بخش کشاورزی همپای رشد صنعت، در نیاز عمده دیگر این بخش را نیز تامین می کرد. از آنجا که رشد صنعت با افزایش شهر نشینی همراه بود، تغذیه جمعیت فزاینده شهرها، افزایش تولید مواد غذایی و عرضه آن به قیمت مناسب را ضروری ساخت. با رشد صنعت و ماشینی شدن آن، نیاز به مواد اولیه کشاورزی نیز افزایش یافت و بخش کشاورزی تامین این مواد را با قیمتی ارزان برعهده گرفت( خالدی و حقیقت نژاد شیرازی، ۱۳۸۶).
اما ویژگی فوق در کشورهای توسعه نیافته و جهان سوم وجود نداشت. به طوری که بین این دو بخش در این کشورها گسستگی به وجود آمده بود. دیگر صنایع وارداتی و وابسته در کشورهای جهان سوم، بدون ارتباط با کشاورزی شکل گرفت، کشاورزی نیز بدون ارتباط با صنعت داخلی و امکانات آن رشد یافت. بخش کشاورزی به جای تولید برای رفع نیاز داخلی، به تولید برای بازار جهانی گرایش پیدا کرد. با توجه به پایین بودن قیمت و کاهش دائمی تولیدات در جهان سوم و نیز قیمت بالای واردات مورد نیاز بخش کشاورزی، سرمایه از بخش کشارزی داخلی به اقتصاد جهانی و به ویژه به کشورهای سرمایه داری پیشرفته انتقال یافت. به این ترتیب نه تنها توسعه بازار و رشد مصرف بخش کشاورزی داخلی به رشد صنعت نیانجامید؛ بلکه زمینه برای رشد صنایع در کشورهای امپریالیستی فراهم شد. در برخی کشورهای جهان سوم نیز مهاجرت نیروی کار ارزان (کارگر ساده و متخصص) از بخش های مختلف اقتصادی از جمله بخش کشاورزی، همراه با انتقال سرمایه های خصوصی و سود سرمایه های خارجی به کشورهای امپریالیستی، ضمن ایجاد اخلال در توسعه داخلی این کشورها شکوفایی اقتصادی در کشورهای توسعه یافته را باعث شد(همان ۲۶۶).
به این ترتیب ملاحظه می شود که روابط بین دو بخش کشاورزی و صنعت در جهان سوم همراه با رشد سرمایه داری – که خصوصیت عمده آن وابستگی است- به گونه ای دیگر صورت گرفت و امکانات موجود، به سود صنایع خارجی از دست رفت .
در شرایط فقدان و عقب ماندگی و یا وابستگی صنایع داخلی، این صنایع خارجی هستند که نیازهای بخش کشاورزی جهان سوم را برطرف کرده و ضمن تحمیل و تشدید وابستگی به بخش کشاورزی این کشورها، کل حرکت اقتصادی آن را نیز تحت تاثیر قرار میدهند.
با توجه به مطالب فوق آشکار است که توجه به امکانات بالقوه بخش کشاورزی با توجه به اهمیتی که این بخش در تامین مایحتاج غذایی انسانها دارد، میتواند بخش وسیعی از نیازهای اینگونه جوامع را برطرف ساخته، از وابستگی این کشورها جلوگیری به عمل آورد(قربانی، ۱۳۸۶).
۲-۳بخش کشاورزی در ایران:
اقتصاد ایران از چهار بخش کشاورزی، نفت و گاز، صنایع و معادن و خدمات تشکیل شده است؛ که بخش کشاورزی یکی از مهمترین بخش های آن است(عزیزی، ۱۳۸۶، ۲۳).
از اواسط دوره قاجاریه، بخش کشاورزی ایران برخلاف گذشته به جای رشد متناسب با نیاز بخش های مختلف داخلی، به تدریج به تولید برای بازار جهانی و صنایع کشورهای استعماری کشیده شد. با این تغییر جهت، تامین مواد غذایی برای جمعیت کشور دچار نارسایی شد و قحطی و بیماری ناشی از آن، مرگ و میرهای مزمن و حادی را به وجود آورد. با وجود این بخش کشاورزی در ایران علی رغم وابستگی به بازار جهانی و سلطه سیاست های استعماری بر آن توانست تا دهه پس از کودتای ۱۳۳۲ نیز با افت و خیزهایی به تقاضاهای داخلی پاسخ دهد.در سالهای پس از کودتای ۱۳۳۲، کشاورز ی ایران نیز مانند بخش صنعت میرفت تا در مسیر رشدی وابسته قرار گیرد؛ اما برکنار از ایجاد واحدهای بزرگ و مدرن دامپروری، مرغداری و برخی کشت و صنعت ها، کشاورزی ایران به ویژه زراعت و دامپروری سنتی، در برابر امواج وابستگی مقاومت کرد(رزاقی ،۱۳۶۷، ۲۶۶).
