پس از جنگ جهانی دوم اسناد مهم حمایت از حقوق بشر ممنوعیت بردگی و برده داری را به عنوان تعهدی برای دولتها مشخص کردند : اعلامیه جهانی حقوق بشر ( ماده ۴ ) میثاق بین الملی حقوق مدنی و سیاسی
( ماده ۸ ) کنوانسیون اروپایی حقوق بشر ( ماده ۴ ) کنوانسیون آمریکایی حقوق بشر ( ماده ۶ ) منشور آفریقایی حقوق بشر و ملتها ( ماده ۵ ) و اخیراًً اساسنامه دیوان کیفری بین الملل ( ماده ۷ بند c ).
این اسناد به علاوه اعلامیه های دولتها و پیشرفتهای مشابه به موجب حقوق داخلی این نتیجه گیری را تأیید میکنند که اکنون یک قاعده عرفی وجود دارد که بردگی و برده داری را غیرقانونی اعلام میکند و اینکه این قاعده در سطح جهانی به عنوان یک قاعده آمره تلقی می شود . تحت هیچ شرایطی نمی توان آن را رزرو نقض کرد . به موجب ماده ۴ میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی حتی در شرایطی که خطری استثنایی موجودیت یک ملت را تهدید نماید ، نباید « حق آزاد زیستن یعنی برده و بنده نشدن انسان » به حالت تعلیق درآید .
مطلق خرید و فروش انسان جنایت بر ضد بشریت است . کوچ دادن یا انتقال اجباری افراد بالغ ، به موجب اساسنامه دیوان کیفری بینالمللی ( ماده ۷ بند d )جزو جنایات برضد بشریت است .
به بردگی گرفتن در اساسنامه دیوان کیفری بینالمللی ( ماده ۷ بند (c تحت عنوان کلی جنایات برضد بشریت به این صورت تعریف شده است : « به بردگی گرفتن عبارت است از اعمال تمام یا هر یک از اختیارات مربوط به حق مالکیت بر یک انسان و مشتمل است بر اعمال چنین اختیاراتی در جهت خرید و فروش انسانها به ویژه زنان و کودکان .
به بردگی گرفتن به معنی اعمال اختیارات و حقوق مالکانه بر انسان شامل بهره برداری جنسی یا بردگی جنسی نیز می شود که در بند g ماده ۷ اساسنامه به تأکید بیشتری ذکر شده است
قابلیت استناد ممنوعیت بردگی در مقابل همگان و همه دولتها است ؛ صرفنظر از اینکه آن دولت تعهدی قراردادی یا عرفی در این مورد داشته باشدیا نه و به عبارت دیگر ؛ تعهد به رعایت ممنوعیت مذکور ماورای علایق قراردادی بر همگان در قبال کل جامعه بینالمللی تحمیل میگردد ( erga omnes ) و از این حیث پس از اعلام دیوان در رأی بارسلونا ترکشن جای هیچ گونه تردیدی باقی نیست .[۱۷]
بند سوم : ممنوعیت شکنجه و سایر رفتارهای غیر انسانی و توهین آمیز
حق آزادی از شکنجه و رفتارهای غیر انسانی از جمله مهمترین ارزش های اساسی جوامع دموکراتیک و حقوق بنیادین افراد به شمار میآید که در نظام بینالمللی حقوق بشر به رسمیت شناخته شده است. این حق، آنچنان که در اسناد بینالمللی و منطقه ای حقوق بشر شناسایی شده، شامل ممنوعیت هفت شکل متمایز از رفتار (شکنجه، رفتار ظالمانه (بی رحمانه)، رفتار غیرانسانی، رفتار تحقیرآمیز، مجازات ظالمانه، مجازات غیر انسانی، مجازات تحقیرآمیز) میگردد.[۱۸]
