-
- جانبازان ضایعه نخاعی که از ناحیه نخاع بطورکامل یا نسبی آسیب دیده ند.
- جانبازان با نقایص بدنی یا ترکیبی از آسیب ها و صدمات جسمی و روحی ( لطفی ،۱۳۷۵) .
راسک [۱۳](۱۹۷۷) مصدومیت را بر حسب شدت ضایعه و اثرات آن بر روی تحرک فرد و تغییرات فیزیکی حاصل ، مورد بحث قرارداده است. او معتقد است گروهی از ضایعات ، عوارضی آن چنان شدید ایجاد می نمایند که فرد قادر به حرکت نبوده و ملزم به استفاده از صندلی چرخدار میباشد. البته این افراد یکسان نیستند برخی از آن ها با صندلی چرخدار به طور مستقل زندگی میکنند، ولی عده ای قادر نیستند مستقل باشند و به کمک فرد دوم نیاز دارد. گروه دوم افرادی هستند که به طورنسبی قادر به حرکت هستند وازوسایل کمکی برای راه رفتن استفاده میکنند. این افراد معمولاً قادربه ایستادن ، نشستن و برخواستن نمی باشند . گروه سوم که قادر به حرکت بوده و به وسایل کمکی جهت تحرک نیازی ندارند، در این گروه فرد دچار آسیب دیدگی شدید نشده است. گروه چهارم کسانی هستند که حس بینایی شان معلول شده و توانایی دیدن را از دست دادهاند. گروه پنجم فاقد حس شنوایی میباشد. گروه ششم دچار معلولیت های سیستم هماهنگی و تعادل هستند مانند فلج مغزی هستند (نوربالا، ۱۳۷۲) .
سازمانهای متولی امورجانبازان
الف- بنیاد مستضعفان و جانبازان
رسیدگی به امور جانبازان و افرادی که در درگیری های مختلف از بدو پیروزی انقلاب دچار آسیب دیدگی شده بودند، برعهده بنیاد شهید که همزمان با پیروزی انقلاب تأسیس شده بود ، قرار گرفت. این بنیاد در ۲۲ اسفند ۱۳۵۸ به فرمان امام خمینی تأسیس شد تا به برنامه ریزی و اداره امور شهدا و ایثارگران از جمله جانبازان در جهت ارتقاء فرهنگی و معیشتی و اجتماعی بپردازد. لیکن با آغاز جنگ با عراق با حضور نوجوانان و جوانان و رشد اقشارمختلف جانبازان که هرساله بر تعداد آن ها اضافه می گشت وعدم توانمندی بنیاد شهید درتطبیق سازمان خود برای خدمات رسانی بهتربه این قشر و وجود محدودیتهایی که در امر خدمات رسانی بهتر به این قشر وجود داشت باعث شد بنیاد مستضعفان و جانبازان بنا به دستور امام خمینی در تاریخ ۳/ ۹/ ۱۳۶۷ تشکیل شود و از آن پس این نهاد به بنیاد جانبازان انقلاب اسلامی تغییر نام یافت. پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۶ رسیدگی به امورخانواده شهدا و جانبازان وهمچنین اسراء جنگ از عهده یک نهاد خارج بود . لذا به پیشنهاد آقای کروبی و تأیید امام مقررشد تشکیلاتی جهت رسیدگی به امورجانبازان تشکیل گردد و مسئولیت این امر به آقای مهندس میرحسین موسوی واگذار شد. در سال۱۳۶۷ بیش از ۶۰۰ پرونده جانبازان از بنیاد شهید به بنیاد جانبازان انتقال یافت که بر طبق آخرین آماربدست آمده بنیاد جانبازان متولی بیش از صد هزارجانباز است که درصد معلولیت آنان بیش از ۲۵ درصد میباشد .
ب- بنیاد شهید
در راستای سیاست دولت سیدمحمد خاتمی در جهت تجمیع نهادهای دولتی و یکپارچه سازی مدیریت امور ایثارگران و ایجاد تولیت واحد و با هدف یکسان سازی خدمات و کاهش فعالیتهای موازی و ارتقاء سطح فرهنگی – اجتماعی ، اقتصادی ایثارگران و خانواده آن ها و بنا به درخواست رؤسای سه نهاد بنیاد شهید ، بنیاد مستضعفان و جانبازان وستاد آزادگان با ادغام سه نهاد درتاریخ۱۹اردیبهشت۱۳۸۲ بنیاد شهید و امور ایثارگران شکل گرفت وهم اکنون خدمت به جانبازان بر عهده بنیاد شهید و امور ایثارگران میباشد (مختاری، ۱۳۸۴).
