ریچاردسون[۱۵۸] (۲۰۰۲)، او مزایای اطلاعات حسابداری را در پیشبینی رفتارهای مدیریت سود در شرکتهای ارائه دهنده مجدد صورت سود و زیان را مورد بررسی قرار میدهد. نتایج نشان میدهد که اقلام تعهدی شاخصهای کلیدی دستکاری سود میباشند که به گزارش مجدد سود منتهی میشود. همچنین شرکتهای ارائه دهنده مجدد صورتهای سود و زیان، سبک بهتری را برای بررسی مدیریت سود نشان میدهند و نیز اطلاعات دستکاری شده برای بالا نشان دادن مقدار سود در پیشبینی رفتار مدیریت سود در شرکتهای ارائه دهنده مجدد صورتهای مالی بسیار مفید است. نتایج تحقیق آن ها گویای این مطلب است شرکتهایی که با دستکاری در صورتهای مالی سود بالایی را گزارش میکنند، بعد از ارائه مجدد صورتهای مالی با کاهش زیادی در قیمت سهام روبرو میشوند.
بارتو(۲۰۰۲)، مسئله اصلی تحقیق مذکور عبارت است از: آیا مدیران از طریق زمانبندی فروش داراییهای بلند مدت و سرمایهگذاریها، سود گزارش شده را دستکاری میکنند؟ به نظر او، با توجه به این که مدیران میتوانند دوره فروش دارایی را انتخاب کنند و از آنجاییکه اصل بهای تمام شده مبنای ارزشیابی داراییها است و تفاوت بین ارزش بازار دارایی و بهای تمام شده آن در زمان فروش به عنوان سود شناسایی میشود، این امکان برای مدیران وجود دارد که با بهره گرفتن از زمانبندی فروش داراییها، بتوانند سود را دستکاری نمایند.فرضیههای وی عبارتند از: «بین سود حاصل از فروش دارایی و تغییرات سودآوری (به استثنای سود حاصل از فروش دارایی) رابطه منفی وجود دارد» و «بین سود حاصل از فروش دارایی و نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام رابطه مثبت وجود دارد».
اینو[۱۵۹](۲۰۰۳)، سوال اصلی تحقیق وی این است که آیا مدیران از سود حاصل از فروش داراییهای ثابت و اوراق بهادار قابل دادوستد برای مدیریت سود استفاده میکنند؟ فرضیه های تحقیق او عبارتند از: «معمولا سود (زیان) حاصل از فروش داراییها برای شرکتهایی نشان داده میشود که عملکرد سال جاری آن ها منفی (مثبت) است.» «معمولا سود (زیان) حاصل از فروش داراییها برای شرکتهایی نشان داده میشود که عملکرد مورد انتظار آتی آن ها مثبت (منفی) است» و «معمولا سود (زیان) حاصل از فروش داراییها برای شرکتهایی نشان داده میشود که عملکرد سال جاری آن ها منفی (مثبت) و عملکرد مورد انتظار آتی آن ها مثبت (منفی) است». نتایج نشان میدهد که بین سود حاصل از فروش داراییها و عملکرد سال جاری رابطه منفی وجود دارد. زمانی که سود عملیاتی سال جاری پایین تر (بالاتر) از پیشبینیهای مدیریت باشد، شرکتها سود فروش داراییهای ثابت و اوراق بهادار قابل دادوستد را افزایش (کاهش) میدهند. همچنین بین سود حاصل از فروش داراییها و عملکرد مورد انتظار آتی رابطه مثبت وجود دارد. زمانیکه انتظار میرود عملکرد آتی پایین (بالا) باشد، شرکتها علاقه مند به ذخیره (شناسایی) سود تحقق نیافته نگهداری داراییها به بهای تمام شده تاریخی در دوره جاری هستند و نیز زمانی که عملکرد سال جاری منفی (مثبت) و عملکرد مورد انتظار آتی مثبت (منفی) باشد، استفاده از فروش داراییها برای مدیریت سود بسیار مشهود است.
