۴- خانواده هسته ای : از زن و شوهر و فرزندان تشکیل می شود و در این نظام فرزندان به محض بزرگ شدن و پس از ازدواج ویا برخورداری از امکانات اشتغال خانواده جدا گانه ای را تشکیل میدهند (همان منبع ۱۳۸۴).
۲-۵-۵- الگوهای تعاملی خانواده :
مهترین الگوهای تعا مل خانواده عبارتند از :
الف) الگوی پذیرا و پویا
ب) الگوی وابسته
ج) الگوی سلطه گر
د) الگوی مقابله ای
ه) الگوی کناره گیر
و) الگوی نامنسجم
الف) الگوی پذیرا وپویا :در این الگو یک رابطه عقلی وعاطفی مناسب بین افراد برقرار است مهترین خطوط ارتباطی بین آنان همین رابطه عقلی وعاطفی است .
ب) الگوی وابسته : این الگو به شکل ظاهری با الگوی پذیرا وپویا تفاوتی ندارد جزء اینکه رابطه بین اعضاء در این خانواده ، به طور عمده عاطفی است . مهمترین خطوط ارتباطی بین آنان همین رابطه عاطفی است وجنبه های عقلانی این ارتباط به شدت تحت تأثیر روابط عاطفی اعضاء است .
ج) الگوی سلطه گر : سلطه گری در خانواده ها به یکی از سه شکل زیر صورت میگیرد :
۱- سلطه متمرکز: در این الگو یک فرد بر تمامی اعضاءخانواده تسلط دارد .
۲- سلطه سلسله مراتبی : در این الگو یک فرد بر تمامی اعضاء خانواده سلطه دارد علاوه براین فرد : فرد دیگری نیز در سلسله مراتب سلطه وجود دارد که در غیاب او بر سایرین سلطه گری دارد .
۳- سلطه توزیع شده : در این الگو دو فرد براعضاءخانواده سلطه دارند ، هر یک از آنان بر افراد خاصی
د) الگوی مقابله ای : در این الگو بین اعضاءخانواده تعارض ، ضدیت ، لجبازی و تلافی جویی حاکم است کنش های متقابل ، شکل مکمل ندارد ، بلکه هر فردی رفتاری تلافی جویانه در مقابل فرد دیگر دارد . الگوی مقابله ای از ابتدا ی زندگی وجود ندارد ، بلکه پیش از شکست الگو های دیگر شکل میگیرد .
ه) الگوی تعاملی کناره گیری : در این الگو افراد تا حد ممکن از یکدیگر دور میشوند . در این الگو اعضاءخانواده به دلایلی چون هم خونی ، پیوستگی های سببی ،الزام های اقتصادی واجتماعی ناگزیر از زندگی با یکدیگر هستند .
و) الگوی نامنسجم : در این الگو چیزی که قابل اتکا ء است ، متغییر بودن هر رفتار وتصمیم وقول وقرار است)احمدی،۱۳۸۳).
۲-۵-۶- دیدگاه های اساسی خانواده:
خانواده به طور سنتی ،به عنوان واحد اصلی تأمین کننده امکان تربیت اجتماعی فرزندان خردسال و نوجوان و حامی سنن فرهنگی تلقی می شود رشد و تکامل فرد به عنوان عضوی از خانواده وهم چنین خانواده به عنوان یک کل، یکی از مهمترین مسائلی است که در مطالعه خانواده لازم است به آن پرداخته شود .خانواده به خاطر پیچیدگی روابط اجتماعی زندگی امروزی ، به خصوص در مقاطع حساس دوران رشد نیازمند به کمک های حرفه ای از سوی نهاد های دیگر با تعلیم وتربیت است . رشد و تکامل فرد خانواده از سه دیدگاه فردی ، اجتماعی و تاریخی قابل بررسی است .(شریعتمداری ،۱۳۸۷).
۲-۵-۶-۱- دیدگاه فردی:
از دیدگاه اول ،اعضای خانواده با بحرانهای رشد و تکامل قابل پیشبینی مواجهه میشوند .خانواده ها در برخورد با این بحران ها ممکن است احساس تنهایی کنند . تصور غالب خانواده ها براین است که تنها آن ها با این مشکلات درگیرند . ارتباط خانه و مدرسه و دعوت از خانواده ها درفضای صمیمانه که در آن امکان انتقال تجارب خانوادگی وجود دارد .این نتیجه را به دنبال دارد که خانواده ها ، نسبت به این بعد احساس وافع بینانه تری پیدا میکنند . یعنی احساس از فراگیر بودن این مسائل و بحرانها. به خصوص اگر جلسات آموزش خانواده ها حداقل سالی دو یا سه بار به صورت کلاسی برگزار شود.تا امکان تعامل رودر روی خانواده ها با یکدیگر وجود داشته باشد ، این احساس بیشتر شکل می گیرداین جلسات کلاسی امکان آشنایی خانواده های دانش آموزان یک کلاس را باهم فراهم می آورد و روحیه همبستگی را در بین آنان ایجاد میکند.