شکنجه عملی است که به طور عمدی رنج های شدید جسمی یا روانی بر یک شخص تحمیل می کند. کنوانسیون منع شکنجه و سایر رفتارها یا مجازات وحشیانه ، غیرانسانی یا توهین آمیز در ماده ۱ خود مقرر میدارد : از نظر این کنوانسیون اصطلاح شکنجه به معنی هر فعلی است که با آن آلام شدید جسمانی یا روانی به صورت عمدی بر کسی وارد شود و به منظور اخذ اطلاعات یا اعتراف از انسان یا شخص ثالث یا به منظور مجازات وی به خاطر عملی که مرتکب شده یا متهم به ارتکاب آن است یا بنابر هر دلیل دیگر ارتکاب یابد .[۱۹]
بر اساس تعریف دادگاه اروپایی حقوق بشر ،رفتار غیر انسانی «اقدامی است که به طور عمدی موجب رنج ها و دردهای جسمی یا روانی بسیار شدید میگردد بدون اینکه حدت و شدت آن به شکنجه برسد». برای نمونه ،سرپاایستادن به مدت طولانی،کلاه سر کسی گذاشتن به قصد تحقیر، سوت یا آژیر کشیدن مستمر در یک سلول،محرومیت از خواب،محرومیت یا کاهش شدید تغذیه و نوشیدنی به مدت چند روز ،سلول انفرادی،یا رفتارهای بد تحقیر کننده درباره ی بازداشت شدگان و زندانیان.[۲۰]
میثاق حقوق مدنی و سیاسی در ماده ۷ خود میگوید: «انجام آزمایشهای پزشکی یا علمی روی انسان بدون رضایت آزادانه وی ممکن نیست».
شکنجه به موجب ماده ۵ و بند ۱ ماده ۱۴ اعلامیه ی جهانی حقوق بشر ،ماده ۷ میثاق حقوق مدنی و سیاسی ،ماده ی ۳ کنوانسیون اروپایی حقوق بشر ،قطعنامه های مصوب سال های ۱۹۴۹ ،۱۶۵۰،۱۹۵۲ درباره ی منع مجازات بدنی، قطعنامه ی سال ۱۹۵۷ در مورد منع شکنجه مصوب مجمع عمومی سازمان ملل و مواد ۱۴ و ۲۰ اعلامیه اسلامی حقوق بشر ممنوع شده است. برای مقابله با شکنجه سه کنوانسیون بینالمللی به طور ویژه به تصویب رسیده اند که عبارتند از:
۱- کنوانسیون منع شکنجه و دیگر مشقات و رفتارهای غیر انسانی۱۹۸۴
۲- کنوانسیون آمریکایی پیشگیری و مقابله با شکنجه ۱۹۸۵
۳-کنوانسیون اروپایی پیشگیری از شکنجه ۱۹۸۷
به رغم توافق عمومی مبنی بر ممنوعیت چنین رفتار یا مجازاتی ، توافق جهانی در اینکه رفتار یا مجازات وحشیانه غیرانسانی یا توهین آمیز چه رفتارها و مجازاتهایی را شامل می شود وجود ندارد . در این رابطه سازمانهای بینالمللی و متخصصان تلاش کردهاند که با قید و به تصریح درآوردن اعمالی چون توقیف در سیاهچالها ، بازجویی تحت اکراه ، آزمایشات پزشکی و استفاده از داروهای شناخته نشده بر روی زندانیان ، اخته کردن زندانیان مرد و فلجسازی جنسی زنان ، زندان انفرادی ، به زور خوراندن به زندانیان این ابهام را برطرف کنند . اما به هر حال به دلیل تفاوت فاحش فرهنگها و تمدنهای اقوام و ملل مختلف مسلماًً آنچه که در یک فرهنگ ممکن است عملی توهین آمیز یا غیرانسانی تلقی شود در فرهنگی دیگر ممکن است به این صورت مورد قضاوت واقع نشود . و همین تفاوتها در خلق و خو ، روحیات و دیدگاه های انسانهایی که در بسترهای فرهنگی متفاوت و گاها متضاد با یکدیگر پرورش یافته اند ارائه یک معیار مورد قبول عمومی برای این مفاهیم را مشکل یا حتی غیرممکن ساخته است .
امروزه دولتها بر سر ممنوعیت و محکومیت شکنجه و رفتارهای ظالمانه و غیرانسانی متفقالقول بوده و محاکم نیز به طور فزاینده در این جهت عمل میکنند . [۲۱]
فصل سوم
ضمانت اجرا های حقوق بشر
مبحث اول : جایگاه فرد در حقوق بین الملل