در سالهای بعد مطالعات زیادی برروی این مفهوم صورت گرفت که هرکدام از واژه های جدیدی برای توصیف این مفهوم استفاده کردهاند، برای شرح رفتار فرانقشی عبارات مختلفی مانند رفتارشهروندی سازمانی(organ,1988) ،رفتارسازمانی حمایت اجتماعی (Brief & Motowidleo,1986)،خودانگیختگی سازمانی(George & rief,1992)وعملکردضمنی (Borman & Motowidlo,1997) پیشنهاد شده است . (آقازاده و همکاران،۱۳۸۹،ص۱۶۵) اما شاخص ترین عبارت ، رفتار شهروندی سازمانی ، است که توسط که ارگان و بتمن به همین نام (رفتارشهروندی سازمانی) معرفی کردند ، میباشد. نخستین نظریه پردازی های مطرح در خصوص OCB در سال ۱۹۳۸ به وسیله چستربرنارد انجام گرفته است . مبنای آن به مفاهیمی از قبیل «تمایل به همکاری» و رفتارهای نوآورانه و خود جوش بر میگردد .تعاریف بسیاری درمورد رفتار شهروندی سازمانی ارائه شده است از جمله : رفتار شهروندی سازمانی رفتاری بر اساس صلاحدید شخصی است که جزء نیازمندیهای شغلی کارمند بوده ، اما با این حال باعث افزایش اثربخشی سازمانی در جهت ارضای منافع ذی نفعان خواهد بود . (غفاری نسب،۱۳۹۱،ص۱۴۲)
ارگان معتقداست یکی از متداولترین مفهوم سازی ها و عملیاتی سازی های صورت گرفته درباره رفتارهای فرانقشی،رفتارشهروندی سازمانی میباشد . (organ,1988,p38))رفتارشهروندی سازمانی (OCB) رفتارهای اختیاری هستند که که نه اجباری در آن هست و نه توسط سازمان جبران می شود . آن ها عبارتند از رفتارهائی که به حفظ نظام اجتماعی یک سازمان کمک میکنند و به طور مستقیم مزیتهائی برای گروه کاری یا سازمان دارند . (Smith, Organ & Near, 1983). از این رو مطالعه و بررسی اینگونه رفتارها در سازمان بسیار مهم و ضروری به نظر میرسد .
Bolino and Turnley معتقدند که رفتار شهروندی معمولا دو حالت عمومی دارد : ۱- آن ها به طورمستقیم تقویت نمی شوند ۲- از تلاشهای خاصی که سازمانها از کارکنان خود برای موفقیت انتظار دارند ، نتیجه می شود (Bolino, Turnley ,2003,p60-71)
با توجه به توضیحات این عناصر کلیدی OCB به صورت زیر شرح میباشد : (Hadjali & Salimi,2012,p526)
-
- نوعی رفتار است که فراتر از مسئولیت و نظم و انظباط سازمانی انجام می شود .( Burroughs, Eby, 1998)
-
- نوعی رفتار ناشناخته است . (Barringer. Bluedora, 1990)
-
- رفتاری است که از طریق ساختار سازمانی پاداش داده نمی شود .(Strong et al,2004, Oyesiku & Omitogun1999, Bettencourt et al 1997, Auh & Menguc2007)
- رفتاری است برای عملکرد و اثربخشی و موفقیت سازمان ممهم هستند . (Barringer. Bluedora ,1999)
۲-۲-۲-رویکردهای اصلی رفتارشهروندی سازمانی :
مرور ادبیات دو رویکرد اصلی را در تعاریف مربوط به مفهوم رفتار شهروندی سازمانی مشخص میکند:
-۱ رفتارهایی در نقش و فرانقش: محققان اولیه رفتار شهروندی سازمانی را جدای از عملکرد داخل نقش تعریف و تأکید کردند که رفتار شهروندی سازمانی بایستی به عنوان رفتار فرا نقشی مورد توجه قرار گیرد ماریسون (۱۹۹۴) واژه «گستره شغلی درک شده » را برای تمایز بین این دو دسته از رفتارهای ” در نقش ” و ” فرا نقش” به کار برد و بیان کرد: “هر چه کارمند دامنه شغل را گسترده تر درک نماید، فعالیت های بیشتری را به عنوان فعالیت های “در نقش” تعریف میکند.(ماریسون ،۱۹۹۴).
