والش (۲۰۰۳؛ سادات حسینی، چاری، ۱۳۹۲، ۱۸۵) چارچوبی برای تابآوری خانواده رشد داد که عاملهای اصلی لازم برای عملکرد بهینه خانواده در طی ناپایداریها و بحرانهای مرتبط با رویدادها را در برمیگیرد.
والش (۲۰۰۳؛ سادات حسینی، چاری، ۱۳۹۲، ۱۸۵) بر اساس تحقیقات خود سه حوزه اصلی شامل سیستم باور خانوادگی، الگوی سازماندهی و فرایندهای ارتباط – حلمسئله را در تابآوری خانواده معرفی می کند که در ادامه این سه حوزه بررسی می شود.
سیستم باور خانوادگی، نقش باورهای خانواده در میزان مقاومت و تابآوری در برابر سختیها را مورد تأکید قرار میدهد. این حوزه شامل سه بخش است:
الف) توانایی خانواده در ایجاد باورهای همسان و معنایابی درباره سختی و دشواری، عامل مهمی برای سازگاری با بحرانهاست، که با ارزشهای مشترک، احساس انسجام، ارزیابی بحران، استرس و جبران مرتبط است.
ب) چشمانداز مثبت: اثر باورهای خانواده در متغیرهای خوشبینی، پیش قدمی فعالانه، پافشاری، پردلی (دلیری)، تمرکز بر نقاط قوت و احتمال تسلّط بالقوه را بر تابآوری خانواده نشان میدهد.
ج) تعالی و معنویت: باورهای خانواده در زمینه ارزش بالاتر، معنویت، ایمان،
مراسم مذهبی و دگرگونی و تغییر را مورد تأکید قرار میدهد. زیرا والش (۲۰۰۳؛ سادات حسینی، چاری، ۱۳۹۲، ۱۸۶) تأکید می نماید که تشریفات مذهبی و مراسمها به سازگاری خانواده کمک می کند.
الگوی سازماندهی به ویژگیهایی از ساختار خانواده اشاره دارد که می تواند در تابآوری خانواده نقش داشته باشد. این بعد شامل سه مؤلفه است:
الف) انعطا فپذیری: منظور از انعطافپذیری این است که خانواده بعد از مواجهه با چالش یا خطر قادر به تغییر و دوباره سازمان دهی خود برای دستیابی به حالت تعادل است.
ب) پیوند و وابستگی: برای رسیدن به تغییر یا تطبیق یافتن با بحران ها، به احساسی از یکی بودن و انسجام در خانواده نیاز است. پیوند و وابستگی اشاره دارد به حمایت متقابل، احترام به نیازهای شخصی، مدیریت قوی، احیاء مجدد روابط نزدیک و آشتی مجدد وقتی روابط دچار اشکال می شود (کوهن و دیگران، ۲۰۰۲؛ سادات حسینی، چاری، ۱۳۹۲، ۱۸۶)
ج) منابع اقتصادی/ اجتماعی: شامل خویشاوندی گسترش یافته و حمایت اجتماعی، شبکه های ارتباطی و امنیت مالی میباشد. تحقیقات نشان میدهد که خانوادههایی که شبکه های اجتماعی/ دوستانه سالمی دارند و از منابع اقتصادی کافی برخوردارند، اغلب قادر به پایداری بیشتری هستند.(بوچانان، ۲۰۰۸؛ سادات حسینی، چاری، ۱۳۹۲، ۱۸۶)
بر طبق نظر والش (۲۰۰۳؛ سادات حسینی، چاری، ۱۳۹۲، ۱۸۶) سومین حوزه اصلی تأثیرگذار در تابآوری خانواده، فرایندهای ارتباطی و حل مسأله است. فرایندهای حل مسئله و ارتباطی می تواند نقش مهمی در تابآوری خانواده داشته باشد. این حوزه شامل سه بعد میباشد:
الف) وضوح و شفافیت: قدرت روشن سازی مسأله، مشخص کردن تغییراتی که ممکن است در مسأله رخ دهد و مشارکت باز اعضاء خانواده در حل مسائل، ممکن است به رفتارهای سازگارانهتری منجر شود. لذا این بعد شامل روشنی، پیا مهای یک دست و توضیح موقعیت مبهم است.
