جدول ۲‑۲: الزامات افشا طبق دستورالعمل اجرایی افشای بورس اوراق بهادار
ردیف
موارد افشا طبق دستورالعمل اجرایی افشای اطلاعات
۱
صورت های مالی سالانه حسابرسی شده شرکت اصلی و تلفیقی گروه، حداقل ۱۰ روز قبل از برگزاری مجمع عمومی عادی و حداکثر ۴ ماه پس از پایان سال مالی
۲
اطلاعات و صورت های مالی میان دوره ای ۳، ۶ و ۹ ماهه حسابرسی نشده، حداکثر ۳۰ روز پس از پایان مقاطع سه ماهه
۳
صورت های مالی ۶ ماهه ی حسابرسی شده، حداکثر ۶۰ روز بعد از پایان دوره ۶ ماهه و در مورد صورت های مالی تلفیقی، حداکثر ۷۵ روز پس از پایان دوره ۶ ماهه.
۴
برنامه های آتی مدیریت و پیشبینی عملکرد سالانه شرکت اصلی و تلفیقی گروه حداقل ۳۰ روز قبل از شروع سال مالی جدید
۵
پیشبینی عملکرد سالانه شرکت اصلی و تلفیقی گروه، بر اساس عملکرد ۳، ۶ و ۹ ماهه حداکثر ۳۰ روز پس از پایان مقاطع سه ماهه
افشای اختیاری
افشای اختیاری در واقع افشای اطلاعات فراتر از تعهدات قانونی است که توسط نهادهای نظارت کننده و قانون گذار تدوین شده است. افشای اختیاری، فرایند ارائه اطلاعات به بازار های مالی از طریق گزارشگری شرکت است بدون آنکه الزامی برای آن وجود داشته باشد. به عبارت دیگر افشای اختیاری بیشتر بر مبنای انگیزه های مدیریت است.
به طور کلی مطالعات پیرامون افشای اختیاری بر این مبنا استوار است که حتی در یک بازار سرمایه کارا، مدیران در مقایسه با سرمایه گذاران خارجی دارای اطلاعات بیشتر و درک بهتری در رابطه با عملکرد آینده شرکت هستند (هیلی و پالپو، ۲۰۰۱). لذا استراتژی افشای اختیاری شرکت نقش مهمی در کاهش عدم تقارن اطلاعات بین مدیران و سرمایه گذاران خارجی ایفا می کند (شین[۱۲]، ۲۰۰۲).
اهمیت افشای اختیاری
افشای اطلاعات فرایند تهیه اطلاعات از شرکت گزارشگر به بازارهای مالی است. شرکتهایی که به طور داوطلبانه اطلاعاتی را افشا میکنند که به وسیله مراجع قانون گذار اجباری برای ارائه آن ها وجود ندارد، برای شکل دادن توقعات مشارکت کنندگان بازار تلاش میکنند و از اینرو بهواسطه افشای اطلاعات اضافی از شرایط معامله با این اشخاص منفعت میبرند (مادیانی[۱۳]، ۲۰۰۹).
شفافیت اندک و نبود تقارن اطلاعات، رابطهای مستقیم دارند. شفافیت اندک نشان میدهد که اطلاعات کافی برای ارتباط برقرار کردن با سرمایهگذار وجود ندارد. بنابرین یک عدم تقارن اطلاعاتی بین افراد مطلع و غیرمطلع، وجود خواهد داشت. در یک بازار کارا، ارزش شرکت به صورت ارزش فعلی جریانهای نقدی آتی با توجه به نرخ بازده مورد انتظار تعدیلشده بر مبنای ریسک تعریف میشود. بنابرین هدف از افشای اطلاعات مالی، ارائه اطلاعات مفید برای سرمایهگذاران در ارزیابی بهموقع بودن و قطعیت داشتن جریانهای نقدی آتی است. اطلاعات مفید ارائه شده از طریق افشای اختیاری، فرایند تصمیمگیری سرمایهگذاران را بهبود میبخشد و سایر استفاده کنندگان ازاطلاعات افشا شده شرکت را در موقعیت مناسبتری برای تخصیص منابع اقتصادی قرار میدهند.
