۲-۳ – شکل گیری خود
از میان پیشرفت هاى ذهنى مؤثر در اولین سال هاى زندگى، مى توان به تحوّل خویشتن پندارى و درک ضمیر اول شخص مفرد (من) اشاره کرد. اولین مرحله رشد خویشتن پندارى، کودک را به این آگاهى مى رساند که متمایز از دیگران است و به عقیده لوویس، بروکس و دیگران، این آگاهى بر اساس کنش متقابل سنّ کودک و محیط انجام مى گیرد. مطالعه این پژوهشگران بدین نحو بود که آنان نمونه اى از کودکان (۹، ۱۲، ۱۸، ۲۱، ۲۴ ماهه) را در مقابل آینه قرار مى دادند و واکنش هاى آنان را بر روى نوار ویدیویى ضبط مى کردند. آن گاه مادر هر یک، او را از مقابل آینه دور مى کرد و به دماغ او رنگ قرمز مى مالید و کودک را دوباره به مقابل آینه مى آورد. تعداد کمى از کودکان کمتر از ۱۲ ماهه و ۲۵ درصد کودکان ۱۵ـ۱۸ ماهه و ۸۸ درصد کودکان ۲۴ ماهه با دست زدن به بینى واکنش مى دادند. این واکنش نشانگر آن است که آن ها از وجود خود به عنوان یک شخص، آگاهى داشتند، زیرا مى دانستند که چهره واقعى آن ها چه شکلى است( دلیری ، ۱۳۹۲ )
۲-۳-۱- انواع خود
«خود مفعولى» مجموعه چیزهایى است که شخص مى تواند آن را مال خود بنامد و شامل توانایى ها، خصوصیات اجتماعى و شخصیتى و متعلّقات مادى است. «خود فاعلى» خود داننده است. این جنبه خود دایم تجارب حاصل از ارتباط با مردم، اشیا و وقایع را به نحوى کاملا ذهنى سازمان داده، تفسیر مىکند. به عبارت دیگر، خود فاعلى در خود تأمل مى کند و از طبیعت خود با خبر است. خود مفعولى داراى جنبه هاى مادى، فعّال، اجتماعى و روانى مى باشد. کودکان تا دوره پیش دبستانى، «خود» را بر حسب مشخصات بدنى و خصوصیات عینى مانند رنگ مو، قد، وزن و متعلّقات مادى خود توصیف مى کنند(پروچسکا[۱۶]، ۱۹۵۷).
۲-۳-۲- جنبه هایی از خود پنداره پدیدار شناختی
الف. خودپنداره فردى: بیانگر خصوصیات رفتارى فرد است از دیدگاه خودش. این خودپنداره از خصوصیات جسمانى تا هویّت جنسى، قومى، طبقه اجتماعى ـ اقتصادى و هویّت من یا حس استمرار و یگانگى فرد در طول زمان را در برمى گیرد.
ب. خودپنداره اجتماعى: ویژگى ها و یا خصوصیات رفتارى شخص است که وى تصور مى کند دیگران آن را مشاهده مى کنند.
ج. خودآرمانى با توجه به خودپنداره شخصى فرد: این آرمان ها خودپنداره هایى هستند که فرد شخصاً امیدوار است همانند آن ها باشد.
د. خودآرمانى با توجه به خودپنداره هاى اجتماعى فرد: این آرمان ها پنداره هایى هستند که فرد دوست دارد دیگران آن گونه مشاهده کنند. که هسته اصلى وجودش مورد تهدید قرار گرفته است (دلیری به نقل از کورسینى[۱۷]، ۱۳۹۲).
