مطالعات داخلی:
فرهاد نیلی(۱۳۷۵) در پژوهشی با عنوان«رشد اقتصادی، توزیع درآمدورفاه اجتماعی در سالهای۷۲-۶۱»با بهره گرفتن از یک مدل پروبیت[۲] اقدام به تخمین میزان احتمال ابتلاء به فقر به تفکیک در جوامع شهری و روستایی کردهاست. وی نتیجه گرفته است که چهار عامل: وضعیت جمعیتی خانوار، وضعیت اشتغال خانوار، سرمایه انسانی و سرمایههای فیزیکی خانوار بیشترین تأثیر را بر فقر خانوارها دارند. این چهار عامل مجموعاً قریب ۹۰ درصد از فقر موجود این خانوارها را توضیح میدهد.
مهدی کرباسیان (۱۳۷۵) در مقاله «نقش تأمین اجتماعی در فقرزدایی» به توضیح استراتژیهای تامین اجتماعی پرداخته است.وپس از آن با تشریح چرخه فقر، نقش نهادهای حمایتی بالاخص سازمان تأمین اجتماعی را در کاهش یا رفع فقر مورد تجزیه و تحلیل قرار دادهاست. وی نتیجه گرفتهاست که تأمین اجتماعی نمیتواند بر پایه منابع زوالپذیر و ناپایدار استوار گردد. و بالا بردن سطح زندگی و رفع فقر و محرومیت هنگامی معنیدار خواهد بود که به اتکاء کار و فعالیت خلاق افراد جامعه صورت گیرد .
جمشید پژویان (۱۳۷۹) در مقاله «نقش نظام تأمین اجتماعی در کاهش فقر» وظایف نظامهای بیمهای و حمایتی درصد فقر بین گروههای مختلف (کارفرمایان، کارکنان مستقل، کارکنان بخش دولتی، کارکنان بخش خصوصی، بیکار و کارکنان فصلی، بازنشستگان، بیمهشدگان، غیربیمهشدگان و سرپرست زنان جامعه شهری و روستایی) را محاسبه نمودهاست. وی علاوه بر این درصدجمعیت فقیر و خط فقر سرانه سالیانه برای شهر و روستا را نیز برای سالهای ۷۷-۶۹ محاسبه کردهاست.
با توجه به بررسی های انجام شده در خصوص تامین اجتماعی می توان به موارد زیر اشاره کرد :
حیدری در فصلنامه پژوهشی تامین اجتماعی (۱۳۸۸) در پژوهشی با عنوان تحلیلی کلی بر سیر تطور ساختاری تامین اجتماعی در ایران و تبیین عوامل مساعد و نامساعد توسعه آن به بررسی کالبد شکافی مشکلات و مسائل مبتلا به سازمان تأمین اجتماعی، ابعاد ساختاری و تشکیلاتی، و بررسی میزان و کیفیت تأثیر مؤلفه های کلان اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و… بر ساختار و تشکیلات متولی امر تأمین اجتماعی در کشور پرداخته و سپس با بهره گیری از نتایج تحلیل کلیِ سیر تطور ساختاری تأمین اجتماعی در ایران، فهرستی از عوامل مساعد و نامساعد توسعه تأمین اجتماعی در کشور احصا و به طور مختصر آثار آن ها بر ابعاد ساختاری و تشکیلاتی تأمین اجتماعی و جایگاهشان آن در ساختار کلان مدیریت کشور ارائه می کند .
ابوطالبی ( ۱۳۸۷ ) در پژوهش با عنوان نقش تامین اجتماعی در اقتصاد ایران به این نتیجه رسید که تامین اجتماعی در اقتصاد یک جامعه اثراتی دارد که عبارتند از اثرات ضد تورمی کاهش تقاضا و مصرف و افزایش سرمایه گذاری. یکی از مسایلی که در رابطه با مؤسسات بیمه گر مطرح است چگونگی استفاده از ذخایر و حق بیمه دریافتی از افراد است که باید با توجه به تعهدات خود در راه های مختلف سرمایه گذاری کنند. سازمان تامین اجتماعی ایران از حق بیمه دریافتی در راه های مختلف از جمله خرید و فروش اوراق قرضه دولتی سرمایه گذاری در خانه سازی و … استفاده میکند. از جمله مشکلات تعمیم بیمه های اجتماعی در ایران، گرانی حق بیمه افرادی که می خواهند بیمه شوند: مشکلات اخذ حق بیمه از کسانی که دارای مشاغل آزاد میباشند و مشکلات مربوط به تامین مزایای موجود در قانون مثل استفاده بیمه شده ها از خدمات درمانی و …. است.
همچنین نظرات مختلفی در مورد عدالت که یکی از اهداف اصلی تامین اجتماعی است عنوان شده که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد :
فردریک هایک (۱۸۹۹-۱۹۹۲)اقتصاددان سیاسی اتریشی الاصل که بیشترعمرش را در انگلستان سپری کرد ازمدافعان جدی آزادی خواهی واختیارگرایی به ویژه در زمینه اقتصادبازارآزادسرمایه داری است.اگرآزادی خواهی نوزیک رالیبرالیسم متکی برحقوق طبیعی تفسیرکنیم ،اختیارگرایی هایک ،لیبرالیسم متکی بر حکومت قانون(the rule of law) است.آرای او درباره عدالت اجتماعی در جلد دوم کتاب قانون،قانونگذاری وآزادی ،که باعنوان سراب عدالت اجتماعی نیز شناخته می شود بیش از آثاردیگر اوقابل ردیابی است.البته هایک نظریه مدونی درباره عدالت اجتماعی ندارد و مباحث او بیشترناظر به رد نظریه پردازی عدالت اجتماعی است . ( واعظی ، ۱۳۸۸ )
اهمیت افلاطون در عدالت پژوهی از آن روست که مهمترین اثر وی ، کتاب جمهوری ، نخستین و مبسوط ترین تک نگاشت درباره عدالت است که تا کنون نوشته شده است . هدف ظاهری وابتدایی این کتاب مطرح کردن تعریف عدالت است و به نظر میرسد که بحث آن در فضای عدالت فردی باقی می ماند؛ اما در ادامه بحث افلاطون مقوله عدالت را در مقیاس گسترده آن یعنی در ظرف جامعه و دولت بررسی میکند.
افلاطون تحلیل نهایی خویش را از عدالت در کتاب چهارم جمهوری بیان میکند . او در آغاز این کتاب یادآوری میکند که جامعه آرمانی از هر حیث خوب است و چنین جامعه ای باید دارای چهارخصلت باشد؛یعنی دانا ، شجاع ، خویشتن دار و عادل باشد. در الگوی پیشنهادی افلاطون برای جامعه آرمانی که در رأس آن طبقه پاس داران(guardians) شامل فیلسوفان و حکیمان تربیت شده خاص قراردارند و در طبقه دیگر سپاهیان و جنگاوران و طبقه آخرپیشه وران و کشاورزان قراردارند هر چهارخصلت پیشین وجود دارد. عدالت در نظر افلاطون زمانی برقرار است که در جامعه هر کس تنها به یک کار مشغول باشد؛ کاری که با طبیعت و استعدادش سازگار است.
اهمیت خصلت عدالت به معنا آن است که سبب پیدایش سه خصلت دیگر است و تا وقتی که خود پابرجاست آن سه را بر پامی دارد. پس در ظرف اجتماع ،اگر هر طبقه اجتماعی به کاری بپردازد که استعداد آن را دارد و برای آن ساخته شده است ، یعنی سپاهیان در کار جنگ ، پیشه وران و کشاورزان در کار تولید و پاس داران و فیلسوفان که دانایان جامعه اند در کار حکمرانی باشند ، چنین جامعه ای عادلانه خواهد بود و در صورت برهم خوردن این توازن و بهم آمیختگی این طبقات سه گانه و مشغول شدن طبقه ای به کاری که برای آن ساخته نشده است بیدادگری مستقر خواهد شد و خصایص دیگر جامعه مطلوب نیز رخت برخواهدبست.
نکته بسیارمهم در نظرات افلاطون آن است که حقیقت عدالت فقط در امر شکلی و قالبی یعنی نظم اجتماعی برخاسته از اینکه هر فرد یا طبقه کار مناسب و فراخور خویش را انجام دهد به دست نمی آید بلکه عدالت مانند زیبایی ، خیر و خوبی معنایی است که باید تشخیص داده شود و کسانی که آن را درک میکنند محقق و اجرایش کنند. به بیان دیگر محتوای عدالت امری واقعی و از حقایق عالم است و مانند سایر امور واقعی و حقایق ، نمی توان درباره آن ها به گمان و حدس بسنده کرد و اگر کسانی باشند که توان دسترسی و درک آن حقیقت را داشته باشند سزاوار زمامداری اند. ( همان )