مزایای افشای اختیاری
افشای بهتر اطلاعات، هماهنگی و مشارکت میان شرکتها و سرمایهگذاران بهبود میبخشد. بازار سرمایه در تعیین ارزش صحیح افشای شرکت در درازمدت کارآمد است. مهمترین مزایای افشای کامل و گزارشگری بهتر عبارتند از )مادیانی , ۲۰۰۹):
• افزایش اعتبار مدیریت،
• وفاداری سرمایه گذاران به شرکت،
• افزایش حجم معاملات تجاری به دلیل شفافیت بیشتر،
• مالکیت نهادی بالاتر،
• نقدشوندگی بیشتر سهام شرکت،
• کاهش شکاف خرید و فروش به دلیل کاهش ریسک و عدم اطمینان شرکت،
• کاهش هزینه سرمایه شرکت،
• بهبود روابط با انجمن های سرمایهگذاری، و
• قیمت سهام بالاتر.
در میان این مزایا، اعتبار مدیریت مهمترین مزیت است که پیششرط تحقق سایر مزیتهاست. هنگامی که مدیریت از جایگاه اعتباری خوبی برخوردار است، بازار فعالیت های وی را مورد حمایت قرار میدهد؛ حتی اگر در کوتاه مدت تصمیم ها و فعالیت های وی منجر به کاهش سود جاری شود. افزایش افشای اختیاری، سبب کاهش عدم تقارن اطلاعاتی بین مدیریت و سرمایهگذاران و افزایش نقدشوندگی سهام میشود. افزایش نقدشوندگی میتواند منجر به جذابیت بیشتر سهام برای سرمایهگذاران نهادی شود. امروزه شرکتها بر اساس سیاست های افشای خود مورد قضاوت قرار میگیرند و میتوانند سیستمهای افشای اطلاعات خود را برای سهامداران از طریق استقرار کمیتههای افشا تقویت کنند. این کمیتهها، محتوای اطلاعات و میزان و روش های افشای اطلاعات بااهمیت را تعیین میکنند.
انگیزه های افشای اختیاری
تئوری افشای اختیاری چنین استدلال میکند که مدیران چنین افشاهایی را زمانی انجام میدهند که منافع حاصل از آن بیش از هزینه های آن باشد ( هیتزمن، واسلی، زیمرمن[۱۴]،۲۰۰۸). به عنوان مثال، تصمیمات افشای اختیاری مدیران بر اساس میزان تأثیرگذاری چنین افشاهایی بر هزینه سرمایه، خطر اطلاعات و کاهش عدم اطمینان در خصوص دور نمای آتی شرکت صورت می پذیرد. علاوه بر آن از جمله دیگر عوامل و مفروضات مؤثر بر تصمیمات افشای مدیران در خصوص بازار سرمایه که توسط هیلی و پالپو (۲۰۰۱) ارائه شدهاند شامل معاملات بازار سرمایه، پاسخگویی در خصوص کنترل شرکت، سهام جایزه، دعاوی حقوقی، آشکار کردن توانایی و استعداد مدیران میباشد.
فرضیه معاملات بازار سرمایه[۱۵]
این فرضیه که توسط هیلی و پالپو (۱۹۹۵) مطرح شد بیان میدارد که درک سرمایه گذار از شرکت، بر تأمین مالی شرکت از طریق انتشار اوراق بدهی و یا انتشار سهام تاثیرگذار است. شرکتی را در نظر بگیرید که مدیران آن دارای اطلاعات بیشتری در مورد چشماندازهای آتی نسبت به سرمایه گذاران خارجی هستند، میرز و مجلوف[۱۶] (۱۹۸۴) معتقدند که اگر این عدم تقارن اطلاعات نتواند حل شود، در چنین شرکتهایی تأمین مالی از طریق بدهی و یا انتشار سهام به صورت عمومی پرهزینه خواهد بود. در نتیجه، مدیران دارای انگیزه بیشتری برای فراهم آوردن افشای اختیاری به منظور کاهش مسئله عدم تقارن اطلاعات هستند تا از طریق آن هزینه تأمین مالی خارجی شرکت را کاهش دهند.
باری و برون[۱۷] (۱۹۸۵) و مرتون[۱۸] (۱۹۸۷) نیز به این نتیجه مشابه دست یافتند که مدیران با افزایش افشای اختیاری ریسک اطلاعات را کاهش می دهند و این منجر به کاهش هزینه سرمایه آن ها خواهد شد.
فرضیه پاسخخواهی در خصوص کنترل شرکت[۱۹]