ب) تجلّی هیجانی باز: به توانایی خانواده در بیان دامنه هیجانات، همدلی دوطرفه و شوخ طبعی اشاره می کند.
ج) حلمسأله جمعی: استفاده از روش همکارانه برای حل مسأله می تواند احساسی از اعتبار در فرایند تصمیم گیری را در بین اعضاء خانواده ایجاد نماید. این بعد شامل بارش ذهنی خلاقانه، تصمیم گیری مشترک، حل تضاد سازنده، موضع فعال برای پیشگیری از مسائل و بحرانها و آماده شدن برای چالشهای بعدی میباشد. (والش، ۲۰۰۳؛ سادات حسینی، چاری، ۱۳۹۲، ۱۸۷)
تاب آوری در اصطلاح چنین تعریف می شود: نوعی حالت قابل توسعه در فرد بوده، که بر اساس آن قادر است در رویارویی با ناکامی ها، مصیبت ها و تعارض های زندگی و حتی رویدادهای مثبت، پیشرفت ها و مسئولیت بیشتر به تلاش افزون تر ادامه دهد و برای دستیابی به موفقیت بیشتر، از پای ننشیند. (خلعتبری و بهاری، ۱۳۸۹، ۸۶-۸۵)
پژوهش های انجام شده حاکی از آن است که برخی افراد تاب آور، پس از رویارویی با موقعیت های دشوار زندگی، دوباره به سطح معمولی عملکرد باز میگردند، حال آنکه برخی دیگر افراد، پس از رویارویی با ناکامی ها، مصیبت ها و دشواری ها نسبت به گذشته ارتقا پیدا میکند.
در مجموع، افراد تاب آور، دارای این ویژگی هستند:
-
- واقعیت های زندگی را به سهولت میپذیرند.
- ایمان دارند که زندگی پرمعنا است. این باور معمولاً به وسیله ارزشهای آنها حمایت می شود. دارای تواناییهای چشمگیر برای وفق دادن سریع خود با تغییرات بزرگ هستند.
سخت رویی به افراد کمک می کند تا در رویارویی با تغییرات تنشزا، دشواریها را به فرصتهایی پر نفعت تبدیل کنند. نگرشهای مورد نظر در سخت رویی، عبارتند از: تعهد، کنترل و چالش طلبی.
مقصود از تعهد آن است که فرد در رویارویی با شرایط دشوار، به جای ترک صحنه، ترجیح دهد حضور خود را در صحنه حفظ کرده، به افراد درگیر در آن موقعیت، در برطرف کردن دشواری کمک کند.
مقصود از کنترل، آن است که فرد به تواناییهای خود برای اثرگذاری بر نتایج رویدادها باور داشته باشد و مقصود از چالشطلبی، آن است که فرد در رویارویی با چالشها به جای مقصر قلمداد کردن سرنوشت، درصدد ایجاد فرصت هایی برای رشد خود و دیگران باشد. همچنین در شکل گیری و بروز رفتارهای سخت رویانه، فرد باید مهارت های حل مسأله و تعامل با دیگران برای تعمیق حمایتهای اجتماعی را نیز در خود پرورش دهد. در واقع، تاب آوری پدیده ای است که از پاسخ های انطباقی طبیعی انسان حاصل می شود و علیرغم رویارویی فرد با تهدیدهای جدی، وی را در دستیابی به موفقیت و غلبه بر تهدیدها توانمند میسازد. تابآوری صرف مقاومت منفعل در برابر آسیب ها یا شرایط تهدید کننده نیست.
بلکه فرد تاب آور مشارکت کننده فعال و سازنده محیط پیرامونی خود است. تاب آوری قابلیت فرد در برابر برقراری تعادل زیستی- روانی- معنوی در مقابل شرایط مخاطره آمیز میباشد (کانرو دایویدسون، ۲۰۰۳؛ خلعتبری و بهاری، ۱۳۸۹، ۸۶-۸۵)