وان[۴۱] ( ۱۹۹۶ ) اعتبار افتراقی چهار نوع حمایت اجتماعی ( اطلاعات ، عاطفی ، ملموس و رفاقت) را مورد بررسی قرار داد. نتایج حاکی از تأثیر حمایتهای اجتماعی بر عوامل متعددی بود. نتایج قطعی و مهمی از اینکه چه افرادی این حمایتها را به وجود می آورد در دست است. تجزیه و تحلیل داده ها یک همبستگی میان اعضای خانواده وا نواع حمایت اجتماعی را نشان میدهد. (یار احمدی ،۱۳۷۸).
کاپلان و هاینزمن (۲۰۱۰) حمایت اجتماعی را یک مفهوم چند بعدی می دانند که شامل دو بخش است:
۱- حمایتی که در عمل دریافت شده است. که خود به سه نوع حمایت قابل تقسیم اند:
۱- حمایت آگاهی دهنده ۲- حمایت عاطفی و ۳- حمایت ابزاری
۲- حمایت در دومین قسمت به منابع حمایتی اشاره دارد: ۱- خانواده ۲- دوستان ۳- غریبه ها ۴- حیوانات.
کوهن[۴۲] (۲۰۰۹) برای توضیح نقش های دفاعی حمایت های اجتماعی دو نوع الگو را شناسایی کردهاست:
۱- اولین الگو به نام «الگو عامل مؤثر بنیادی» شناخته می شود و فرض را بر این میگیرد حمایت اجتماعی بدون در نظر گرفتن تجارب واقعی رویدادهای استرس آور، یک موقعیت کلی مثبت را به فرد میدهد.
۲-الگوی دوم به عنوان «الگو عامل مؤثر بازدارنده استرس» تعریف می شود و فرض را بر این می گرد که داشتن حمایت اجتماعی مناسب تاثیر استرس را روی سلامت فرد تعدیل (کاهش) میکند. (میچل دمونت.مارک آ.۲۰۰۵)
دیویدسون و نیل[۴۳] حمایت اجتماعی را به ۴ طبقه کلی تقسیم نموده اند:
۱- حمایت اطلاعاتی ۲- حمایت ابزاری ۳- حمایت معاشرت اجتماعی ۴- حمایت عزت نفس(بخشایی.۱۳۸۷)
راتوس [۴۴](۲۰۰۸)معتقد است حمایت اجتماعی از پنج طریق عمل میکند:
۱- توجه عاطفی: شامل گوش دادن به مشکلات افراد و ابراز احساسات همدلی، مراقبت، فهم کردن و قوت قلب دادن؛
۲- یاری رسانی: یعنی ارائه حمایت و یاری که به رفتار انطباقی می انجامد.
۳- اطلاعات: ارائه توصیه و راهنمایی جهت افزایش توانایی مقابله ای افراد.
۴- ارزیابی: ارائه پسخوراند از سوی دیگران در زمینه عملکرد منجر به تصحیح عملکرد.
۵- جامعه پذیری: دریافت حمایت اجتماعی معمولاً بواسطه جامعه پذیری به وجود میآید. در نتیجه اثرات سودمندی به دنبال دارد.
روک واتیارد[۴۵](۲۰۰۹)حمایت اجتماعی را دارای دو شکل می دانند:
- حمایت اجتماعی عاطفی
۲- حمایت اجتماعی ابزاری
_حمایت اجتماعی عاطفی: را می توان ایجاد نوعی رابطه صمیمی و محبت آمیز با دیگر افراد دانست. مثل خانواده؛
_حمایت اجتماعی ابزاری: ارائه خدمات، کمک در انجام فعالیت ها، دادن پول و سایر کمک هایی است که از افراد دیگر به فرد میگردد.