-۲ تمام رفتارهای مثبت در داخل سازمان: رویکرد دیگر، رفتار شهروندی سازمانی را جدا از عملکرد کاری مورد توجه قرار میدهد. اتخاذ چنین رویکردی مشکل تمایز میان عملکردهای نقش و فرانقش را مرتفع میسازد. در این رویکرد رفتار شهروندی سازمانی بایستی به عنوان یک مفهوم کلی شامل تمام رفتارهای مثبت و سازنده افراد در داخل سازمان همراه با مشارکت کامل و مسوولانه درنظر گرفته شود.( قلی پور و کاخکی، ۱۳۸۶)
دانش فرد معتقد است ،دو رویکرد اصلی در تعریف مفهوم رفتارشهروندی سازمانی باید به صورت مجزا از عملکرد کاری مورد ملاحظه قرارگیرد . بنابرین مشکل تمایز بین عملکرد نقش و فرانقشی وجود نخواهد داشت . در این دیدگاه ، رفتارشهروندی سازمانی را باید به عنوان یک مفهوم جهانی که شامل تمامی رفتارهای مثبت افراد در درون سازمان است، مورد توجه قرارداد . تمایز بین عملکرد و فرانقش به دلایل مختلفی مشکل خواهد بود . اولا”، ادراکات مدیریتی وکارمندی از عملکرد ومسئولیتها ضرورتا” با یکدیگر مشابه نیستند . ثانیاً” ادراک کارمندان از عملکرد ومسئولیتهایشان، تأثیر گرفته از رضایت آن ها در محیط کارشان است . .(دانش فرد و شیدائی،۱۳۹۱،ص۱۳۱)
رفتارشهروندی سازمانی پیامدهای مثبتی برای هم کارکنان و هم عملکرد سازمان دارد . (Awang,2011) اغلب تحقیقات نشان میدهد که رفتارشهروندی سازمانی اثربخشی سازمانی را افزایش میدهد .( Tai et al,2012)
۲-۲-۳- مدلهای رفتارشهروندی سازمانی :
برای تعریف و کاربردی مفهوم رفتارشهروندی سازمانی ابعاد مختلفی را پیشنهاد شده است . محققان در ابتدا روی دو بعد از رفتارشهروندی سازمانی یعنی نوع دوستی و وظیفه شناسی تأکید داشتند ، اما بعدها سه بعد دیگر رفتارشهروندی یعنی جوانمردی،ادب و حسن شهروندی نیز مورد بررسی قرارگرفت . (آقازاده و همکاران،۱۳۸۹،ص۱۶۹) با توجه به گستردگی ابعاد ارائه شده توسط محققان ،درباره ابعاد رفتارشهرندی سازمانی هنوز توافق واحدی صورت نگرفته است . از این رو با توجه به تقسیم بندی ابعاد مدلهای مختلفی از رفتارشهروندی سازمانی اراده شده است که می توان به موارد زیر اشاره نمود :
۲-۲-۳-۱-مدل رفتار شهروندی سازمانی گراهام
گراهام(Graham) ۱۹۸۹، ابعادرفتارشهروندی سازمانی را شامل چهار بعد میداند :
-
- کمک های بین شخصی : بر کمک همکاران در صورت نیاز تأکید دارد .
-
- ابتکارعمل فردی : بر اعمال تلاش در جهت ارائه ی پیشنهادهائی که باعث بهبود عملیات سازمان می شود دلالت دارد .
-
- مجاهدت فردی : بر انجام دادن فعالیتهایی فراتر از سطح وظیفه دلالت دارد.
- تقویت وفاداری : بر فعالیتهایی دلالت دارد که به منظور معرفی چهره مثبت سازمان به بیرون از سازمان است . (Graham.1989)
در تقسیم بندی دیگر گراهام معتقد است که رفتارهای شهروندی در سازمان به سه نوع مختلف خود را نشان میدهند که شامل اطاعات، وفاداری و مشارکت سازمانی می شود .
-
- اطاعت سازمانی : این واژه توصیف کننده رفتارهائی است که ضرورت و مطلوبیت آن ها شناسائی و در ساختار معقولی از نظم و مقررات پذیرفته شده اند .شاخصهای اطاعت سازمانی رفتارهائی نظیر احترام به قوانین سازمانی ، انجام وظایف بطورکامل و انجام دادن مسئولیتها با توجه به منابع سازمانی است .
-
- وفاداری سازمانی: این وفاداری به سازمان از وفاداری به خود، سایرافراد واحدها و بخشهای سازمانی متفاوت است و بیان کننده میزان فداکاری در راه منافع سازمانی و حمایت و دفاع از سازمان است .
- مشارکت سازمانی : این واژه با مشارکت فعال کارکنان در اداره امور سازمان ظهور مییابد که از آن جمله می توان به حضور درجلسات ، به اشتراک گذاشتن عقاید خود با دیگران و آگاهی به مسائل جاری سازمان اشاره کرد . (طبرسا و رامین فر،۱۳۸۹،ص۱۰۶)
۲-۲-۳-۲-مدل سه بعدی رفتارشهروندی سازمانی بورمن و همکارانش :