشتغال از آمریکا به برزیل و هم چنین انتقال فنآوری انحصاری و سرمایهگذاریهای کلان از آمریکا به این کشور میشود. این جابجایی بدون تردید و مستقیماً با انتظارات کارکنان آمریکایی – اگر قراردادهای اتحادیهای را در نظر نگیریم – در تضاد و تقابل قرار میگیرد. تا همین اواخر، مذاکره کنندگان سندیکاها به ندرت امکان خرید خارجی قطعات پیچیده را، با این باور که مهارتهای فنی مورد نیاز قاعدتاً در مناطقی با نیروی کار ارزان یافت نمیشوند، پیشبینی میکردند. با توسعه مداوم فنآوری پیشرفته در کشورهای کمتر توسعه یافته، وضعیت تغییر کردهاست؛ چنان که بهرهگیری از نیروی کار خارجی میتواند موجب بروز ناآرامیهای کارگری در ایالات متحده آمریکا شود.