اعضای خانواده به عنوان مهم ترین منبع حمایت ابزاری به شمار میآیند در حالی که دوستان معمولاً کمتر چنین کمکی را فراهم میکنند. از سوی دیگر حمایت عاطفی هم از طرف اعضاء، خانواده و هم دوستان بروز میکند.(روک و ایتارد.۲۰۰۰)
۳۰-۲-مهارتهای مقابله ای :
مهارت های مقابله ای، فنونی هستند که افراد در مواجهه با رویدادهای تنش زا به کار می گیرند. توانایی کنترل و تسلط بر موقعیت میتواند در افزایش توانمندی مهارت های مقابله ای مؤثر باشد و اثرات مخرب تنیدگی بر سلامت جسمانی و روانی جلوگیری کند. گاهی فرد میتواند افکاری را که درباره رویداد تنش زا دارد، تحت کنترل داشته باشد. که به آن کنترل شناختی گفته می شود. در مواردی کسب اطلاعات بیشتر درباره موقعیت تنش زا میتواند کمک کننده باشد. البته گذشته از این مهارت ها افراد میتوانند در راستای پیشگیری از پیامدهای جسمانی و روانی تنیدگی، آموزش مهارت های مقابله ای را یاد بگیرند. آموزش مهارت های مقابله ای شامل آموزش مجموعه ای از روش های شناختی و رفتاری متعددی است که در جریان آن با هدف کمک به فرد آموزش داده میشوند تا بدین ترتیب فرد بتواند در بسیاری از موقعیت ها سازش لازم و سلامت روان را به دست آورد (دیماتئو ۱۹۹۱/ ترجمه موسوی).
– لازاروس (۲۰۰۰) مهارت های مقابله ای را به شرح زیر خلاصه میکند:
۱- کاهش آسیب ناشی از شرایط محیطی
۲- تحمل کردن حوادث یا واقعیت های منفی و یا تطبیق دادن خود با آن
۳- حفظ تصویر ذهنی مثبت
۴- حفظ تعادل احساسی و عاطفی
۵- حفظ روابط رضایت بخش با دیگران
پاسخ های مقابله ای میتوانند سه نتیجه به بار آورند:
۱- حفظ شرایط احساسی حال حاضر
۲- ادامه دادن فعالیت های روزمره که تحت تاثیر محرک تنش زا با وقفه روبرو شد است
۳- احساس توانمندی روانی
– مقابله یا مدارای مؤثر برای رویارویی با علت محرک های تنش زا از چهار جزء اولیه تشکیل می شود:
۱- راهبردهای مؤثر مقابله و مدارا
۲- پردازش اطلاعات
۳- اصلاح رفتار
۴- رسیدن به راه حل های صلح آمیز و آرامش بخش (تسکین دهنده های فوری)
دیدگاه های نظری درباره مهارتهای مقابله ای :
درباره مقابله دیدگاه های نظری متفاوتی مطرح شده است که می توان از آن ها موارد زیر را مورد مطالعه قرار داد:
– دیدگاه فرایدنبرگ و لویئس (به نقل از لازاروس ۱۹۹۳):
فرایدنبرگ و لویئس با تعریف مقابله به عنوان مجموعه ای از اعمال شناختی و عاطفی که در پاسخ به مسایل ویژه ای به کار برده می شود سه سبک مقابله ای را مطرح کردهاند که (۱۹۸۴) بر اساس نظریه لازاروس عبارتند از:
– سبک های بارور – مراجعه به دیگران و – سبک های نابارور (ناکارآمد)
این ۳ نوع سبک از هیجده (۱۸) نوع راهبرد تشکیل شده اند.
الف: سبک بارور: اجزا سبک بارور هشت راهبرد مقابله ای است.
۱- حمایت اجتماعی: گرایش در میان گذاشتن مشکل با دیگران و جلب حمایت آنان به عنوان یکی از راه های کنترل کردن میباشد.
۲- تمرکز بر حل مشکل: یک راهبرد مسئله مدار میباشد که طی آن به طور منظم به بررسی مسئله پرداخته می شود و با در نظر گرفتن دیدگاه های گوناگون با مشکل برخورد می شود.
۳- سخت کوشی و موفقیت: این راهبرد توصیف کننده تعهد، بلند پروازی و تلاش زیاد میباشد.
۴- تفریحات فیزیکی: منظور انجام فعالیت های ورزشی و داشتن آمادگی جسمانی برای برخورد مناسب با مشکل میباشد.
۵- راه های آرام بخش: این راهبرد بیشتر به جهت آرام ساختن و (Relaxeition) است تا پرداختن به فعالیت های تفریحی و بدنی
۶- حفظ تعادل خاطر: این راهبرد بیانگر ایجاد یا حفظ آرامش اطمینان به خود توانایی فرد برای مقابله با مشکل
۷- تقویت رابطه با دوستان: حاکی از یک ارتباط صمیمی خاص میباشد.
۸- تمرکز بر جنبههای مثبت (مثبت اندیشی): یعنی داشتن نگاهی مثبت و توجه به ویژگی های مثبت یک رویداد. (تا تمرکز بر بد اندیشی و ایجاد انرژی منفی)
– ب: سبک نابارور: مترادف سبک مقابله ای ناکار آمد (غیر مفید/ بی اثر)میباشند و از هشت راهبرد زیر تشکیل شده است: