یافته های این بررسی نشان میدهد که مدیران بخشهای انتفاعی و غیرانتفاعی، سه شایستگی اصلی (صداقت و درستی؛ همکار بودن؛ توسعه دیگران) را انتخاب کرده اند که در این بخشها از اولویتهای برتر بشمار میروند (Thach and Thompson, 2006: 363).
۲-۲: برنامه جانشین پروری
عنصر کلیدی توسعه نیروی کار مفهوم برنامه جانشین پروری را در بر میگیرد (Brunero, 2008: 576). تعاریف و تفاسیر متعددی از برنامه جانشین پروری در سالهای اخیر ارائه شده است. برنامه جانشین پروری عبارت است از: فرایند ساختارمند شناسایی و آماده سازی جانشینان با پتانسیل بالا از طریق مرشدیت، آموزش، و توسعه به منظور گرفتن نقش جدید هنگامی که مورد نیاز هستند ( Garman and Glawe, 2004: 120؛Duran, 2006: 12).
در تعریف دیگر، برنامه جانشین پروری به طور خیلی مختصر توسط پوتیت[۵۰] (۱۹۸۷) اینگونه تعریف شده است، یک استراتژی برای شناسایی رهبری در حال حاضر و آینده و نیازهای مدیریتی. اسملتزر[۵۱] (۲۰۰۲) استدلال می کند که برنامه ریزی جانشین پروری در مفهوم وسیعتر باید به عنوان آماده سازی افراد برای نقشهای آینده و نه فقط برای جایگزینی پستها در درون سازمان نگریسته شود. این فرایند می تواند کارکنان و مدیران را با جهتهای استراتژیک سازمان همتراز سازد. آن همچنین می تواند افرادی را شناسایی کند که می توانند برای تقاضای سازمان بعد ار توسعه مهارت های خاص و ویژگیهای مورد نیاز برای نقشهای پیشرفته و حرفهای متناسب باشد. برنامه ریزی جاشینپروری هزینه های استخدامی و جهتیابی را کاهش میدهد، فرهنگ مالکیت کارکنان در رشد شخصیشان را تشویق می کند و می تواند وفاداری به کارکنان تزریق کند (Brunero, 2008: 577).
یکی از صاحبنظران در تعبیری زیبا، برنامه های جانشین پروری را با بیمه عمر مقایسه کردهاست که همه در مورد اهمیت و ضرورت آن اتفاقنظر دارند اما مایل نیستند در مورد آن تفکر جدی و اقدام عملی داشته باشند. طی دهههای گذشته، سازمانها از برنامه های تربیت جانشین برای یافتن نسل بعدی مدیران و رهبران سازمان استفاده میکردند. این برنامه ها بر تعیین جایگزین برای مشاغل خاص و معین تأکید دارد. چنین برنامه هایی وقتی کارآمد است که مشاغل مدیریتی ایستا و ثابت بوده و مدیران در قالب مسیرهای رشد شغلی معین و تعریف شده جابجا شوند. اما در دنیای امروز، مشاغل، بویژه مشاغل و مناصب مدیریتی، پویا و سیّال و سازمانها از نظر ساختار سازمانی کوتاهتر و تختتر شدهاند، همچنین نمودارهای سازمانی به دفعات تغییر می کند و مدیران جابجاییهای افقی و جانبی دارند ( ابوالعلایی و غفاری، ۱۳۸۵: ۹).
طبق نظر مایکلسون[۵۲] (۲۰۰۶)، برنامه ریزی جانشین پروری مستلزم قرار دادن افراد مناسب در اتوبوس، بیرون کردن افراد نادرست از اتوبوس، و تثبیت موقعیت افراد مناسب در صندلیهای مناسب است. دیگران بحث میکنند که برنامه ریزی جانشین پروری حقیقتا داشتن افراد مناسب در مکانهای مناسب و در زمانهای مناسب است (Jarrell and Pewitt, 2007: 298). طرح برنامه ریزی جانشین پروری با اندیشه و تأمل به وسیله سازمان به منظور تضمین تدوام رهبری در پستهای کلیدی و سرمایه گذاری در سرمایه ذهنی و دانشی سازمان برای توسعه آینده افراد طراحی شده است (Edwards, 2008: 59).