۲-۵-۶-۲- دیدگاه اجتماعی :
دیدگاه دوم که در ارتباط با خانواده ها به آن پرداخت ،دیدگاه اجتماعی است .خانواده از دیدگاه اجتماعی ،امروزه در گیر تغییراتی است که در مورد بر قراری روابط میان فردی و صمیمانه فرزندانشان صورت میگیرد .امروزه اغلب جوانان دیگراز الگوهای سنتی ،تبعیت نمی کنند .در حالی که خانواده هنوز نتوانسته است خود را با این تغییرالگوها سازگار کند . بعضی از خانواده ها در این بعد بر کنترل بیش از حد تمرکز میکنند و برخی به دلیل آنکه آهنگ پویایی شان در برابر این تغییرات آنقدر کند بوده است که به دلیل فاصله و شکاف عمیقی که با نسل جدید پیدا کردهاند ،کند بودن تفکر رشد و پویایی فاصله عمیقی با نسل جدید پیدا کردهاند و در حقیقت قافیه را در برابر آن ها باخته اند و فکر میکنند هیچ کاری از دست آن ها بر نمی آید و جوان را به حال خود رها کردهاند .جلسات آموزشی خانواده در این بعد عملکرد قوی وفعالی نداشته است واین مسئله ای است که بایددر آموزش خانواده مورد توجه قرار گیرد فرزندان ما در حالی می خواهند به دانشگاه راه پیدا کنند که انتظار ما ازآنها فقط درس خواندن وآمادگی برای آزمون ورودی است به همین خاطر هیچ گاه زمینه رشد اجتماعی آن ها را فراهم نمی کنیم.
۲-۵-۶-۳- دیدگاه تاریخی:
دیدگاه سوم : دیدگاه تاریخی است . عصر ودورانی که بشر در آن زندگی میکند ، متشکل از نیرهای مؤثر وشکل دهنده ی بشریت دریک مقطع زمانی خاصی است .در این زمینه به رکود اقتصادی ،جنگ ها، تحولات سیاسی و…، اشاره کرد. به عنوان مثال در زمان جنگ جامعه وخانواده همبستگی بیشتری باهم دارند وگرایش به فردیت و استقلال کاهش پیدا میکند . در حالی که در دوران پس از جنگ ، انتظارات مهار شده ، مجال بروز پیدا میکنند . در دوران رکود اقتصادی ، ناامیدی حاکم بر نوجوانان نسبت به آینده ی خود ، فرهنگ خاصی را در میان آنان ایجاد میکند .این جا موقعیتی است که احتمال دارد بیشتر نیازمند حمایت غیر مستقیم خانواده باشند خانواده ها به عنوان واحدی که بیش از همه با این مسائل دست و پنجه نرم میکنند ، ممکن است از این تأثیرات آگاه نباشند و فقط خود را گرفتار مشکلاتی عدیده می بیند . آموزش مدرسه در این زمینه میتواند به خانواده ها ،آگاهی ، بینش و آرامش خاصی ببخشد تا پویایی های پنهان فرزند خود را بهتر درک کنند (شریعتمدار،۱۳۸۷).
۲-۵-۶-۴- نقش ها و وظایف خانواده :
۱- خانواده ها ، نخستین ، مؤثر ترین ، پایدارترین و مهم ترین آموزشگاه و پرورشگاه انسان است .
۲- خانواده ها ، نخستین کانون رشد و شکوفایی استعدادهای بالقوه انسان ؛ حفظ وتأمین سلامت جسمانی وروانی ؛ونیز آرامش روحی انسان است .
۳- خانواده مهم ترین کانون رشد شخصیت وانسان سازی ؛ انتقال ارزشها ،هنجارها نگرشها و بورها ، وآماده سازی فرد برای زندگی در دنیای واقعی است .
۴- خانواده ، مهم ترین کانون همانند سازی و الگوبرداری ، اجتماعی شدن و جامعه پذیری است.
۵- خانواده مهم ترین کانون شکل گیری (مفهوم خود ) و خود شناسی ، اعتماد به نفس و اعتماد به دیگران است .(به پژوه ۱۳۸۹)