جدول شماره ۲–۲: تفاوت اختلال نارسایی توجه با و بدون فزون جنبشی
نارسایی توجه با فزون جنبشی
نارسایی توجه بدون فزون جنبشی
الف )نشانه های درونی و بیرونی بیشتر
تکلیف گریزی در حین انجام آزمون هایی که هوشیاری را می سنجد
وجود احتمال بیشتر برای اختلال مشابه در خویشاوندان
استفاده از مواد مخدر
ب)مشکل های رفتاری بیشتر
توجه به کودک در بین آشنایان و دوستان
خود آزاری
احتمال بیشتر برای همبودی با اختلال سلوک
الف)رؤیایی و بی حال
تکانشگری بیشتر در حوزه ی ادراکی – حرکتی
احتمال بیشتر برای وجود اختلال اضطرابی در بین خویشاوندان
ب) فعایت شناختی کندتر
گوشه گیری اجتماعی بیشتر و کمرویی
احتمال بیشتر برای همبودی با ناتوانی های یادگیری و مشکل های مربوط به خودکاری که به ناتوانی های یادگیری شباهت دارند
منبع:(لرنر، ۱۹۹۰، ترجمه علیزاده ،۱۳۸۳)
همه گیر شناسی
بر اساس DSM-IV –TR ، شیوع کلیه انواع ADHD در میان کودکان بین ۳ تا ۷ع درصد است (انجمن روان پزشکی آمریکا ، ۲۰۰۰ ) . با این حال برآوردهای کلی تر و بیشتری برای نمونه های جامعه ی جامعه گزارش شده است ، که دامنه ۵/۷ تا ۶/۲۱ در صد در نمونه های متشکل از والدین و معلمان دارد ( آناستئوپولس و همکاران ، ۱۹۹۳ ). البته شیوع این اختلال بیشتر از ۳ تا ۷ درصد ذکر شده در DSM-IV-TR خواهد بود و این موضوع اصلاً تعجب برانگیز نیست . اگر بدانیم که شیوع در جامعه در ابتدا بر اساس شرط فراوانی نشانه های ADHD به تنهایی استخراج و گزارش شده است ، بنابرین ، احتمال زیادی وجود دارد که برآوردهای محدودتری از شیوع واقعی ADHD در جامعه کلی باشد.،به نظر میرسد در بین نمونه های بالینی نوع ترکیبی شایع ترین نوع ADHD باشد( لاهی[۲۵] و همکاران ، ۱۹۹۴ ).
در حالی که اغلب نوع بی توجهی ADHD در نمونه های جامعه بیشترین شیوع را دارد . بنابر گزارش ها معلمان کودکان بیشتر نوع ترکیبی را از خود نشان میدهند ، در حالی که نوجوانان احتمال بیشتری وجود دارد که به نوع بی توجهی مبتلا باشند. شیوع مشابهی نیز توسط والدین برای نوجوانان گزارش شده است ، با این حال ، احتمال بیشتری وجود دارد که والدین کودکان خیلی کوچک را مبتلا به نوع تکانشی – بیش فعالی ADHD تشخیص دهند(دوپول[۲۶] و همکاران ، ۱۹۹۸ ).
یکی از نکات قابل توجه این است که شیوع کلی تعیین شده توسط DSM-IV-TR که جمع کل شیوع هر سه نوع ADHD است ، با سن کاهش مییابد. از نظر جنسیتی پسران بیشتر از دختران به تمام انواع ADHD مبتلا میشوند ، که نسبت آن در حدود ۱ به ۳/۱ تا ۱ به ۳/۳ ، بسته به فرد گزارش دهنده و نوع بررسی است( انجمن روان پزشکی آمریکا ، ۲۰۰۰ ).
به دلیل اینکه نتایج مختلفی در زمینهء نقش واسطه گری قومیت به دست آمده است ، نتیجه گیری های کمی می توان در این زمینه انجام داد . همچنین در مورد اثر وضعیت های اجتماعی – اقتصادی خیلی کم می توان صحبت کرد.۳۰ تا ۷۰ درصد کودکان دارای اختلال نارسایی توجه / فزون جنبشی تا بزرگسالی، همچنان این اختلال را خواهند داشت. بسیاری از آن ها هرگز مورد ارزیابی قرار نگرفته اند و برخی نیز دارای مشکل های عصب شناختی ای هستند که مورد غفلت قرار گرفته است. به بسیاری نیز وعده داده شده که از نوجوانی به بعد خوب خواهند شد، ولی همواره در بزرگسالی مشکل هایی از قبیل بی قراری، حواس پرتی، نارسایی در توجه پایدار ، تکانشگری و ناشکیبایی، آن ها را می آزارد(خدایاری فرد،سهرابی،۱۳۹۰).
