یا به بیان دیگر، مجموعه ای که طرز تلقی، بینش، برداشت، آرمانها، ارزشهای اجتماعی، قوانین جاری و میزان آگاهی مردم از مالیات ،فرهنگ مالیاتی را میسازد. تعریف دیگر آن ،عبارت است از تعامل بین مالیات دهنده و اداره مالیات.
۲-۹- عوامل اجتماعی شدن:
اجتماعی شدن در واقع نوعی یادگیری است و جامعه از این طریق شیوه های رفتاری مورد قبول خود را به اعضای خود آموزش میدهد. مانند التزام به دین،مالیات دهی در خانواده و ……
۲-۱۰- عوامل درون سازمانی:
برای عوامل درون سازمانی میتوان خود سازمان امور مالیاتی را به کار برد که در این راستا، سازمان امور مالیاتی می تواند،با اقدامات مثبت در جهت وصول مالیات از قبیل، تسریع در حل و فصل مشکلات مودیان ،ارج نهادن به مودیان از طریق اعطای تشویقات، راه اندازی سیستم جامع مالیاتی و شفاف سازی قانون مالیاتها، به ترویج فرهنگ مالیاتی بپردازد.
۲-۱۱- عوامل برون سازمانی:
در بحث عوامل برون سازمانی، میتوان به نقش اتحادیه های صنفی،سازمانها و نهادهایی اشاره کرد که به نوعی با سازمان امور مالیاتی ارتباط تنگاتنگ دارند و میتوانند در ارتقاء فرهنگ مالیاتی نقش بسزایی ایفاء کنند.
عوامل فردی: مودیان مالیاتی که مهمترین و اصلی ترین بدنه نظام مالیاتی است و عوامل فردی مودیان را میتوان، سطح تحصیلات،آشنایی با قوانین مالیاتی،داشتن دیدگاه مثبت نسبت به اداره امورمالیاتی و اعتماد برشمرد که در افزایش فرهنگ مالیاتی نقش مؤثری دارد.
۲-۱۲- مالیات بر در آمد مشاغل:
درآمدی که شخص حقیقی یاحقوقی ازطریق اشتغال به مشاغل کسب می کند بر اساس قانون مالیاتهای مستقیم و با رعایت موارد ذکر شده در قانون مالیاتها، مشمول پرداخت مالیات است و این مالیاتی که اخذ می شودمالیات بردرآمدمشاغل است.(پناهی ،۱۳۸۹، ص۴۱)
۲-۱۳- مالیات برمشاغل:
افرادازطرق مختلف کسب درآمد میکنند که عمومیترین این گروه درآمدها، دستمزد و حقوق است و نوعی دیگر درآمد که متوجه بعضی افراد می شود درآمد حاصل از انواع دارائیهای افراد است. (پژویان .۱۳۹۰ص۳۱۲)
۲-۱۴- مودی مالیاتی :
کلمه مودی از لحاظ لغوی به معنای کسی است که چیزی را ادا میکند، در خصوص تعریف از مودیان مالیاتی آمده است: مودی مالیاتی نیز به فردی که مالیات را ادا و پرداخت میکند گفته میشود، اعم از این که مالیاتی را که پرداخت میکند، مالیات مستقیم باشد یا مالیات غیرمستقیم.
۲-۱۵- نظر جامعه شناسان درباره فرهنگ
تعریف کلی فرهنگ عبارت است از: هنجارها، ارزشها، عقاید و شیوه های انجام کارها در جامعهای خاص .اصطلاح فرهنگ، در اصل از کشاورزی بر گرفته شده و به معنای زراعت و شخم (cultivation) و گسترش زمین است .این معنا بهتدریج به مفهوم رفتار متمدنانه، در مقابل طبیعی، تبدیل شد و به آنجا رسید که معنای شیوه هایی را یافت که در رفتار گروه های طبقه بالاتر دیده میشد.(کریمیان ،۱۳۷۸،ص۱۴۱،۱۴۲)
تعریف دیگر آن :فرهنگ شامل تمام چیزهایی است که فرد به عنوان عضو، از جامعه کسب می کند یعنی همه عادات و اعمالی که فرد از راه تجربه و سنت آموخته است به انضمام تمام اشیاء مادی که توسط گروه تولیدمیشود و آنچه را که در آثار هنری یا مطالعات علمی میتوان دید. به علاوه مثلاً در بسیاری از چیزهای دیگر ،تجلیات فرهنگ مشهود است.آنچه میخوریم، و میآشامیم و میپوشیم، در انواع خانههایی که بنا میکنیم، در روابطمان با اعضاءخانواده خود و با سایر افراد جامعه، در نظام ارزشی جامعه، در آنچه میآموزیم، در تصورمان از خوب و بد، در آرزوهایمان، در نظرمان نسبت به سایر جوامع.