خود، دومین ساختار شخصیت فروید است که ارباب منطقی شخصیت است. هدف خود جلوگیری از تکانه های نهاد نیست، بلکه هدف آن کاهش دادن تنش است.خودتابع «اصل واقعیت» است و از یک سو به ارضای تمایلات می پردازد و از سوی دیگر این ارضا را در چهارچوب ضوابط قابل قبول اجتماعی در می آورد.خود به انسان کمک میکند تا از تنش درونی خود بکاهد و نیازهای خود را بر اساس واقعیت و با بهره گرفتن از امکانات واقعی برطرف سازد. بنابرین خود از روشهایی استفاده میکند که به آن روشها «فرایند ثانویه» گفته می شود خود طبق روش های فرایند ثانویه، برای ارضای تمایلات، نقشه ای واقع بینانه تنظیم میکند، بعد آن را با انجام اعمالی، آزمایش میکند تا مشخص کند که آیا طبق این نقشه موفق خواهد شد یا نه؟ این جریان را «واقعیت آزمایی» نام گذاری کردهاند (شاملو، ۱۳۸۲).
۲-۴- تعارف و مفاهیم خود کار آمدی
۲-۴-۱- تعریف خود کارآمدی
خودکارآمدی به توان فرد در رویارویی با مسائل برای رسیدن به اهداف و موفقیت او اشاره دارد. خودکارآمدی بیشتر از این که تحت تأثیر ویژگی های هوش و توان یادگیری دانش آموز باشد تحت تأثیر ویژگی های شخصیتی از جمله باور داشتن خود (اعتماد به نفس)، تلاشگر بودن و تسلیم نشدن، وارسی علل عدم موفقیت به هنگام ناکامی (خودسنجی)، آرایش جدید مقدمات و روش های اجتماعی رسیدن به هدف (خودتنظیمی) و تحت کنترل درآوردن تکانه ها (خودرهبری) قرار دارد. این عوامل در برخی از دانش آموزان حتی بیشتر از توان یادگیری موجب پیشرفت و موفقیت تحصیلی می شود (پورجعفر دوست، ۱۳۸۶).
خود کارآمدی به عنوان اعتقادی تعریف شده است که یک فرد به توانایی خود جهت انجام دادن یک طریقه یا روش مشخصی برای کسب اهداف معین دارد. به عبارت دیگر خودکارآمدی اعتقادی است که یک فرد به توانایی خود برای به انجام رساندن یک جریان کاری دارد، تا با انجام این جریان کاری موقعیت هایی را در آینده اداره نماید. در واقع قضاوت فرد روی تواناییهای خود بر اساس تسلط، مهارت و صلاحیت های فردی در چارچوب مشخص بنا می شود. این تسلط و مهارت فرد بر مبنای تجارب قبلی وی شکل گرفته و به وی احساس قدرت برای تولید یک اثر یا وظیفه را به طور کامل میدهد (دلیری به نقل ازورعی و همکاران، ۱۳۹۲).
۲-۴ -۲- مفهوم خود کارآمدی
باندورا (۱۹۷۷) خود کارآمدی را یکی از فرایندهای شناختی میداند که ما از طریق آن بسیاری از رفتارهای اجتماعی و خصوصیات شخصی را بسط میدهیم . اینکه افراد به آزمایش یا کنار آمدن با موقعیت های مشکل خواهند پرداخت یا نه ، تابعی از میزان اطمینان آن ها به کارآمدی خود است . افراد از موقعیت های تهدید کننده ای که معتقدند توان کنار آمدن با آن را ندارند می ترسند و از این موقعیتهااجتناب می ورزند ، درحالی که وقتی خود را در کنار آمدن موفق با موقعیت ها توانا می بینند ، قاطعانه عمل میکنند . خود کارآمدی ادراک شده ، نه تنها ترسها وبازداریهای انتظاری را کاهش میدهد ، بلکه از طریق انتظار موفقیت احتمالی بر میزان تلاش برای کنار آمدن اثر میگذارد . انتظار خودکارآمدی ، معین میکند که تلاش افراد تا کجا ادامه مییابد و تا کجا در مواجهه با موانع و تجارب مشکل آفرین مقاومت می ورزند ، هرچه انتظار کارآمدی بیشتر باشد تلاشها فعالتر هستند( باندورا ،۱۹۹۶).