مشکلات مربوط به جانبازان
بعد از اتمام جنگ و وجود معلولیتهای ناشی ازآن و آثارروانی آن ها امکان افزایش مشکلات ومسائل روانی در رابطه با جانبازان بطورروشن وجود دارد. شخصی که دچارنقص عضوی می شود معمولاً دیگرهمانند گذشته انجام بسیاری ازکارها برایش میسر نخواهد بود و ازاین جهت با مشکلات خاصی روبرو میگردد. مطالعه درباره مشکلات متعدد جانبازان به منظوربرنامه ریزیهای کوتاه مدت و درازمدت درابعاد پزشکی ، اجتماعی، روانی و اقتصادی آنان صورت می پذیرد.
حادثه ای که منجربه معلولیت میگردد ، دگرگونی در شیوه سازگاری و در نتیجه برخورد متفاوت با کلیه مسائل ومشکلات را به دنبال می آورد . یکی از منابع معدودی که به بررسی مشکلات ناشی ازمعلولیت جانبازان پرداخته است چنین میگوید : برای افراد سالم ، حتی تجسم وتصورناشی ازمعلولیت مشکل است هریک از کارهای ساده وعادی روزمره که انجام آن برای افراد سالم مستلزم هیچگونه صرف اراده وبرنامه ریزی نیست برای فرد معلول مشکل بزرگی است . برای اینکه افراد سالم بتوانند بخش کوچکی از مشکلات بسیار معمولی و روزمره معلولان را درک کنند ، کافی است بکوشند فعالیتهای ساده مانند لباس پوشیدن ، توالت رفتن ، …. را تنها با یک دست یا یک پا یا بدون خم کردن زانو و پشت انجام دهند . ازسوی دیگر عواملی چون مشکل بازگشت دوباره به کار و حرفه و فعالیت اجتماعی قبلی ، عدم امکان زندگی با افراد خانواده به شکل گذشته ، مشکلات در رابطه با فعالیتهای جنسی ، ممکن است فرد را دچار بحران و شرایط روحی قراردهد که فکر کند سعادت زندگی را از دست داده است و درارزیابی خود به این نتیجه برسد که مهارتها و استعدادهای او مورد تهدید قرار گرفته و انسان به درد نخوری شده است . همچنین اعتماد به نفس خود را از دست میدهد بدین معنی که نسبت به تغییرات خود وعکس العملها و برخوردهای دیگران نسبت به خود می اندیشد و ذهن او انباشته از این توجهات می شود تا آنجا که اعتماد به نفس وی تحت شعاع قرار گرفته وتقلیل مییابد و توانایی عملکرد را از دست میدهد . ناتوانی فیزیکی علتی برنیاز او به دیگران می شود و این به مرور وابستگی به دیگران را در اوتقویت می کند و این وابستگی نوعی احساس حقارت برای او ایجاد میکند چرا که نمی تواند مانند گذشته مستقل باشد . در نتیجه تصویری که فرد نسبت به خود دارد تغییر میکند . از نظرروانی ، کسانی که به علت نقص جسمانی یا مشکلات اجتماعی ویا هردوعلت قادربه کار وفعالیت نباشند، مشکلاتی هم برای خودشان وهم برای خانواده یشان ونیزبرای اجتماع ایجاد خواهند کرد و انواع فشارهای روحی به شخص وارد خواهد شد مسائل روانی – اجتماعی بخش مهمی از مجموعه مشکلات این افراد را تشکیل میدهند ، بی توجهی به این مسائل گاه مشکلات عدیده ای را برای فرد به وجود خواهد آورد که نا توانی های حرکتی و جسمانی اورا تحت الشعاع قرار خواهد داد (اسلامی نسب ، ۱۳۷۲) .
فیپس ولانگ وود[۱۴](۱۹۸۰)می نویسند : اختلال در تصویر ذهنی ازجسم خویش زمانی پدید میآید که فردی که دچارصدمات جسمی گشته نتواند با تغییرات به وجود آمده و وضع جدید خود ، سازگاری کند . این نویسندگان می افزایند تغییراتی که در اثرمعلولیت در روال عادی زندگی فرد پیش میآید و اختلالات در تصویر ذهنی ازجسم خویش میتواند افراد را از نظرروحی تحت تأثیر قرار دهد (توانگر،۱۳۷۳).
مشکلات مربوط به ارتباط با جامعه از دیگر مشکلاتی است که فرد آسیب دیده با آن روبرو است. در حقیقت اغلب از شرکت در فعالیتهای سیستم اجتماعی و فرهنگی که خود جزئی ازآن هستند محرومند. این محرومیت که ناشی از موانع و محدودیتهای محیطی اجتماعی است با احساس بی اعتنایی، بی تفاوتی اطرافیان و جامعه متحول و تشدید میگردد( نامداری، ۱۳۶۸) .