مورد دوم به وجود این اختلال در دوره ی نوجوانی مربوط می شود. باور نامعتبری وجود دارد که میگوید: ” فزون جنبشی در دوره ی نوجوانی و از آن به بعد از بین می رود” . حتی گاهی پزشکان و روان شناسان میگویند که ” فرزند شما بعد از نوجوانی خوب می شود ” . یافته های پژوهشی، این باور را تأیید نمی کنند(هنکر و والن[۲۷] ،۱۹۸۰).
بررسی های طولی نشان داده است که ۵۰ تا ۷۵ درصد از کودکان دارای این اختلال ، حتی بعد از نوجوانی و تا بزرگسالی مشکل خواهند داشت (والندر و هوبرت[۲۸]، ۱۹۸۵)، و آسیب های قابل توجه در عملکرد تحصیلی، نارسایی در بازداری و بی توجهی، تا اواخر نوجوانی درآنها باقی می ماند و اثر غیر قابل انکاری در زندگی شغلی، زناشویی، و سازگاری اجتماعی این افراد در بزرگسالی بر جا میگذارد (فیشر[۲۹] و همکاران،۱۹۹۰). همچنین مانوزا[۳۰] و همکاران (۱۹۹۷) دریافتند که این افراد از سطح تحصیلات پایین تری برخوردارند، دارای شغل های رده پایین تری هستند و این البته نه به دلیل سطح هوشی آنان، بلکه به خاطر وجود اختلال در آن ها است. هنگامی که اختلال نارسایی توجه / فزون جنبشی کودکی تا بزرگسالی ادامه پیدا میکند، افراد مبتلا به خاطر عوامل متفاوتی از قبیل ویژگی های خود و خانواده ی خویش، آینده ای متفاوت پیدا میکنند؛ برخی از آن ها ، دارای عملکردی بهتر و برخی، دارای عملکرد ضعیف تری میشوند. تشخیص این اختلال در بزرگسالی،فرایند بسیار پیچیده ای است و باید از راه ارزیابی جامع و دقیق انجام بگیرد، ولی در کلف فرایندی مشابه تشخیص در دوران کودکی است(ویس و هکتمن[۳۱]،۱۹۹۳).
سبب شناسی
دانشمندان نمی توانند به طور قطعی مشخص کنند که علت اصلی اختلال نارسایی توجه / فزون جنبشی چیست ( این وضعیت را ناشناخته مینامند ). همچنان لازم است تا علت های این امر مورد بررسی و پژوهش قرار بگیرند. امروزه بیشتر پژوهشگران بر نظرگاه زیستی تأکید دارند، ولی همواره باید توجه داشت که عوامل روانی اجتماعی نیز از نظر دور نمانند ( علیزاده ،۱۳۸۳).
شواهد پایانی نشان میدهند که ADHD یک اختلال ارثی خانوادگی است (فارون[۳۲] ،۲۰۰۰). شواهد حمایت کننده از نقش عمده عوامل ژنتیکی، به شیوه های متعددی به دست آمده است. نخست، در بستگان درجه یک کودکان مبتلا به ADHD نسبت به همسالان بدون ADHD ، نرخ بالاتری از نشانگان همزمان و نشانه های پس از ADHDوجود دارد(فارون و همکاران،۱۹۹۲).
علاوه بر آن، اختلال ADHD در بین بستگان درجه یک نسبت به والدخوانده ها و همشیره های ناتنی کودکان مبتلا که در سنین اولیه به فرزند خواندگی پذیرفته شده بودند، از بروز بالاتری برخورددار است.راهبردهای پژوهشی دیگری شامل بررسی میزان ارثی بودن ADHD ،بررسی الگوهای نشانه ها در دوقلوهای یک تخمکی و دو تخمکی بود. به ویژه احتمال اینکه اگر یکی از دوقلوها مبتلا به ADHD باشد دوقلوی ذیگر نیز مبتلا شود(به آن نرخ همزمانی اطلاق می شود)، در بین دوقلوهای یک تخمکی نسبت به دوقلوهای دو تخمکی به مراتب بیشتر بود. به دلیل یکسانی ژنتیکی دوقلوهای یک تخمکی و اینکه دوقلوهای دو تخمکی ۵۰% ژن هایشان مشترک است ، تصور می شود که نرخ بالای همگامی بین دوقلوهای یک تخمکی، حمایت کننده نقش اساسی عوامل وراثتی (به جای محیطی) در بروز نشانه های ADHD است(محمدخانی،اسمائی مجد،۱۳۸۷).
متغیرهای عصب زیست شناسی (زیستی – عصبی)