برنامه جانشین پروری فرایند مستمر شناسایی، انتخاب، و توسعه رهبری آینده و مدیریت عالی است. آن تکنیک سازماندهیشده شناسایی و آرایش افراد با استعداد از طریق توسعه و تامین آن ها با مهارت های درست برای ارتقاء و پیشرفت در آینده است. آن فراتر از فرایند انتخاب است، برنامه ریزی جانشین پروری یک برنامه مستمر به منظور تضمین رهبری فعلی و آینده از طریق درگیر کردن سطوح مختلف در درون یک سازمان است. برنامه ریزی جانشین پروری ساختار پویایی است که منابع سازمان را برای توسعه و حفظ کارکنان با استعداد بالا مورد ملاحظه قرار میدهد (Mandi, 2008: 19).
هدف اولیه از برنامه جانشین پروری فراهم کردن تسلسلی از استعداد در درون سازمان برای نگاه داشتن قدر ت حیات و حفظ/ بهبود عملکرد در هنگام تغییر رهبری است. مبنای برنامه ریزی جانشین پروری تمرکز بر نیاز سازمان به داشتن ذخایر قوی از کاندیداهای ممکن است که برای پر کردن پستهای خالی رهبری آمادگی دارند (Kasper, 2008: 26).
شارما و همکاران[۵۳] (۲۰۰۳) فرایند جانشین پروری را به عنوان عملی که در بیش از یک دوره زمانی بلند مدت رخ میدهد، تعریف میکنند که فعالیتهای بسیاری را در بر میگیرد و پیشنهاد میکنند که یک همپوشانی بین تعریف برنامه ریزی جانشین پروری و فرایند جانشینی وجود دارد. فرایند جانشینی نه فقط شامل شناسایی ذخیره پتانسیلها و استعدادها، تعیین جانشین، آگاهسازی جانشین و دیگران که انتخاب شدهاند می شود؛ بلکه همچنین، انتخاب و آموزش جانشین، توسعه چشم انداز و برنامه استراتژیک برای شرکت به پیروی از جانشین پروری، تعریف نقش متصدی و ارتباطات تصمیمات با ذینفعان کلیدی را در بر میگیرد.
فریدمن[۵۴] (۱۹۸۶) یک دیدگاه سیستمی را به این معنی که سیستمهای جانشینی جدا از فرایندهای جانشینی وجود دارند، به ما ارائه میدهد. او پیشنهاد می کند که این سیستمها قوانین و رویه هایی را ارائه می دهند که یک چارچوب مفهومی برای رویدادهای جانشینی هستند و توسعه اجرایی و روشهای تعیین شغل را در بر میگیرد. فریدمن بیان می کند که فرایند به وسیله تصمیماتی که گرفته می شود معنی مییابد و مدل چهار مرحله ای آن شامل: ۱) شناسایی نیاز؛ ۲) تعیین معیارهای گزینش؛ ۳) گزینش متقاضیان؛ و ۴) انتخاب از میان آن ها. بنابرین، در انتشار اخیرشان، فریدمن و اولک[۵۵] (۱۹۹۵) پیشنهاد کردند که جانشین پروری زمانی که متقاضیان و معیارهای گزینش مورد توجه قرار می گیرند آغاز می شود و با انتخاب یک مدیر عامل جدید یا مدیر ارشد اجرایی به پایان میرسد. کیور وبیونینگ[۵۶] (۲۰۰۹) بیان کردند که فرایند فقط شامل دو مرحله است: ۱) شناسایی متقاضیان و ۲) توسعه (Fancher, 2007: 7).
در مورد اهمیت فرایند جانشین پروری در سازمانها، لاوینگا (۲۰۰۵) عنوان می کند که جانشین پروری یک عامل حیاتی و اساسی است که باید با اهداف استراتژیک سازمان مرتبط باشد و از استراتژی سازمان گرفته شود و به طور مستقیم مدیران صف را درگیر کند. نادلر (۲۰۰۶) نیز معتقد است که جانشینی مدیران، دومین موضوع مهمی است که سازمان های امروزی با آن مواجهند.