بازاریابی احیاییاحیا و تجدید تقاضاتقاضای تنزلیبازاریابی تعدیلیتعدیل تقاضاتقاضای فصلیبازاریابی محافظتیحفظ تقاضاتقاضای کاملبازاریابی تضعیفیتضعیف تقاضاتقاضای بیش از حدبازاریابی مقابله ایتخریب تقاضاتقاضای ناسالم
۲-۱۱ فلسفه مدیریت بازاریابی
پنج مفهوم و گرایش وجود دارد که سازمانهای انتفاعی و غیرانتفاعی میتوانند در اجرای فعالیت های بازاریابی خود آن ها را بررسی و پیگیری کنند.
گرایش تولید:
مصرف کنندگان خواهان محصولاتی هستند که در دسترس بوده و استطاعت خرید آن را داشته باشند.
مدیریت فعالیت خود را بر بهبود کارایی تولید و توزیع متمرکز می کند.
گرایش فروش:
مشتریان محصول را خریداری نمیکنند مگر اینکه برای فروش و تبلیغات و ترفیعات فعالیت های چشمگیری صورت پذیرد.
محصولات باید فروخته شود نه اینکه خریداری شود مثل شرکتهای بیمه و احزاب.
ریسک این روش بسیار بالا است و ممکن است مشتری برای همیشه از دست برود.
در این روش فروش نقش اصلی دارد و رضایت مشتری در مرتبه دوم اهمیت است.
گرایش بازاریابی:
وظیفه اصلی هر سازمان تعیین نیازها، خواسته ها و ارزش های بازار هدف و تطبیق سازمان برای ارضاء آن ها به گونه ای موثرتر و مفیدتر از سایر رقبا است.
مفروضات:
سازمان رسالت خود را ارضاء خواسته های مشخص گروهی از مشتریان معین میداند.
سازمان تشخیص میدهد که ارضاء خواسته ها مستلزم ایجاد برنامه ای پویا برای تحقیق بازاریابی جهت آگاهی از خواسته هاست
سازمان تشخیص میدهد که فعالیتهای آن باید تحت کنترل آمیخته بازاریابی باشد.
سازمان باور دارد که ارضاء مشتریان به نحو مطلوب باعث ایجاد وفاداری، اعتقاد، تکرار معامله و تجارت می شود که همه عواملی حیاتی در برآورده شدن هدفهای سازمان هستند.
گرایش محصول
مصرف کنندگان محصولاتی را که بهترین کیفیت، کارکرد و شکل را دارند خواهند خرید.
سازمان انرژی خود را به بهبود دائم محصول اختصاص میدهد.
گرایش بازاریابی اجتماعی
گرایش بازاریابی بر خواسته های مشتریان منتخب بیش از حد توجه میکند و رفاه اجتماعی را به حساب نمی آورد.
این گرایش طرفدار وسیعتر کردن فلسفه بازاریابی جهت منطبق کردن آن با فلسفه مسئولیت اجتماعی شرکتها است (روستا، ۱۳۹۳).
۲-۱۲ مبانى اجتماعى بازاریابى
فلسفه مدیریت بازاریابی
ما مدیریت بازاریابى را کوشش براى دستیابى به مبادلاتى مطلوب با بازارهاى هدف تعریف کردیم. چه فلسفهاى باید راهنماى این تلاشهاى بازاریابى باشد؟ و در این میان منافع سازمان، مشتریان و جامعه هر یک چه ارزشى دارند؟ به خصوص که در اغلب موارد این منافع با یکدیگر در تضاد هستند. فعالیتهاى بازاریابى سازمانها تحت مفاهیم پنجگانهاى اداره مىشوند.
۱٫ مفهوم تولید: در مفهوم تولید فرض بر این است که مشتریان نسبت به کالاهایى نظر مساعد خواهند داشت که اولاً موجود بوده و ثانیاًً داراى قیمت بسیار مناسبى باشند. بنابرین مدیریت وظیفه بهبود تولید و توزیع را برعهده دارد. این مفهوم یکى از قدیمىترین فلسفههاى راهنماى فروشندگان محسوب مىشود.
۲٫ مفهوم کالا: بر اساس مفهوم کالا مشتریان خواهان کالاهایى هستند که از بهترین کیفیت و کارآیى برخوردار باشند. برمبناى این اصل، سازمان باید منابع خود را به بهبود پیوسته کالا اختصاص دهد.
