۲-۱-۲۴-تعاریف رضایت شغلی
مقصود از رضایت شغلی نگرش کلی فرد درباره کارش است. کسی که رضایت شغلی او در سطحی بالا است، نسبت به شغل یا کار خود نگرشی مثبت دارد. کسی که از کار خود راضی نیست (رضایت شغلی ندارد) نگرشی منفی نسبت به شغل و به کار دارد. هنگامی که درباره نگرش کارمندان بحث میشود غالباً مقصود چیزی جز رضایت شغلی آنان نیست. در واقع در این زمینه معمولاً این دو «رضایت شغلی» و «نگرش» را به جای یکدیگر به کار میبرند.
رضایت شغلی یک حالت احساسی مثبت یا مطبوع است که پیامد ارزیابی شغلی یا تجربه فرد است. این حالت احساسی مثبت، کمک زیادی به سلامت فیزیکی و روانی افراد میکند. از نظر سازمانی سطح بالای رضایت شغلی منعکس کننده جو سازمانی بسیار مطلوب است که منجر به جذب و بقاء کارکنان میشود.
۲-۱-۲۵-نظریه های رضایت شغلی
۲-۱-۲۶- نظریات بروفی
ازجمله نظریه های رضایت شغلی که در مورد آن ها نیز مثل تعریف و عوامل ایجاد کننده رضایت شغلی اتفاق نظر وجود ندارد میتوان به نظریات زیر که بروفی بیان میکند اشاره کرد:
۱- نظریه نیازها: که رضایت شغلی را به دو عامل وابسته میداند: یکی اینکه چه میزان از نیازهای فرد توسط کار او تأمین میشود و دیگر آنکه چه میزان از آن ها تأمین نمیشود. نتیجهای که از این دو عامل حاصل میشود میزان رضایت فرد از شغلش را معین میسازد.
۲- نظریه انتظارات: که انتظارات فرد را در تعیین نوع و میزان رضایت از شغل مؤثر میداند. مطابق این نظریه اگر انتظارات فرد از شغلش زیاد باشد دیرتر و مشکلتر به رضایت دست مییابد. پس در واقع رضایت از شغل یک مفهوم انفرادی است و باید در مورد هر فرد به طور جداگانه عوامل و میزان آن را بررسی نمود.
۳- نظریه نقشی: در این نظریه به دو جنبه روانی و اجتماعی توجه شده است. در جنبه اجتماعی تأثیر عواملی مثل نظام سازمانی و کارگاهی و شرایط محیط کار مورد توجه است؛ که همان شرایط بیرونی رضایت از شغل را شامل میشود. جنبه روانی به انتظارات و توقعات فرد توجه دارد. احساس فرد از موقعیت شغلی و فعالیتهایش در انجام مسئولیتهای محوله و ایفای نقش خاص به عنوان عضوی از اعضای جامعه میزان رضایت فرد از شغلش را تعیین میکند. رضایت کلی نتیجه این دو جنبه است (شفیعآبادی ۱۳۷۲ :۱۲۶).
۲-۱-۲۷-نظریه پارسون
پارسون[۸۵] رضایت شغلی را وابسته به پنج عامل میداند:
- عزت نفس: انسانها با هنجارها و نیازهای اخلاقی که در درون خود به وجود می آورند، زندگی
می کنند. محترم شمردن این هنجارها و الگوی رفتاری در کسب رضایت شغلی آن ها تأثیر بسزایی دارد. مدیر شایسته آن است که کارکنان را در خلق این هنجارها یاری کند.
۲- شناسایی: همه انسانها به طور شدید یا ضعیف علاقه دارند تا از سوی دیگران مورد شناسایی و احترام قرار گیرند. مدیران باید از عملکرد کارکنان آگاه باشند و آنان را از این آگاهی باخبر سازند.
۳- ارضای خواسته ها: انسانها همواره در پی ارضای نیازهای مادی و معنوی خویشاند که این امر بر رضایت شغلی آنان مؤثر است. ترک خدمت افراد بهسبب عدم حصول رضایت شغلی و تأمین خواسته های آنان است.
۴- لذت: لذت بخش بودن شغل و فعالیتهای شغلی در کارکنان ایجاد خشنودی و رضایت شغلی می کند.