۲-۳-۱سهم بخش کشاورزی از تولید ناخالص داخلی:
برای روشن شدن درجه اهمیت یک بخش در اقتصاد یک کشور، سهم آن از تولید ناخالص داخلی، شاخص مناسبی به نظر میآید.بر این اساس سهم هریک از بخش های اقتصادی از تولید ناخالص داخلی در جدول زیر آمده است:
جدول(۲-۱): سهم بخش های عمده اقتصادی از تولید ناخالص داخلی به قیمت های ثابت سال ۱۳۷۶
سال
کشاورزی
نفت و گاز
صنایع و معادن
خدمات
۱۳۸۰
۱۳٫۵
۱۱٫۵
۲۲٫۴
۵۳٫۶
۱۳۸۱
۱۴٫۲
۱۱٫۰
۲۳٫۳
۵۲٫۵
۱۳۸۲
۱۳٫۸
۱۱٫۸
۲۳٫۸
۵۱٫۵
۱۳۸۳
۱۳٫۰
۱۱٫۶
۲۴٫۳
۵۲٫۴
۱۳۸۴
۱۳٫۳
۱۰٫۸
۲۵٫۴
۵۲٫۱
۱۳۸۵
۱۳٫۱
۱۰٫۵
۲۶٫۱
۵۲٫۱
میانگین
۱۳٫۴۸
۱۱٫۲
۲۴٫۲۱
۵۲٫۳۶
ماخذ: بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران
نمودار(۲-۱): سهم بخش های عمده اقتصادی از تولید ناخالص داخلی به قیمت های ثابت سال ۱۳۷۶
بر اساس جدول فوق، طی دوره مورد بررسی، بخش خدمات بالغ بر ۵۳ درصد از تولید ناخالص داخلی را به خود اختصاص داده که تقریبا سهم آن از تولید به بیش از چهار برابر سهم بخش نفت و گاز بوده است. بخش صنایع و معادن و کشاورزی نیز به ترتیب ۲۴٫۲۱ و ۱۳٫۴۸ درصد تولید ناخالص داخلی را طی این دوره به خود اختصاص دادهاند. هرچند طی سالهای ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۶ سهم کشاورزی از تولید ناخالص داخلی به دلیل وجود درآمدهای نفتی و واردات محصولات کشاورزی و در نتیجه فقدان سوددهی و کاهش تولید در بخش کشاورزی در حال کاهش بوده، ولی در سالهای ۱۳۵۶ تا ۱۳۶۷ که اقتصاد ایران و بخش نفت دچار تحریم های اقتصادی شد، سهم کشاورزی در تولید ناخالص داخلی رو به افزایش گذاشت. اما در دهه مورد بررسی این سهم تغییر چندانی نداشته است. به طور کلی بخش کشاورزی، سهم عمده ای در تولید ناخالص داخلی دارد.
جدول(۲-۲): ارزش افزوده، محصول ناخالص داخلی به قیمت بازار، خالص مالیات بر واردات در بخش کشاورزی استان گیلان
۱۳۸۰
۱۳۸۱
۱۳۸۲
۱۳۸۳
ارزش افزوده
سهم
ارزش افزوده
سهم
ارزش افزوده
سهم
ارزش افزوده
سهم
کشاورزی، شکار و جنگلداری
۲۷۳۹۴۲۸ ۱۴٫۸
۲۸۳۹۳۱۰ ۱۳٫۲
۲۱۷۲۰۲۷ ۱۳٫۷
۴۷۰۳۲۷۶ ۱۳٫۸
جمع
۱۸۴۰۸۱۰۲
۸۱۳۵۰۰۳۰
۵۷۶۵۲۵۵۲٫۵
۳۳۹۵۵۰۷۵
خالص مالیات بر واردات
۸۵۶۸۵
۳۸۲۴۹۰
۲۲۲۷۰۹
۱۹۹۹۵۴
محصول ناخالص داخلی به قیمت بازار
۱۸۴۹۳۷۸۷
۸۱۷۳۲۵۲۰
۴۴۷۹۳۷۷۸
۳۴۱۵۵۰۲۹
۱۳۸۴
۱۳۸۵
۱۳۸۶
۱۳۸۷
ارزش افزوده
سهم
ارزش افزوده
سهم
ارزش افزوده
سهم
ارزش افزوده
سهم
کشاورزی، شکار و جنگلداری
۵۷۸۷۶۴۸ ۱۴٫۰
۶۱۱۴۸۰۳ ۱۲٫۳
۷۷۵۰۳۰۴ ۱۱٫۸
۱۲۰۳۷۶۵۶ ۱۴٫۷
جمع
۴۱۵۴۸۴۴۷
۴۹۶۸۲۰۵۸
۶۵۰۱۱۸۲۰
۸۱۳۵۰۰۳۰
خالص مالیات بر واردات
۹۵۰۷۹-
۷۵۵۷۷-
۷۰۶۵۶۲
۳۸۲۴۹۰
محصول ناخالص داخلی به قیمت بازار
۴۱۴۵۳۳۶۹
۴۹۶۰۶۴۸۱
۶۵۷۱۸۳۸۲
۸۱۷۳۲۵۲۰