۳٫ مفهوم فروش: بر اساس مفهوم فروش، مصرفکنندگان به میزانى که باید، کالاهاى تولید یک شرکت را نخواهند خرید مادامى که شرکت به میزان وسیع براى فروش و ترویج کالاهاى خود نکوشد. این مفهوم عملاً در مورد کالاهاى ناخواسته تجربه شده است، کالاهایى که خریداران به طور معمول به خرید آن ها نمىاندیشند.
۴٫ مفهوم بازاریابی: در مفهوم بازاریابی، اعتقاد بر این است که نیل به اهداف سازمانی، بستگى تام دارد به تعیین و تعریف نیازها و خواستههاى بازارهاى هدف و تأمین رضایت مشتریان بهنحوى مطلوبتر و مؤثرتر از رقبا (حیدرزاده، ۱۳۹۲).
۲-۱۳ مفهوم بازاریابی اجتماعی
مفهوم بازاریابى اجتماعى بر این پایه استوار است که هر سازمان باید نخست نیازها، خواستهها و منافع بازارهاى هدف خود را تعیین کند؛ سپس در مقایسه با رقبا این نیازها و خواستهها را با صورت کارآمدتر و مؤثرترى تأمین کند بهنحوى که بقا و بهبود رفاه مشترى و جامعه هر دو فراهم گردد. مفهوم بازاریابى اجتماعى از جمله جدیدترین مفهوم از مفاهیم پنجگانه فلسفه مدیریت بازاریابى است.
اهداف نظام بازاریابی:نظام بازاریابى ما از فعالیتهاى جمعى دهها هزار مؤسسه انتفاعى و غیرانتفاعى تشکیل شده است. این سیستم کلیه افراد، اعم از خریداران، فروشندگان و بسیارى از گروههاى اجتماعى واجد خصوصیات مشترک را تحت تأثیر قرار مىدهد.
۱٫ به حداکثر رساندن مصرف:بسیارى از مدیران واحدهاى اقتصادى بر این عقیده هستند که وظیفه بازاریابى باید به حداکثر رساندن مصرف باشد، که به نوبه خود، تولید و اشتغال و ثروت را به حداکثر مىرساند.
۲٫ به حداکثر رساندن رضایت مشتری :بنابرین نظر، هدف سیستم بازاریابى به حداکثر رساندن رضایت مشترى است و نه فقط افزایش کمّى مصرف (ده یادگاری، ۱۳۸۳).
طرح بازاریابی:شروع فعالیت های تولیدی و سرمایهگذاری همیشه با مطالعه و برنامهریزی علمی همراه است. در شرکت های بزرگ قبل از شروع عملیات تولید، گروه تحقیقات و بازاریابی برای امکان سنجی در مورد مقبولیت کالا و نیاز بازار فعالیتهای خود را آغاز میکند. همچنین در شرایطی که کالاهای تولید شده، فروش نمیروند و یا در رقابت با کالاهای مشابه، از بازار مناسبی برخوردار نیستند لازم است تا گروه تحقیقات و بازاریابی وارد عمل شده و برنامه ریزیها و مطالعات لازم را برای دستیابی به اطلاعاتی در مورد موقعیت بازار و کالا انجام دهد. تمامی فعالیتهای گروهی و انفرادی برای بازاریابی یک کالا باید حساب شده و در قالب های مشخصی تدوین شود و فعالیتهای بدون مطالعه و برنامهریزی باید حذف شود. برای این منظور در بازاریابی هر کالا باید برنامه مربوط به آن کالا را با دقت و مطالعه فراوان تهیه کرد و در اختیار مدیران گذاشت تا تصمیم گیریهای لازم را بر اساس آن انجام دهند (پارسیان، ۱۳۸۳).
۱٫ مزایای طرح بازاریابی :طرح بازاریابی مزیتهای قابل توجهی برای سازمانها و شرکتها ایجاد خواهد کرد. برخی از این مزایا عبارتند از:
استفاده بهتر از منابع شرکت
شناخت فرصتهای بازاریابی
تقویت روحیه جمعی
تثبیت هویت سازمانی
کمک به سازمان در دستیابی به اهداف