جین[۱۶۰](۲۰۰۳)، به بررسی مدیریت سود از طریق وقوع رویدادهای مالی بین شرکت گزارشگر و افراد،گروه ها،و شرکت های وابسته و تابعه پرداخت. او ابتدا به توصیف رسوایی های مالی و حسابداری شرکت های آمریکایی در بحران۱۹۹۷و۱۹۹۸، از طریق انجام رویدادهای مالی ساختگی شرکت گزارشگر با مدیران ارشد، سهامداران و اقوام آنان، شرکت های تابعه و دیگر واحدهای تجاری تحت کنترل، و در نهایت دستکاری سود و انتقال منافع حاصله به افراد یا مراکز مورد نظر خارج از شرکت گزارشگر پرداخته است. سپس مورد فوق را در یک نمونه ی آماری شامل ۱۳۱ شرکت چینی که در صنایع زیربنایی و بنیادی فعالیت داشتند، مورد آزمون قرار داده است.
چمبرز (۲۰۰۵)، نشان داد که سرمایه گذاران تلاش میکنند تا پایداری اقلام تعهدی وجریان های نقدی را پیشبینی کرده ولی قادر به انعکاس آن ها در قیمت ها نیستند. براین اساس در بعضی از شرکت ها پایداری اقلام تعهدی بیش از واقع و برای بعضی دیگر کمتر از واقع بر آورد می شود. وی این مورد را از طریق طبقه بندی شرکت ها برحسب اقلام تعهدی ونحوه قیمت گذاری شرکت ها در هر طبقه نشان داد.
عبدالغنی(۲۰۰۵)، با اشاره به روش های متفاوت اندازه گیری کیفیت سود، و با بهره گرفتن از سه روش نشان داد که روش های متفاوت اندازه گیری کیفیت سود منجر به ارزیابی های متفاوت می شود ویک صنعت یا یک شرکت را نمی توان بر اساس یک روش دارای کیفیت سود بالا و پایین در نظر گرفت. به همین دلیل وی پیشنهاد کرد که افراد ذی نفع پیش از انجام هر گونه تصمیمات سرمایه گذاری باید بیش از یک روش را برای ارزیابی کیفیت سود برگزینند.
فرانسیس و همکاران(۲۰۰۵)، با بررسی نحوه قیمت گذاری کیفیت اقلام تعهدی به عنوان ریسک اطلاعات مربوط به سود نشان دادند که هر چه کیفیت اقلام تعهدی )که انحراف معیار خطای رگرسیونی مربوط به اقلام تعهدی جاری وجریان های نقدی تعریف می شود) پایین تر باشد، هزینه بدهی وسرمایه آن شرکت ها بالاتر می رود. این موضوع به نوعی نشان دهنده تاثیرکیفیت اقلام تعهدی در تصمیم گیری افراد است.
اسکات و همکاران (۲۰۰۵)، نشان دادند که اقلام تعهدی با قابلیت اتکای کمتر منجر به پایداری کمتر سود می شود. آن ها این کار را با طبقه بندی بر اساس تراز نامه انجام داده و به نتایج مشابهی دست یافتند. نتایج مطالعات آن ها حاکی از این بود که به علت عدم پیشبینی کامل سرمایه گذاران، نوعی قیمت گذاری غیر واقعی در مورد سهام و اوراق بهادر شرکت ها اتفاق می افتد.
دیچووراس (۲۰۰۵)، با مقایسه نحوه پایداری سود برحسب رویکرد ترازنامه ای و رویکرد صورت سودوزیانی نشان داد که پایداری سود تحت تاثیر مقدار و علامت اقلام تعهدی قرار میگیرد. اقلام تعهدی
-
- – Prospect Theory ↑
-
- -Reference point ↑
-
- -Kahneman ↑
-
- – Tversky ↑
-
- – Value Function ↑
-
- – Eric Weisbrod ↑
-
- -Colling Wood ↑
-
- -Fridson ↑
-
- – Kapopoulos, P. and S. Lazaretou ↑
-
- – Aggressive ↑
-
- – Chan et al. ↑
-
- – Goel and Thakor ↑
-
- -Fama French ↑
-
- – Earnings Management ↑
-
- – Accruals ↑
-
- – Discretionary Accruals ↑
-
- – Jones ↑
-
- -Teo ↑
-
- – Enron ↑
-
- – Adelphia ↑
-
- – WorldCom ↑