۲-۱۶- فرایند اجتماعی شدن و فرهنگ مالیاتی
اجتماعی شدن یعنی این که فرد خود را بشناسد و به مفهوم خود برسد . انسان با تعامل با محیط و جامعه می تواند اجتماعی شود یعنی بهتر بگوییم برای اجتماعی شدن و رسید ن به خود نیاز به تعامل بیشتر با محیط اطراف و روابط با جامعه دارد که بتواند یک شخصیت خوب و جا افتاده شکل دهد .یا به تعبیر دیگر، اجتماعی شدن یعنی پذیرش قوانین، طرز تفکر، یا نظام اندیشه ها، عقاید، سنتها و ارزشهای اخلاقی و در نهایت درونی کردن این عناصر و اجرا کردن آن ها در زندگی روزمره به عبارت دیگر اجتماعی شدن فرآیندی است که به موجب آن فرد با محیط اجتماعی انطباق حاصل می کند و به تدریج خود را عضو جامعه و از اعضای مؤثر در آن می بیند.
۲-۱۷- عوامل مؤثر در اجتماعی شدن افراد :
الف) خانواده
خانواده که انسان در گرو هم زیستی با خانواده و رفع نیازهای عاطفی و توجه کردن می تواند رشد و تعالی پیدا کند و شخصیت خود را تقویت و به نوعی تثبیت می کند و فرد می تواند اعتماد به نفس خود را ارتقاء دهد و راه اجتماعی شدن را بهتر پیماید. خانواده بنیان زندگی اجتماعی شدن و اولین کانون تربیت فرزندان است . نهاد خانواده اساسی ترین و اولین محیط اجتماعی شدن است . کودک از بدو تولد در دامن خانواده نشو و نما مییابد و سپس در کنار دیگر نهادهای اجتماعی شدن ارتباط خویش را با آن حفظ می کند . از نظر ویل دورانت ،نخستین وحدت اجتماعی که این موجود بدان علاقه پیدا می کند خانواده است و رشد اخلاق او با محبت و وفاداری به وحدت بزرگتر ها توسعه مییابد تا آن که وطن پهناورش نیز در نظر او تنگ می نماید . ( کی نیا ۱۳۷۳ ص۶۰۲)
ب) دوستان
تاثیراتی که دوستان می توانند بر روی شخصیت فرد بگذارند به مراتب بیش از خانواده است زیرا فرد ارتباطی با دوست خود دارد با پدر خود ندارد زیرا هر حرفی را نمیتواند بزند و فرد وقتی که با دوستان معاشرت می کند در جامعه قرارمیگیرد و تجربه کسب می کند . انسان وقتی که با خانواده و دوستان بتواند ارتباط مناسب و خوبی داشته باشد می تواند به شخصیت خود شکل ثابتی بدهد و اجتماعی شدن را تجربه کند.
پ) افراد مهم
یعنی افرادی که در فامیل رفت و آمد میکنند و اینان کسانی هستند که مهم و تأثیرگذار هستند. این ها به نوعی الگوهای افراد هستند گاهی افراد مهم از افراد خانواده مهمترند و ممکن است اثر تربیتی بیشتری داشته باشند.
ت) گروه همسالان
همسالان از راه هایی منحصر به فرد و عمده در شکل گیری شخصیت ، رفتار اجتماعی، ارزشهای یکدیگر دخالت دارند . کودکان از طریق سر مشق دهی اعمالی که قابل تقلید است با تقویت یا تنبیه پاسخهای خاص و یا ارزشیابی فعالیتهای یکدیگر و باز خوردی که به یکدیگر می دهند بر یکدیگر تاثیر میگذارند .( ماوسن ، ۱۳۶۸ : ص۵۰۲ )
ث) مجامع عمومی
پارک، شهربازی، مکانهائی که مردم دور هم جمع میشوند و اوقات فراغت خویش را میگذرانند.
ج) رسانه ها و وسایل ارتباط جمعی
رسانه ها مهمترین عواملی هستند که بیشترین تاثیرات را دارند علت این میزان تاثیر بخاطر ویژگیهای آن است چون بعضی فیلم سینمایی و شخصیتهای کارتونی به گونه ای جلوه گر میشوند که گویی موجودیت واقعی دارند.
چ) الگوهای جامعه