۵- صمیمیت: دوستی و صمیمیت در روابط میان کارکنان یک محرک قوی انگیزشی بهشمار می آید که به رضایت شغلی منجر می شود. اگر در سازمان برخوردهای منفی گسترش پیدا کند، ضعف روحیه را بههمراه دارد.
۲-۱-۲۸-نظریه کورمن
کورمن[۸۶] نظریات رضایت شغلی را قابل تلفیق در هم میداند. به نظر او تا سال ۱۹۷۵, عمدتاًً سه نظریه رضایت شغلی به شرح زیر وجود داشته است:
۱- نظریه کامروایی نیازی[۸۷] : این نظریه که بیشترین شباهت را به نظریه مشوق[۸۸] عملکرد دارد بیانگر این مفهوم است که:
الف: اگر انسان آنچه را می خواهد به دست آورد، خشنود خواهد شد.
ب: هرچه انسان بیشتر خواهان چیزی باشد وقتی آن را به دست آورد خشنودتر خواهد شد و اگر به دست نیاورد، ناراضی می گردد.
۲- نظریه گروه مرجع [۸۹]: در این نظریه برخلاف نظریه کامروایی نیازی آنچه بهعنوان نقطه عطف خشنودکننده در نظر گرفته می شود دیدگاهها و عقاید گروهی است نه خواستها و نیازهای فردی. بر اساس این نظریه آنچه موجبات خشنودی و رضایت فرد را فراهم می کند، برآوردهشدن خواستها و دیدگاههای گروهی است که فرد در آن اشتغال دارد. بنا بر این اگر شغلی علایق، خواستها و شرایط گروه را برآورده سازد شخص از آن شغل احساس رضایت کرده، به آن علاقهمند می گردد.
۳-نظریه روابط انسانی[۹۰] : در دوره مدیریت کلاسیک چنین تصور می شد که مسائل مادی بیشترین اثر را بر رضایت و علاقهمندی افراد در محیط کار و در نتیجه بالا رفتن تولید دارد. اما تحقیقات هاثورن نشان داد که برقراری روابط انسانی، جو دوستانه، مشارکت، پذیرش، احترام به افراد و داشتن روابط غیر رسمی صمیمی سبب افزایش روح همکاری، بازدهی و تولیدشده و تأثیر عمیقی بر رضایت شغلی افراد دارد. همچنین گزارشها و نتایج این تحقیقات نشان داد چنانچه افراد با نوعی آزادی و اختیار درباره مسائل کار بیندیشند و تصمیم بگیرند و دیگران نظراتشان را به آنان تحمیل نکنند و حق مخالفت با تصمیمات و نظرات مدیران در ارتباط با حوزه کاری خود را داشته باشند، این مشارکتها نوعی احساس تعلق و مالکیت نسبت به محیط کار در آنان ایجاد می کند. از نقطهنظر مدیریت «هدف دانش روابط انسانی، ایجاد سازمانی پرتوان و پویا است و این هدف از هیچ راهی میسر نمی شود بهجز از طریق فراهمنمودن رضایت خاطر در وجود افراد به خاطر موقعیت در کار گروهی اعضای سازمان.» به عبارت دیگر میتوان گفت روابط انسانی وسیلهای است برای به ثمر رساندن اهداف عالی سازمان از طریق رضایتمندی افراد سازمانی (همان :۱۲۶) .
-
- از رضایت شغلی تعاریف متعددی به عمل آمده که به برخی از آن ها اشاره میشود. اغلب گفته میشود که یک کارمند خوشحال بایستی با شغلش ارضا شود. اهمیت رضایت شغلی از آنجا ناشی میشود که بیشتر افراد تقریباً نیمی از ساعات بیداری خود را در محیط کاری میگذرانند.
-
- رضایت شغلی عبارت است از:حدی از احساسات نگرشهای مثبت که افراد نسبت به شغل خود دارند؛ وقتی یک شخص میگوید دارای رضایت شغلی بالایی است، این بدان مفهوم است که او واقعاً شغلش را دوست دارد. احساسات خوبی درباره کارش دارد وبرای شغلش ارزش زیادی قائل است. نتایج تحقیقات نشان میدهد که کارکنان با رضایت شغلی بالاتر، از نظر فیزیک بدنی و توانایی ذهنی در وضعیت خوبی قرار دارند.